به گزارش شهرآرانیوز، تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی در جهان، ماههاست که شرایط متفاوتی را تجربه میکند. پیش از اینکه جنگسالار ۸۰ ساله آمریکایی ماجراجوییاش را در این منطقه آغاز کند، این گذرگاه راهبردی شاهد عبور روزانه ۱۴۰ شناور از انواع مختلف کالابر، نفتکش و ابرنفتکشهای VLCCبود، اما حالا این رقم در بسیاری از روزها به کمتر از ۱۰ فروند رسیده است. با این حال، رفتوآمد نفتکشها کاملاً متوقف نشده و بهخصوص آمار روزهای اخیر نشان میدهد که برخی نفتکشها درحال عبور از تنگه هرمز هستند. چگونه؟ با استفاده از یک مسیر مخفی که این روزها اطلاعات بیشتری از آن منتشر شده و نامش بر سر زبانها افتاده است؛ مسیر ناشناختهای در جنوب جزیره «مُسَندَم» در محدوده آبهای سرزمینی عمان.
گذرگاهی که این روزها نامش بهعنوان «کریدور مسندم» مشهور شده است، در بخش عمانی تنگه هرمز در امتداد ساحل جنوبی جزیرهای به همین نام (حوالی منطقه خصب) قرار دارد. هنوز جزئیات دقیق این کریدور توسط هیچ نهاد دریانوردی بینالمللی بهصورت رسمی اعلام نشده، اما براساس گزارشات ماهوارهای، کریدور مسندم حدود ۴۸۸ متر عرض و ۲۸ متر عمق طبیعی دارد. این عرض طبیعی اگرچه آنقدرها هم وسیع نیست، اما از نظر فنی برای عبور یکطرفه نفتکشهای بزرگ کافی است. عمق این کریدور هم برای عبور شناورهای سنگین تجاری کفایت میکند، زیرا بهجز ابرنفتکشها، سایر کشتیها آبخوری حدود ۱۵ تا ۲۰ متر دارند.
اهمیت این مسیر فقط به عرض و عمق آن محدود نمیشود. براساس ادعای رسانههای آمریکایی، موقعیت استراتژیک این مسیر به شکلی است که در پناه ارتفاعات و خطالرأس کوهستانی جزیره قرار میگیرد و به همین دلیل، موشکهای کروز ضدکشتی بهدلیل حرکت در مسیر موازی با سطح دریا هرگز نمیتوانند به شناورهایی که از این کریدور عبور میکنند، آسیبی برسانند. به عبارت سادهتر، آمریکاییها چشم امید به این مسیر جدید دارند تا بهوسیله آن نفتکشها را دور از بُرد عملیاتی موشکهای ایران عبور داده و ترتیبات ایرانی تنگه هرمز را دور بزنند.
برای درک بهتر حقیقت درباره کریدور مسندم، باید به ۱۸۶۰ کیلومتر دورتر و پنج روز قبل برویم؛ یعنی زمانی که دوباره نام یمن به سرتیتر رسانههای جهان راه پیدا کرد. ماجرا از این قرار بود که ۲۴ آگوست (۳ شهریور ۱۴۰۵)، گزارشات رسمی از هدف قرارگرفتن یک نفتکش سعودی در فاصله ۱۱۷ کیلومتری غرب بندر «ینبع» حکایت داشتند و بهسرعت معلوم شد که انصارالله یمن از یک سیلوی ثابت و از حدود هزار کیلومتر دورتر با یک فروند موشک بالستیک ضدکشتی این شناور را هدف قرار داده است. این ماجرا، کارشناسان مسائل نظامی را با یک سؤال بیپاسخ مواجه کرد: اگر یک گروه نظامی غیردولتی میتواند شناور متحرکی را در این فاصله از سواحلش هدف قرار دهد، چرا ایران با دراختیار داشتن متراکمترین و بزرگترین زرادخانه موشکی منطقه نتواند نفتکشهای متخلف در کریدور مسندم را هدف قرار دهد؟
این ابهام در شرایطی جدیتر میشود که بدانیم کریدور مسندم فقط ۳۴ کیلومتر با ساحل ایران فاصله دارد و در این شرایط، طیف رنگارنگی از موشکهای ایرانی میتوانند حتی با وجود ارتفاعات این جزیره، اهداف متحرک در پشت این بلندیها (در کریدور یادشده) را منهدم کنند. در میان موشکهای ایران اگر کروزهای ضدکشتی را (بهدلیل حرکت موازی با سطح دریا) نادیده بگیریم، همچنان انواع موشکهای خلیج فارس، هرمز (۲) و انواع جدید خانواده فاتح (۱۱۰) با بُرد عملیاتی ۳۰۰ کیلومتر در اختیارند و بهسادگی میتوانند هر نوع شناوری را در کریدور مسندم هدف قرار دهند. این موشکهای ایرانی در اصطلاح نظامی Top Attack، Death From Above یا حمله از بالا هستند؛ یعنی انواع تسلیحات مهاجمی که به هدف نزدیک میشوند، از فاصله مشخصی اوج میگیرند و در نقطهای بالای سر هدف، مسیر خود را به یکباره تغییر داده و بهصورت عمودی بر هدف فرود میآیند. نمونه بارز این تسلیحات در موشکهای ضدزره نیزه (Javelin) ارتش آمریکا نمایان است که ما ایرانیها نمونه آن را در موشکهای ضدزره الماس، دهلاویه و طوفان در اختیار داریم.
با درنظر گرفتن این نکته که «ایران میتواند کریدور مسندم را نیز در اختیار داشته باشد»، حالا سؤال مهمتری مطرح میشود: اگر تهران از نظر جغرافیایی و نظامی امکان مسدودسازی کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد، چرا بهجای بستن کامل این گذرگاه، اجازه میدهد مسیری محدود و کنترلشده برای عبور تعداد مشخصی از نفتکشها همچنان باز بماند؟
دیدگاههای مختلفی برای پاسخ به این پرسش وجود دارد، اما شاید بتوان بهترین جواب را در گزارش اخیر رویترز مشاهده کرد. این رسانه انگلیسی تأکید کرده که حفظ یک مسیر محدود، ضمن اینکه اهرم کنترل ایران بر تردد دریایی را حفظ میکند، میتواند امکان مدیریت جریان انرژی، اعمال گزینش بر عبور شناورها و بهرهگیری از هرمز بهعنوان یک امتیاز سیاسی و اقتصادی را نیز فراهم کند.
در واقع، بستهماندن کامل هرمز شاید بیشترین فشار اقتصادی را ایجاد کند، اما لزوماً بیشترین قدرت سیاسی را در اختیار ایران نمیگذارد. وقتی تهران مسیر را بهصورت کامل میبندد، در عمل تمام طرفهای درگیر را در یک وضعیت واحد قرار میدهد؛ اما زمانی که عبور را محدود، گزینشی و مشروط میکند، میتواند میان بازیگران مختلف تفکیک قائل شود و از «اجازه عبور» بهعنوان یک امتیاز سیاسی استفاده کند. اینجاست که قدرت موشکهای افسانهای ایران راهی به دنیای دیپلماسی میگشایند. معادله ساده است: مسیر محدودی برای تردد وجود دارد. میخواهید در امنیت بمانید؟ پس «ترتیبات ایرانی» را بپذیرید!