صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

تحسین منتقدان از رابرت پتینسون بازیگر فیلم ساعات پربیننده

  • کد خبر: ۴۴۳۱۴۵
  • ۱۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۹
رابرت پتینسون در فیلم تازه «ساعات پربیننده» یکی از متفاوت‌ترین نقش‌های خود را تجربه کرده و تحسین منتقدان را برانگیخته است؛ با این حال، نخستین واکنش‌ها از جشنواره ونیز نشان می‌دهد فیلم با وجود امتیازهای قابل قبول، هنوز نتوانسته به یک اثر تحسین‌برانگیز و بی‌نقص تبدیل شود.

به گزارش شهرآرانیوز، «ساعات پربیننده» به کارگردانی لنس اوپنهایم، داستانی درباره یکی از جنجالی‌ترین برنامه‌های تلویزیونی آمریکا در دهه ۲۰۰۰ را روایت می‌کند؛ برنامه‌ای که با نمایش رویارویی با شکارچیان آنلاین، خود را به جدول پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیونی رساند و حالا دستمایه ساخت فیلمی درباره جاه‌طلبی، شهرت و از دست رفتن کنترل شده است.

این فیلم پس از نمایش در جشنواره فیلم ونیز با پایان یافتن مهلت انتشار نقدها، واکنش‌های متفاوتی از سوی منتقدان دریافت کرده است. IndieWire به فیلم نمره B داده، Next Best Picture امتیاز ۷ از ۱۰ را برای آن ثبت کرده و Awards Watch نیز نمره B داده است. در مقابل، واکنش‌های هالیوود ریپورتر و ورایتی چندان یکدست نبوده و فیلم در حال حاضر در متاکریتیک امتیاز ۷۵ را در اختیار دارد.

رابرت پتینسون؛ نقطه قوت اصلی فیلم

«ساعات پربیننده» زمانی بیشترین تأثیرگذاری را دارد که به بازسازی فضای برنامه واقعی نزدیک می‌شود. فیبی بریجرز در نقش «طعمه» خود را جای یک کودک جا می‌زند، مریت ویور در نقش تهیه‌کننده‌ای به نام اندی در پشت صحنه فعالیت می‌کند و تونی رولوری نیز در نقش مردی منحرف وارد ماجرا می‌شود.

در این میان، رابرت پتینسون در نقش کریس هانسن، مجری اصلی برنامه، حضوری متفاوت دارد. او لحن و رفتار هانسن را با دقت بازسازی کرده و بازی‌اش به اندازه‌ای به شخصیت واقعی نزدیک است که برخی صحنه‌ها حالتی مستندگونه پیدا می‌کنند؛ ترکیبی که در عین خنده‌دار بودن، می‌تواند ناراحت‌کننده و آزاردهنده نیز باشد.

با ورود برنامه به جدول پربیننده‌ها و رقابت آن با مجموعه‌ای مانند «Lost»، هانسن به‌تدریج از مسیر اصلی خود فاصله می‌گیرد و وسواسش برای بزرگ‌تر کردن برنامه و افزایش شمار مخاطبان بیشتر می‌شود.

غافلگیری دیگر فیلم چه کسی است؟

اسکایلر جیسوندو در نقش دن پلام، بازیگری بلندپرواز را بازی می‌کند که برای دریافت کارت اتحادیه بازیگران تلاش می‌کند. او به‌عنوان طعمه جدید برنامه انتخاب می‌شود و برای رسیدن به هدفش حاضر است هر کاری انجام دهد؛ اما زمانی که با واقعیت این شغل روبه‌رو می‌شود، احساس انزجار در وجودش شکل می‌گیرد.

جیسوندو یکی از غافلگیری‌های مهم فیلم توصیف شده و بازی او از نقاط قوت اثر به شمار می‌رود. مریت ویور نیز در نقشی محدود، بار دیگر توانایی‌های خود را به نمایش گذاشته است.

پتینسون نیز شخصیت هانسن را در ابتدا خویشتن‌دار و حتی تقریباً دوست‌داشتنی نشان می‌دهد، اما با افزایش فشارها، تغییر تدریجی او آغاز می‌شود و وسواس به‌تدریج کنترل شخصیت را در دست می‌گیرد.

شباهت به «شبگرد» و یک پایان آشفته

فضای «ساعات پربیننده» برای برخی منتقدان یادآور «شبگرد» است؛ با این تفاوت که هانسن برخلاف شخصیت اصلی آن فیلم، خود را فردی می‌داند که در حال انجام کاری خیر است و صرفاً به دنبال شکار یک سوژه خبری نیست.

آنا فاریس نیز در نقش همسر رهاشده هانسن حضور دارد؛ نقشی که به اعتقاد برخی منتقدان ظرفیت‌های بازیگر را چندان به کار نگرفته است و بخش‌های مربوط به زندگی شخصی هانسن نیز در مقایسه با صحنه‌های مرتبط با خود برنامه، جذابیت کمتری دارند.

پایان فیلم نیز چندان مرتب و کلاسیک نیست. با وجود آنکه مخاطبانی که تاریخچه برنامه واقعی را می‌دانند، از سرانجام ماجرا باخبرند، لنس اوپنهایم همچنان موفق می‌شود با استفاده از برنامه‌های شکست‌خورده، سوءتفاهم‌ها و فروپاشی تدریجی هانسن، تنش ایجاد کند.

آشفتگی پایان‌بندی شاید در نگاه اول یک ضعف باشد، اما از سوی دیگر مانع تبدیل شدن فیلم به یک درام جشنواره‌ای بیش از حد شیک و حساب‌شده می‌شود.

بازسازی تلویزیون بیمارگونه دهه ۲۰۰۰

از نظر بصری، «ساعات پربیننده» یکی از بخش‌های قابل توجه خود را مدیون فیلمبرداری دیوید بولن است. فیلم تلاش می‌کند ظاهر تلویزیون اوایل دهه ۲۰۰۰ را بازسازی کند؛ از نورهای سرد و آبی گرفته تا فضاهای داخلی بیش از حد نوردهی‌شده و دانه‌های تصویری فراوان که فضایی ناخوشایند و بیمارگونه به وجود می‌آورند.

اوپنهایم همچنین از حرکت‌های دوربین گیج‌کننده و قاب‌بندی‌های نامتعارف استفاده کرده است؛ رویکردی که به فیلم هویت بصری مشخصی می‌دهد.

با وجود این نقاط قوت، «ساعات پربیننده» چندان از ایده اصلی خود فراتر نمی‌رود و بیشتر از آنکه به واکاوی عمیق پدیده شهرت و رسانه بپردازد، همچون کپسولی از یکی از عجیب‌ترین دوره‌های تلویزیون آمریکا در دهه ۲۰۰۰ عمل می‌کند. با این حال، بازی رابرت پتینسون و فضای بصری متفاوت فیلم، آن را به یکی از آثار قابل توجه جشنواره ونیز تبدیل کرده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.