صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

سریال «هزارشانه» به حوادث دی ۱۴۰۴ و جنگ ۱۲ روزه می‌پردازد | روایت ایران در تاروپود قالی‌های سوخته

  • کد خبر: ۴۴۳۰۳۰
  • ۱۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۷
در میان تولیدات تازه باشگاه فیلم رویش حوزه هنری خراسان رضوی، مجموعه نمایشی «هزارشانه» تلاشی متفاوت برای روایت یک دغدغه اجتماعی است.

شکیبا افخمی راد | شهرآرانیوز؛ در میان تولیدات تازه باشگاه فیلم رویش حوزه هنری خراسان رضوی، مجموعه نمایشی «هزارشانه» تلاشی متفاوت برای روایت یک دغدغه اجتماعی است؛ مجموعه‌ای که به جای تکیه بر حادثه و روایت مستقیم، داستانش را از یک کارگاه قدیمی رفوگری و فرش‌های آسیب دیده آغاز می‌کند تا قصه آدم‌هایی را روایت کند که هرکدام زخمی شخصی، اجتماعی یا اعتقادی با خود دارند.

این مجموعه به نویسندگی محمد برزویی و تهیه کنندگی سجاد انتظاری و با سرمایه گذاری سازمان سینمایی سوره تولید شده است و در نخستین فصل تولید خود سیزده قسمت دارد. این سیزده قسمت توسط هشت کارگردان تولید و قرار است به زودی روی آنتن تلویزیون بروند.

پرداخت غیرمستقیم به جنگ و حوادث دی ماه

سجاد انتظاری، تهیه کننده «هزارشانه»، درباره چگونگی شکل گیری ایده این مجموعه می‌گوید: ایده ساخت سریال دو سه هفته بعد از حوادث دی شکل گرفت. در آن حوادث، تعدادی از مزدوران رژیم صهیونیستی از اعتراض بخشی از مردم سوءاستفاده کردند و کینه تاریخی خود را نسبت به اسلام و پایگاه اصلی آن یعنی مساجد نشان دادند. درواقع فرش‌های سوخته مساجد بهانه نگارش طرح سریالی شد که بتواند به شکل غیرمستقیم ابعاد مختلف این اقدامات تروریستی را در حوادث دی ماه و جنگ دوازده روزه بازنمایی کند.

به گفته او سریال «هزارشانه» با تکیه بر اشتراکات بومی و ملی درصدد آن است که از دل گفت‌و‌گو‌ها بستری برای امید اجتماعی و همدلی ملی ایجاد کند. ازهمین رو در این سریال بازسازی مساجد را نمی‌بینیم، بلکه به بهانه رفوگری فرش‌های سوخته مساجد، آدم‌هایی را می‌بینیم که در حال بازسازی خودشان هستند.

این تهیه کننده درباره داستان سریال هم توضیح می‌دهد: «هزارشانه» یک سریال اپیزودیک اجتماعی است که در فضای بازار تاریخی فرش مشهد و در کارگاه قدیمی یک رفوگر به نام حاج ابراهیم رضوی روایت می‌شود. پس از آتش سوزی تعدادی از مساجد، حاج ابراهیم داوطلب می‌شود، فرش‌های آسیب دیده را ترمیم کند و به تدریج کارگاه کوچک او به محل رفت وآمد آدم‌هایی از طبقات، نسل‌ها و نگاه‌های مختلف تبدیل می‌شود. آدم‌هایی که هرکدام فرشی می‌آورند و به همراه فرش، زخمی شخصی، اجتماعی یا اعتقادی را با خود حمل می‌کنند.

انتظاری درباره نگاه اصلی سازندگان به این مجموعه، تعبیر ساده‌ای دارد: «رفو در این سریال نه فقط دوختن یک فرش، بلکه تمرین دوباره با هم بودن است.» تهیه کننده سریال «هزارشانه» ادامه می‌دهد: نگاه ما این بود که فرش ایرانی که نمادی از اصالت فرهنگ و ریشه‌های ماست، بهانه‌ای برای تولید کاری باشد که هدف اصلی اش انسجام و وحدت ملی است.

او درباره نقش مسجد در این روایت اضافه می‌کند: مسجد هم برای ما سوژه خوبی بود، چون محل رجوع آدم‌ها از طیف‌ها و نسل‌های مختلف است. درواقع ما می‌خواستیم دوباره به ارتباط آدم‌ها با مسجد و مشکلات و مسائلی که می‌تواند در مسجد حل شود نگاه کنیم.

جلیل فرجاد؛ چهره ثابت کارگاه

در میان بازیگران مجموعه، جلیل فرجاد تنها بازیگر اصلی است که از خارج از مشهد به پروژه پیوسته است. به گفته انتظاری سازندگان برای نقش حاج ابراهیم به دنبال بازیگری در سن و ویژگی‌های موردنظر بودند که مخاطب تلویزیونی نیز شناخت قبلی از او داشته باشد. در نهایت هم به جلیل فرجاد رسیدند. به این ترتیب شخصیت ثابت مجموعه در میان اپیزود‌های مختلف، با حضور او به یک نقطه اتصال تبدیل شد.

تهیه کننده سریال «هزارشانه» درباره لوکیشن این مجموعه نیز توضیح می‌دهد: تمام اتفاقات اصلی مجموعه در یک لوکیشن ثابت می‌گذرد؛ خانه تاریخی ناظران در خیابان نواب صفوی مشهد. این خانه که در حالت عادی کاربری زائرپذیر دارد، برای مدت دو ماه به طور کامل در اختیار پروژه قرار گرفت و گروه صحنه آن را به کارگاه قالی بافی و رفوگری تبدیل کرد. در نتیجه، بخش درخورتوجهی از آنچه در قاب تصویر به عنوان کارگاه حاج ابراهیم دیده می‌شود، حاصل طراحی و تلاش گروه صحنه است.

انتظاری یادآور می‌شود: مدیریت خانه تاریخی ناظران در جریان تولید با پروژه همکاری بسیار خوب داشت. علاوه بر این، شرکت فرش آستان قدس رضوی در حوزه لجستیک و صحنه و دفتر رسیدگی به امور مساجد مشهد نیز از مجموعه حمایت مادی و معنوی داشته‌اند.

یک مجموعه با ۸ کارگردان جوان

یکی از ویژگی‌های متفاوت «هزارشانه» حضور هشت کارگردان جوان باشگاه فیلم رویش در تولید سیزده قسمت نخست است.

محمد برزویی، امیرحسین کشمیری، محمدرضا دهقان، حمید ملیحی، فرزانه سلیمانیان، مهدی میرزابیگی، سیدامیر سیدان و محمدرضا اربابی، هرکدام مسئولیت کارگردانی یک یا چند اپیزود را برعهده داشته‌اند. به گفته انتظاری این تصمیم اگرچه از نظر تولیدی چالش‌های خاص خود را داشته، اما با تفکر تربیتی باشگاه فیلم رویش هم خوان بوده است. تهیه کننده سریال «هزارشانه» تأکید می‌کند: یکی از مأموریت‌های باشگاه حمایت و ایجاد فضای رشد برای فیلم سازان جوان است؛ بنابراین ما تصمیم گرفتیم به جای آنکه تمام پروژه به یک کارگردان سپرده شود، فرصت کارگردانی میان چند نفر از اعضای باشگاه تقسیم شود.

انتظاری با اشاره به حضور هادی مقدم دوست، فیلم ساز مطرح کشور به عنوان مشاور پروژه ادامه می‌دهد: تعدد کارگردانان طبیعتا می‌توانست به تفاوت در نگاه، میزانسن، دکوپاژ، هدایت بازیگران و شیوه رویارویی با عوامل منجر شود. از همین رو آقای هادی مقدم دوست پیش از آغاز تولید، کارگاهی یک هفته‌ای در مشهد برگزار کرد و با کارگردانان درباره فیلم نامه، شخصیت پردازی، دکوپاژ و به ویژه درباره شخصیت حاج ابراهیم گفت‌و‌گو کرد.

به گفته او هدف این جلسات، یکسان سازی نگاه کارگردانان نبوده، بلکه ایجاد مجموعه‌ای از اصول مشترک برای حفظ هویت واحد اثر بوده است. همچنین جلسات جداگانه‌ای میان کارگردانان، مدیر فیلم برداری، طراح صحنه و دیگر عوامل برگزار شده تا هر کارگردان ضمن حفظ نگاه شخصی خود، با زبان بصری و اجرایی مجموعه هماهنگ شود.

این تهیه کننده بیان می‌کند: حضور یک دستیار اول کارگردان و برنامه ریز ثابت نیز به عنوان حلقه اتصال میان کارگردانان مختلف و بازیگر اصلی، به حفظ انسجام تولید کمک کرد. این تمهید از آن جهت اهمیت داشت که هر کارگردان تنها برای مدت محدودی در پروژه حضور داشت و ممکن بود فرصت کافی برای شناخت دقیق روحیات و شیوه کاری بازیگر اصلی نداشته باشد.

ورود باشگاه فیلم رویش به سریال سازی

«هزارشانه» نخستین تجربه جدی باشگاه فیلم رویش در ساخت یک مجموعه نمایشی است. تجربه‌ای که انتظاری آن را فرصتی برای ورود تدریجی باشگاه به حوزه سریال سازی می‌داند و درباره آن می‌گوید: تا امروز تمرکز باشگاه بیشتر روی تولید فیلم کوتاه داستانی بوده است. از همین رو ترجیح دادیم ورود به عرصه سریال سازی را با یک کار کوتاه شروع کنیم تا هم خودمان شناخت بیشتری از این نوع تولید پیدا کنیم و هم فیلم سازان جوان باشگاه بتوانند خودشان را محک بزنند.

این تهیه کننده همچنین یادآور می‌شود: از سوی دیگر، چون در ابتدا قرار بود کار را برای پخش در ماه مبارک رمضان سال گذشته برسانیم، زمان اپیزود‌ها را کوتاه در نظر گرفتیم تا پروژه از نظر تولیدی نیز سبک‌تر و قابل مدیریت‌تر باشد.

او با بیان اینکه تأمین نشدن اعتبار در زمان موردنظر باعث به تعویق افتادن تولید پروژه شده است بیان می‌کند: پس از آغاز جنگ دوازده روزه، سرمایه گذار از گروه درخواست کرد فضای جنگ نیز به شکلی در روایت مجموعه انعکاس پیدا کند و تولید آغاز شود، در نتیجه، برخی مضامین مرتبط با این دوره نیز در قسمت‌های مختلف اضافه شد. به گفته انتظاری پیش تولید «هزارشانه» در اردیبهشت و فیلم برداری آن در خردادماه انجام شده است، اکنون نیز سیزده قسمت نخست مراحل پس از تولید، از جمله صداگذاری و آهنگ سازی را پشت سر می‌گذارند.

این تهیه کننده ادامه می‌دهد: برخی مدیران صداوسیما، مدیران شهری مشهد و مسئولان امور مساجد نسخه‌های اولیه سریال را دیده و پیشنهاد داده‌اند تا تعداد قسمت‌ها افزایش پیدا کند و پخش مجموعه به ماه مبارک رمضان پیش رو موکول شود، اما هنوز به جمع بندی نرسیده‌ایم، چون ادامه تولید همچنان به تأمین اعتبار وابسته است.

هر فرش، یک قصه

محمد برزویی نویسنده سریال درباره ساختار آن نیز توضیح می‌دهد: ساختار «هزارشانه» اپیزودیک است. هر قسمت حدود ۱۲ تا ۱۵ دقیقه زمان دارد و داستان مستقلی را روایت می‌کند. با این حال، کارگاه و شخصیت حاج ابراهیم نخ تسبیح تمام قسمت‌ها هستند. در هر اپیزود، فرشی وارد کارگاه می‌شود و همراه خود داستانی را می‌آورد. شخصیت‌های تازه نیز به عنوان بازیگران مهمان وارد قصه می‌شوند و در پایان، روایت همان قسمت به سرانجام می‌رسد. البته در برخی قسمت‌ها نیز قصه‌ها به یکدیگر مرتبط می‌شوند و در کنار استقلال اپیزودها، پیوندی میان آن‌ها شکل می‌گیرد.

او یادآور می‌شود: ایده اولیه سریال را از تهیه کننده دریافت و پس از آن، شخصیت حاج ابراهیم را به طرح اضافه کردم، رفوگری که اجدادش قالیباف بوده‌اند و هر فرش برای او حامل داستانی تازه است.

در نگاه این نویسنده، رفو کردن فرش، استعاره‌ای از ایجاد همدلی و نزدیک کردن بخش‌های مختلف جامعه است. حتی نام حاج ابراهیم نیز برای برزویی دارای معنایی فراتر از یک نام معمولی است. او این شخصیت را با الهام از ماجرای حضرت ابراهیم و تبدیل شدن آتش به گلستان طراحی کرده است؛ با این تفاوت که حاج ابراهیم «هزارشانه» تلاش می‌کند از دل خاکستر و سوختگی فرش ها، دوباره گل و زندگی بسازد.

نقطه اشتراکی به نام وطن

برزویی با تأکید براینکه هدف مجموعه «هزارشانه» دامن زدن به اختلافات سیاسی نیست بیان می‌کند: در این سریال شخصیت‌هایی از طیف‌های مختلف به بهانه فرش دور هم جمع می‌شوند و می‌توانند کم کم به همدلی و اشتراک برسند. جایی که به اشتراک می‌رسند، همان مفهوم وطن است؛ درواقع فرش در سریال علاوه بر اینکه یکی از نشانه‌ها فرهنگ ایرانی است، نماد وطن نیز هست.

به گفته او در قسمت‌های پایانی سریال، پروژه‌ای شکل می‌گیرد و چندین فرش سوخته به یک فرش یادبود بزرگ تبدیل می‌شوند. این فرش با مشارکت آدم‌های مختلف بافته شده و قرار است در یکی از صحن‌ها یا موزه حرم پهن شود. درواقع در این نقطه، حاج ابراهیم در عمل کنار می‌ایستد و نخ را به مردم می‌دهد تا آن‌ها ابراهیم وار آتش فرش را به گلستان همدلی تبدیل کنند.

او درباره پیام اصلی مجموعه نیز می‌گوید: مهم‌ترین پیام سریال وحدت و همدلی است. دوست داشتیم به این برسیم که بپذیریم بخشی از عقاید و فرهنگ ما آسیب دیده است. اول باید این آسیب را ببینیم و لمس کنیم و بعد دست به دست هم بدهیم و فرهنگمان را دوباره رفو و بازسازی کنیم.

پیدا کردن مرز میان فیلم کوتاه و تلویزیون

برزویی که کارگردانی سه اپیزود از مجموعه را نیز برعهده دارد، تجربه حضور چند کارگردان در این پروژه را مثبت می‌داند و بیان می‌کند: در قسمت‌های مختلف «هزارشانه» هم عناصر مشترکی وجود دارد تا نشان دهد همه قسمت‌ها متعلق به یک مجموعه‌اند و هم ویژگی‌های منحصر به فردی که نشان دهنده تفاوت نگاه کارگردان هاست. در مجموع سریال جالب و رنگارنگ شده و این فرصت را فراهم کرده است تا کارگردانی به تعداد بیشتری از افراد جوان و مستعد برسد.

او در پایان، با اشاره به تفاوت میان فضای فیلم کوتاه و تلویزیون، درباره چالش‌های پروژه «هزارشانه» توضیح می‌دهد: ما به فضای فیلم کوتاه که مخاطب خاص تری دارد و کمی هنری‌تر است عادت داشتیم، اما از آنجایی که مجموعه «هزارشانه» از ابتدا برای تلویزیون تعریف شده بود و باید بار روی دیالوگ بیشتر از تصویر می‌بود، با چالش متفاوتی روبه رو شدیم. از همین رو سعی کردیم روی خطی حرکت کنیم که هم بتوانیم یک سری بازیگوشی‌های فیلم کوتاهی در کار داشته باشیم و هم مخاطب عمومی را با خود همراه کنیم. درواقع چالش برانگیزترین بخش پروژه برای من در کارگردانی این بود که بتوانم مرز بین فیلم کوتاه و سریال را پیدا کنم.

برزویی حضور جلیل فرجاد در سریال را یکی از عوامل کاهش چالش‌های تولید می‌داند و معتقد است تجربه این بازیگر در کنار عوامل حرفه‌ای و انتخاب لوکیشن مناسب، به پیش رفتن پروژه کمک کرده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.