به گزارش شهرآرانیوز؛ نخستین روز بیستونهمین نمایشگاه الکامپ، ساعت ۱۴ میزبان گفتوگویی با محوریت پیوند صنعت فرانچایز و هوش مصنوعی بود. این گفتوگو با عنوان «مقیاسپذیری به توان دو؛ صنعت فرانچایز و هوش مصنوعی» در استیج و استودیو ترندها و هوش مصنوعی سالن ۴۰ برگزار شد و چهار فعال این حوزه، نقش هوش مصنوعی در کاهش هزینههای نظارت، تحلیل دادههای شعب، تأمین مالی، آموزش نیروی انسانی و کاهش ریسک سرمایهگذاری را بررسی کردند.
فرانچایز مدلی از توسعه کسبوکار است که در آن صاحب یک برند و مدل کسبوکار، یعنی فرانچایزر، امکان استفاده از برند، محصولات، خدمات و فرآیندهای خود را در اختیار فرد یا مجموعه دیگری، یعنی فرانچایزی، قرار میدهد. فرانچایزی با سرمایه و مدیریت خود یک شعبه را راهاندازی میکند و در چارچوب استانداردهای تعیینشده برند فعالیت دارد. این مدل به کسبوکارها اجازه میدهد بدون تأمین تمام سرمایه موردنیاز از سوی مالک برند، شبکه شعب خود را در نقاط مختلف گسترش دهند.
در این گفتوگو، یوسف شیروانیان، همبنیانگذار و مدیرعامل مرکز رشد و نوآوری فرانچایز، حسن بان، همبنیانگذار و مدیرعامل شرکت توسعه سرمایه فرانچایز، الهام رنجبر، همبنیانگذار و مدیرعامل مدرسه فرانچایز و علی صدیقی، همبنیانگذار و مدیرعامل کسبوک، از زوایای مختلف به تأثیر هوش مصنوعی بر این مدل کسبوکار پرداختند.
یوسف شیروانیان، یکی از چالشهای اصلی صنعت فرانچایز را پیچیدگی ناشی از تعدد شعب و پراکندگی اطلاعات دانست. با افزایش تعداد شعب، دادههای عملیاتی و مالی در نقاط مختلف تولید میشوند و مدیریت و مقایسه آنها با روشهای سنتی دشوارتر میشود.
به گفته او، هوش مصنوعی میتواند با جمعآوری و تحلیل دادههای شعب، عملکرد آنها را با یکدیگر و با مدل مالی و عملیاتی تعریفشده مقایسه کند. این فناوری همچنین میتواند در ارزیابی میزان آمادگی یک کسبوکار برای تبدیل شدن به یک فرانچایز مورد استفاده قرار گیرد.
شیروانیان همچنین بر اهمیت سند افشای اطلاعات فرانچایز یا FTD در رابطه میان فرانچایزر و فرانچایزی تأکید کرد. از نگاه او، هوش مصنوعی میتواند اطلاعات این سند را تحلیل و ممیزی کرده و با تطبیق آن با دادههای واقعی شعب، به شفافیت بیشتر و راستیآزمایی عملکرد کسبوکار کمک کند.
او در عین حال تأکید کرد که استفاده از هوش مصنوعی بدون طراحی صحیح مدل کسبوکار، راهحل نیست؛ چرا که فناوری میتواند یک فرآیند درست را سریعتر کند، اما در صورت وجود فرآیندهای اشتباه، صرفاً سرعت رسیدن به نتیجه نامطلوب را افزایش میدهد.
حسن بان در این گفتوگو از ظرفیت ترکیب فرانچایز و هوش مصنوعی در حوزه تأمین مالی و مدیریت اقتصادی سخن گفت. به گفته او، هوش مصنوعی میتواند با کاهش هزینههای مانیتورینگ، بهبود فرآیندهای حسابداری و مالیاتی و همچنین شناسایی تخلف و تقلب، هزینه اداره شبکههای فرانچایزی را کاهش دهد.
او همچنین به ظرفیت تأمین مالی جمعی مبتنی بر سهام یا Equity Crowdfunding برای صنعت فرانچایز اشاره کرد؛ مدلی که میتواند امکان مشارکت سرمایههای خرد را در توسعه کسبوکارها فراهم کند. از این منظر، سرمایهگذاری در فرانچایز الزاماً به سرمایههای بسیار بزرگ نیاز ندارد و تجمیع سرمایههای خرد میتواند به توسعه شعب کمک کند.
علی صدیقی نیز یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی را ایجاد ارتباط دقیقتر میان سرمایهگذاران و فرانچایزرها دانست. به گفته او، با افزایش تعداد مدلهای فرانچایزی و سرمایهگذاران بالقوه، انتخاب گزینه مناسب به مسئلهای پیچیده تبدیل میشود و هوش مصنوعی میتواند با تحلیل ویژگیها و نیازهای طرفین، فرآیند تطبیق آنها را هوشمندتر کند.
از نگاه صدیقی، تحلیل حجم بالای دادههای مربوط به شعب همچنین میتواند در پیشبینی عملکرد و شناسایی ریسکهای یک مدل فرانچایزی مورد استفاده قرار گیرد. او همچنین به نقش هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال و امکان شخصیسازی استراتژیهای بازاریابی برای شعب مختلف اشاره کرد.
الهام رنجبر در این گفتوگو بر وجه دیگری از مقیاسپذیری تمرکز کرد: سرمایه انسانی.
به گفته او، توسعه یک شبکه فرانچایزی تنها با افزایش تعداد شعب اتفاق نمیافتد و برای اداره چنین شبکهای باید مدیران و رهبرانی تربیت شوند که زبان و ذهنیت مشترکی درباره فرانچایز داشته باشند.
رنجبر همچنین از ظرفیت هوش مصنوعی در آموزش سخن گفت و آن را ابزاری برای شخصیسازی فرآیند یادگیری و دسترسی مستمر به دانش تخصصی دانست. در یک شبکه گسترده، انتقال دانش از شعبه اولیه به شعب متعدد میتواند دشوار باشد و هوش مصنوعی میتواند دسترسی مدیران و کارشناسان به دانش موردنیازشان را متناسب با نقش و چالشهای روزمره تسهیل کند.
مجموع دیدگاههای مطرحشده در این گفتوگو نشان داد که از نگاه فعالان این حوزه، نقطه اتصال فرانچایز و هوش مصنوعی صرفاً در اتوماسیون فرآیندها خلاصه نمیشود. تحلیل داده، کاهش هزینه نظارت، بهبود تأمین مالی، کاهش ریسک، شخصیسازی بازاریابی و آموزش نیروی انسانی، مجموعهای از کاربردهایی هستند که میتوانند امکان مدیریت شبکههای بزرگتر را فراهم کنند.
در نهایت، پنلیستها با وجود تأکید بر ظرفیت بالای هوش مصنوعی برای توسعه صنعت فرانچایز، بر ضرورت طراحی درست مدل کسبوکار و توجه به سرمایه انسانی نیز تأکید کردند. از این منظر، هوش مصنوعی میتواند موتور شتابدهنده رشد باشد، اما مقیاسپذیری پایدار زمانی اتفاق میافتد که فناوری، مدل کسبوکار، داده و نیروی انسانی در کنار یکدیگر قرار گیرند.