به گزارش شهرآرانیوز؛ امروز دقیق ۲۲ سال میشود که اثر فرهنگی-تاریخی «حسینیه رحیمیان» مشهد به شماره ۱۱۰۸۸ در فهرست آثار ملی قرار گرفته است؛ اثری ناشناخته که در جوار خانه تاریخی توکلی واقع شده است. اطلاعات بسیار کمی از این بنای تاریخی موجود است؛ اما آنطور که از پرونده ثبتیاش در میراث فرهنگی برمیآید، حسینیه رحیمیان ۸ دی ۱۳۸۲ توسط اعضای شورای منطقهای خراسان برای ثبت در فهرست آثار ملی ایران پیشنهاد و بررسی شده و با توجه به ویژگیهای منحصربهفردی که داشته، حدود هشت ماه بعد عنوان «اثر ملی» را به دست آورده است. عنوانی که امروز فقط از نماهای بیرونی برازنده حسینیه رحیمیان است، چرا که درونش دیگر هیچ سنخیتی با یک اثر تاریخی و هویتی ندارد.
به هر روی، امروز سالروز ثبتملی شدن این بنای قدیمی مشهد است و به همین بهانه در صفحه تاریخ و هویت شهرآرا، به جزئیات معماری و تاریخی آن پرداختهایم تا جواهر واقع شده در معبر نواب صفوی ۷ یا همان کوچه عسگریه را بهتر بشناسیم.
همانطور که ذکر شد درباره حسینیه رحیمیان اطلاعات بسیار کمی وجود دارد. همچنان که در کتابها و مقالات اثری از آن نیست، در جستوجوی اینترنتی هم چیز بسیار کمی دست شما را میگیرد. همه این اطلاعات، کپی همان چیزی است که در ویکیپدیا آمده است: «حسینیه رحیمیان مربوط به اواخر دوره قاجار است و در مشهد، کوچه نواب صفوی ۷، کوچه عسگریه، پلاک ۵۴ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۳ با شماره ثبت ۱۱۰۸۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.»
البته در تابلوی سهزبانهای که روی دیوار خانه نصب شده، اطلاعات کاملتری در دسترس است. در این تابلو که درباره «ویژگیهای معماری» و «پیشینه اثر» است، میخوانیم: «ورودی باشکوه خانه دارای نیمکارِ رسمیبندی و پیرنشین میباشد که در خانههای مشهد کمتر دیده شده است. از دیگر ویژگیها، داشتن خدایخانه در وسط بنا است که از اواسط قاجار به معماری راه یافت و نور داخل بنا را تأمین مینماید.
تزیینات نما شامل استفاده از آجر مهری با طرحهای متنوع، کتیبههای کاشیکاری در سردر و نیز قاببندی آجری سردر پنجرههاست. همچنین رخبام بنا دارای آجرکاری دندانموشی و پافیلی است که میان آنها با کتیبههای کوچک کاشی تزیین شده است. بخش جنوبی خانه تخریب شده است.
مطابق با کتیبه موجود در سردر بنا، ساخت آن در سال ۱۲۹۰ شمسی صورت گرفته است. طبق گفتهها، این ساختمان توسط میرحسین یزدی (معمار) برای حاج محمدجعفر که از تجار پایینخیابان بوده، ساخته شده است. مالکیت این بنا متعلق به آقای رحیمیان بود که پس از فوت ایشان به ورثه تعلق گرفته است.»
آنچه خواندید تمام اطلاعاتی است که از فضای مجازی یا بازدید از حسینیه رحیمیان به دست میآید. بگذریم که کاربندی نیز همان طاق بیرونی است که نیمهتمام و بهشکل رسمیبندی کار شده است. پیرنشین هم همان دو سکوی کنار درِ ورودی است که برای استراحت در هنگام انتظار برای ورود یا گفتوگو با همسایهها ساخته میشده است.
برای دانستن بیشتر باید به سراغ گزارشی رفت که کارشناسان میراث فرهنگی در همان سال ۱۳۸۲ جمعآوری کردهاند؛ این گزارش تصاویر و اطلاعات دقیقی از معماری حسینیه رحیمیان دارد که در ادامه به آنها میپردازیم. اما سازنده و صاحب خانه چه کسانی هستند؟
حسینیه رحیمیان در سردر خود کتیبهای دارد که البته بخشی از آن امروز تخریب شده است، اما در گذشته کامل بود و میشد بفهمیم ساخت بنا در سال ۱۳۳۰ هجری قمری (برابر با دی ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۱ خورشیدی) صورت گرفته است. اطلاعات ما درباره سازنده و مالک اولیه بنا، به گفتههایی است که کارشناسان میراث فرهنگی در سال ۱۳۸۲ از ورثه آقای رحیمیان شنیدهاند؛ «این ساختمان توسط میرحسین یزدی معمار برای حاج محمدجعفر که از تجار پایینخیابان بوده، ساخته شده است.»
متأسفانه جستوجو برای یافتن معماری به نام میرحسین یزدی معمار به جایی نرسید، اما با نگاه به مطبوعات منتشره در دوره ساخت خانه؛ متوجه میشویم که مشهد در آن دوره دو تاجر بنام با نام «محمد جعفر» داشته است؛ یکی محمد جعفراف و دیگر محمدجعفر کشمیری.
از این میان در برخی از خبرها به جای تاجر کشمیری فقط از نام محمدجعفر استفاده شده است، از این رو بسیار احتمال دارد که مالک اولیه حسینیه رحیمیان، حاج محمدجعفر کشمیری باشد.
اگر این فرض را درست بدانیم حاج محمد جعفر کشمیری، برادر محمد اسماعیل منیر مازندرانی و متولد حدود ۱۲۵۲خورشیدی است که سالها به عنوان یکی از بازرگانان فعال در عرصه سیاست مشهد عرضاندام کرد.
فعالیت او چنان است که بیشتر به عنوان یک چهره سیاسی در مشهد شناخته میشد و از فعالیت حرفهای تجاری وی کمتر یاد شده است. او از شاخصترین تجار روشنفکر و مشروطهخواه مشهد محسوب میشود که بعد از عزل رکن الدوله از مخالفان انتصاب نیرالدوله به حکومت خراسان بود. او همچنین در دهه پایانی دوره قاجار به عنوان یک دموکرات فعالیت میکرد و رابط عمومی آن حزب بود.
کشمیری همچنین از چهرههای فعال در انجمن بلدیه مشهد است و بارها در انتخابات بلدیه مشهد شرکت کرده و با رأی بالا عضو انجمن شده است از جمله به اعتبار شماره ۱۴ روزنامه نوبهار نامش در فهرست پیشنهادی برای وکلای انجمن بلدی در ۱۶ آذر ۱۲۸۹خورشیدی قرار داشته است.
حوزههای فعالیت اقتصادی و تجاری حاج محمد جعفر کشمیری به طور دقیق مشخص نیست، ولی معاملهای در زمینه تریاک داشته و در سال ۱۳۰۲خورشیدی مقداری شیره تریاک از حاجی صاحب اختیار نایبالتولیه عرب خریداری کرده که موضوع تسویه ظرف آن به یک مسئله دامنهدار سه ساله تبدیل شده است و تا ۳۱ اردیبهشت ۱۳۰۵خورشیدی لاینحل باقی میماند. او همچنین عضو اتحادیه تجار مشهد بوده است و در انتخابات ۱۱دی ۱۳۰۵خورشیدی این اتحادیه توانست در بین بیست نفر حائز رتبه نفر هشتم شود.
اما درباره سازه حسینیه رحیمیان باید گفت این بنا که پیش از این در اختیار مرحوم رحیمیان بوده، کاربرد مسکونی داشته است و در همه مناسبتهای سال، بهویژه محرم و صفر، بهصورت روزانه در دو نوبت صبح و شب، در آن روضه برگزار میشده است.
البته سازه خانه بزرگتر بوده و شامل دو قسمت زمستانی و تابستانی میشده است که هر کدام در دو طبقه و در دو طرف حیاط قرار گرفته بودهاند. از این میان فقط قسمت زمستانی باقی مانده است که فرم کلی آن مربع است و در حیاط، در دو طرف پیشآمدگی دارد. بنای موجود در دو طبقه، بهصورت همکف و طبقه فوقانی ساخته شده است. پلان آن ساده و از ترکیب عناصر مستطیلی بهوجود آمده است. یکی از اتاقهای این بخش، بخاری سنگی زغالی منحصربهفردی داشته که گازکشی شده بود و مشخص نیست اکنون نیز موجود باشد.
مصالح ساختمان شامل خشت خام در مرکز دیوارهای عریض و آجر قالبخورده در رویههای دیوار است. سقفها از جنس چوب است و در طبقه همکف، بخش ورودی ساختمان با تزیینات چوبی آراسته شده است.
در داخل بنا، به جز درِ مدخل ورودی که سقف آن دارای تزیینات چوبی است، تزیینات خاص دیگری دیده نمیشود. اما نمای اصلی با آجرهای خاص برجسته نارنجیرنگ تزیین شده است. این آجرچینی به اشکال هندسی خاصی صورت گرفته و گاهی در کنار پنجرهها از بریده کاشی نیز استفاده شده است.
حسینیه رحیمیان اکنون به صورت خصوصی در اختیار ورثه مرحوم رحیمیان است. همانطور که در چند سال اخیر، اطراف و حریم این بنا در قسمت همسایگان دچار تحول بزرگی شده است، خود این بنا نیز آسیبهای جدی دیده است. برای مثال، همانطور که گفته شد، ساختمان انتهای حیاط در سال ۱۳۸۲ بهکلی فرو ریخته بود و از آن جز قسمتی از دیوار کناری و لبه پنجره چیزی باقی نمانده بود.
این بخش در سالهای بعد از حیاط جدا شد و پس از مدتی نیز به فروش رسید و کاملا از بین رفت. بخشی که از آن یاد شد، همین بخشی است که اکنون بیرون از خانه قرار دارد و بهعنوان پارکینگ استفاده میشود.
اگرچه طبق گزارش سال ۱۳۸۲، پلان ساختمان تغییری نکرده بود، اما دچار دخل و تصرفات متعددی شده بود. از جمله اینکه در طبقه همکف، نمای آجرکاری روکش سیمان شده و آجرهای لبه بالای ساختمان نیز برای جلوگیری از ریزش، با گچ مهار شده بودند. کف راهروهای داخلی و حیاط نیز با موزائیک مفروش شده بود. این تغییرات البته در مقایسه با تغییراتی که در چند سال اخیر در آن اعمال شده، هیچ است.
مداخلاتی که از آن نام میبریم، از اواخر سال ۱۴۰۱ شروع شده است. در نبود نظارت صحیح و کارساز از سوی یگان حفاظت میراث فرهنگی استان، طی چند ماه، فضای درونی خانه بهکلی تغییر کرده است تا برای مسافرپذیری و کسب درآمد مالک مناسب باشد. بهطوری که امروز، فضای درونی آن هیچ تفاوتی با دیگر مهمانپذیرهای اطراف حرم ندارد و علاوه بر لولهکشیهای جدید، دیوارها و کف خانه تماما سرامیک شدهاند. همچنین، در خانه با کجسلیقگی فراوان در چند نقطه سوراخ شده است تا حفاظ آهنی نصب شود.
بیشتر این دخل و تصرفها برگشتناپذیر هستند و مشخص نیست چرا میراث فرهنگی سه سال پیش، زمانی که شهرآرا گزارش این تغییرات را در گزارش «تخلف در روز روشن!» منتشر و با مدیران این نهاد صحبت کرد، هیچ اقدامی برای جلوگیری و حفظ این بنا نکرد تا حسینیه تاریخی رحیمیان امروز، یکی از آگهیهای پرشمار سایت دیوار نباشد؛ یکی از همانهایی که اتاقهای سرامیکی مفروش را نشان میدهد و زیرش نوشته نزدیک به حرم.
بله حسینیه رحیمیان امروز بیش از آنکه یک بنای تاریخی و اثری ملی باشد یکی از همان زائرپذیرهای اطراف حرم مطهر رضوی است که دو اتاق آن در قبال شبی ۵ میلیون تومان اجاره داده میشود.
چند تصویر امروزی از فضاهای داخلی خانه
این عکسها که تعدد و میزان بالای مداخلات را در یک بنای تاریخی و ثبت ملی نشان میدهد، توسط خود مالک یا بهرهبردار آن برای جذب مسافر و زائر به همراه آگهی داخل سایت دیوار بارگذاری شده است.
منابع:
گزارش ثبتی میراث فرهنگی تهیه شده مهدی اسماعیلی شایه و سید آرام وظیفهدان، شهریور ۱۳۸۲
کتاب «تاریخ اقتصادی مشهد» (از دوره ناصری تا انقلاب اسلامی) جلد دوم، مؤلفان علی نجفزاده و جلیل قصابیگزکو