صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

‌درباره یوز ایرانی یکی از سرمایه‌های محیط زیستی سرزمینمان | می‌شود «پیروز» شد

  • کد خبر: ۴۴۱۷۲۳
  • ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۲
برای یوزپلنگ‌های سرزمینمان، هم زمان با روز یوز ایرانی، موجودی که از مهم‌ترین سرمایه‌های محیط زیستی ماست.

مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ یوزپلنگ ایرانی، دست کم در سال‌های اخیر، تنها یکی از گونه‌های حیات وحش نبود. ما مجموعه‌ای از احساسات متناقض خود را در سرنوشت یوز دیدیم. غرور،  دل نگرانی، امید، ناکامی و دل بستگی، همه وهمه را در چشم‌های او دیدیم و افتخار کردیم که ایران، آخرین پناهگاه قطعی یوز آسیایی در جهان است و هم زمان ترسیدیم که شاید نام همین سرزمین، در کنار تاریخ انقراض او باقی بماند.

ما مردم عادی، هیچ گاه یوزی را در طبیعت ندیدیم. بااین حال، فاصله جغرافیایی مانع شکل گیری یک پیوند عاطفی نشد. یوز در سال‌های اخیر از محدوده زیست شناسی بیرون آمد و به حافظه عمومی ما راه پیدا کرد.

همان طور که در جنوب ایران، نخل را با واحد شمارش «فرد» صدا می‌زنند و برای او جان، فهم، قهر و آشتی در نظر می‌گیرند، یوز هم دیگر نه جزئی از طبیعت، بلکه جزئی از زندگی ماست. یوز نماد سرعت است، اما سرنوشتش بیش از سرعت، با ایستایی تعریف شده است. حیوانی که با وجود همه تهدیدها، هنوز باقی مانده و در آخرین بخش‌های زیستگاه تاریخی خود دوام آورده است. امکان ادامه دادنش اندک است، اما هنوز از زندگی دست نمی‌کشد.

حضور یوز بر پیراهن تیم ملی فوتبال کشورمان، بخشی از ورود پررنگش به حافظه جمعی بود. به گمانم نخستین بار همان جا بود که مردم میان امید‌های خود و سرنوشت یوز پیوندی عاطفی برقرار کردند. آن تصویر یادآور آرزوی پیروزی و رسیدن بود، آرزویی که به نتیجه نرسید و آنچه باقی ماند، حسی مشترک بود.

ما باز هم امیدوار شدیم و باز هم چیزی از دست رفته بود. این معنای جمعی با تولد «پیروز» عمیق‌تر شد. پیروز در اردیبهشت۱۴۰۱، یکی از سه توله «ایران» و «فیروز» بود.

پس از مرگ دو توله دیگر، تنها بازمانده آن زایمان شد. از همان ابتدا، وضعیتش شکننده بود و پیروز نام مناسبی برای امیدی بود که مردم به او بسته بودند. بسیاری در وجودش امکان وقوع اتفاقی را می‌دیدند که بار‌ها ناممکن به نظر می‌رسید. او قرار نبود به تنهایی یوز ایرانی را از انقراض نجات دهد، اما در ذهن جامعه، پیروز شاهدی بود بر اینکه هنوز می‌توان امیدوار ماند. 

سرنوشت یک توله یوز به نگرانی‌ها و آرزو‌های نسلی پیوند خورد که درباره آینده خود و سرزمینش پرسش‌های فراوان داشتند. پیروز در نهم اسفند۱۴۰۱ پیش از آنکه یک ساله شود، بر اثر نارسایی کلیوی از بین رفت و بسیاری با مرگش سوگواری کردند. مرگش تکرار یکی از آشناترین تجربه‌های جمعی ما بود، دل بستن به روزنه‌ای کوچک و امیدبخش و سپس تماشای ازدست رفتن آن.

تناقض‌های ناتمام

یوز ایرانی، اغلب قربانی خطا‌های بزرگ و دور از دسترس به نظر می‌رسد، درحالی که بسیاری از تهدید‌های زندگی او حاصل تصمیم‌ها و رفتار‌های انسانی مشخص‌اند. جاده، معدن، کاهش طعمه، دام، سگ‌های گله، شکار و تخریب پیوستگی زیستگاه، هرکدام بخشی از فضای زندگی را از یوز گرفته‌اند. یوز برای زنده ماندن به قلمرویی وسیع نیاز دارد.

وقتی یک زیستگاه با جاده، معدن، تأسیسات و فعالیت‌های انسانی تکه تکه می‌شود، مسیر‌های حیاتی اش قطع می‌شود. جاده‌ای که برای انسان کوتاه کننده راه است، ممکن است برای یوز پایان راه باشد. نور، صدا، عبور خودرو‌ها و احتمال تصادف، مرز‌هایی را می‌سازند که بر زندگی جانوران اثر مستقیم دارند.

از طرفی یوز بدون طعمه نمی‌تواند باقی بماند. کاهش جمعیت جبیر، آهو و دیگر طعمه‌های طبیعی، او را با کمبود غذا روبه رو می‌کند و ممکن است جانور را به خروج از محدوده امن بکشاند. ورود دام به زیستگاه او نیز، رقابت بر سر منابع را افزایش می‌دهد و همراهی سگ‌های گله، خطر تازه‌ای پدید می‌آورد. در چنین شرایطی، مجموعه‌ای از مداخلات انسانی می‌تواند امکان زندگی را از او بگیرد.

نهم شهریور یادآور واقعه‌ای در سال ۱۳۷۳ در بافق یزد است. زمانی که یک یوز ماده و توله هایش به نزدیکی شهر آمدند و توسط انسان‌ها مورد حمله قرار گرفتند. مادر گریخت، دو توله از بین رفتند و توله بازمانده که بعد‌ها «ماریتا» نام گرفت، نجات یافت. روز ملی یوزپلنگ ایرانی یادآور رویارویی تلخ میان انسان با جهان پیرامونش است.

میان امید و ناامیدی

کوشکی، دلبر، ایران، فیروز و پیروز، هرکدام بخشی از روایت تلاش برای تکثیر و حفاظت از یوز را شکل دادند. هلیا، هرب، تلخاب، مهشاد و هیوا از روی الگوی خال هایشان شناسایی شدند. نام گذاری، آن‌ها را برای مردم از عدد به موجوداتی قابل شناسایی تبدیل کرد.

قصه یوز ایرانی تنها قصه ازدست دادن نیست. در سال‌های اخیر، ثبت تصاویر تازه از یوز‌های ماده و توله هایشان نشان داده که زندگی هنوز در زیستگاه‌های ایران جریان دارد. براساس اعلام سازمان حفاظت محیط زیست در خرداد۱۴۰۵، تعداد یوز‌های شناسنامه دار کشور از ۱۷ به ۲۷فرد رسیده است.

هر توله‌ای که در طبیعت ثبت می‌شود، ارزش زیستی و نمادین بزرگی دارد. هم غرور دارد و هم غم و میان امید و ترس معلق است. آنچه در «پیروز» دیدیم، نجات قطعی نبود، اما امکان نجات بود. روزنه‌ای کوچک که می‌گوید با وجود همه شکست ها، هنوز می‌شود مسیر را تغییر داد. آینده یوز ایرانی نه در اندوه ما برای مرده ها، بلکه در میزان مسئولیت ما نسبت به زنده‌ها تعیین خواهد شد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.