گفتوگو، سادهترین و درعینحال مهمترین راه ارتباطی میان انسانهاست؛ پلی که با کلمات و جملات، احساسات و عواطف و محبتها یا حتی کینهها و بغضهای درون ما را به رخ دیگران میکشد. این هنر ظریفِ سخن گفتن، آنچنان ارجمند است که بزرگان دین و حکمت، شخصیت آدمی را در زیر زبانش، نهفته میدانند و معتقدند که سخن، آیینه تمامنمای درون انسان است.
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در بیانی ژرف فرمودهاند: «اَلْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ فَإِذَا تَکَلَّمَ ظَهَرَ: آدمی در پس زبان خود پنهان است.» (المناقب، جلد۲، صفحه۴۸) چنانکه در روایتی دیگر آمده است: «تَکَلَّمُوا تُعْرَفُوا: سخن بگویید تا شناخته شوید.» (نهجالبلاغه: الحکمه ۳۹۲) به قول حکیم سعدی:
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
یا چنین به تصویر کشیدهاند که زبان، پردهای است بر درگاه جان که، چون نسیمی آن را کنار زند، بخشهای پنهان دل آشکار میشود، چه گوهری لطیف و چه زهر گزندهای ساکن در جانهاست.
هر سخنی که ردوبدل میشود، حامل پیامی است که میتواند پلی از محبت یا طوفانی از کینه بسازد، از اینرو انتخاب واژگان و شیوه بیان، نقشی بیبدیل در استحکام یا سستی روابط میان انسانها دارد. خداوند مهربان در قرآن کریم پس از یادآوری عظمت خلقت، به نعمت بزرگ بیان اشاره میکند و میفرماید: «الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ، عَلَّمَهُ الْبَیَانَ.» (سوره مبارک رحمن، آیات ۱ تا ۴)
اگر دل به گفتوگویی سازنده بسپاریم، دو رکن اساسی آن را نباید فراموش کنیم: گوینده و شنونده. هرکدام که در اجرای وظیفه خود کوتاهی کند، پل ارتباطی خواهد لرزید و پیام به مقصد نخواهد رسید.
در بررسی ریشه اختلافات و کدورتها درمیان انسانها، بهوضوح میبینیم که بسیاری از ستیزهها، زاییده سوءتفاهمی است که بهسادگی قابل پیشگیری بود؛ اگر گوینده از ایهام و پیچیدگی الفاظ دوری میکرد و شنونده با دقت بیشتری گوش فرامیداد، بسیاری از این ناکامیها رخ نمیداد.
حضرت علی (ع) به ما میآموزد که «عَوِّدْ أُذُنَکَ حُسْنَ اَلاِسْتِمَاعِ: گوش خود را به شنیدن نیکو و دقیق عادت ده.» (غررالحکمودررالکلم، جلد یک، صفحه۴۵۷) یعنی شنیدن درست، نشانهای از احترام و علاقهمندی است و از بروز سوءتفاهمهای ناخواسته جلوگیری میکند.
گوینده، محور مهمی در هدایت جریان گفتوگوست و دو وظیفه برجسته بر دوش دارد: اولین وظیفه، دقت در انتخاب واژگان است. همانگونه که گفتهاند، کلمات حامل پیام و احساساند. سخن نرم و زیبا، بدون هزینه صرف، دلها را بههم پیوند میدهد و نشاندهنده محبت، علاقه و ارادت است.
قرآن حکیم نیز میفرماید: «وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ: بدی را با نیکی رام کن تا دشمن به دوستی صمیمی مبدل شود.» (سوره مبارک فصلت، آیه ۳۴) و نیز یادآوری میکند: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا: با مردم بهنیکی سخن بگویید.» (سوره مبارک بقره آیه ۸۳)
امام باقر (ع) در تفسیر این آیه میفرمایند: «خداوند دشمن لعن و دشنام به مؤمنان است و بر این اساس، گوینده باید پرهیزکار و مهربان باشد.» حضرت علی (ع) هشدار میدهد که در قبال سخنانمان، بازخواست خواهیم شد و باید جز نیکی نگوییم.
دومین وظیفه گوینده، توجه به لحن و آهنگ صداست که در روانشناسی ارتباط، بسیار مهم شمرده میشود. لبخند، نگاه محبتآمیز، صدای آرام و روشن، قلبها را بههم نزدیک میکند، اما اخم، نگاه سرد و صدای بلند، پلها را ویران میسازد. پیامبر اکرم (ص) فرمودهاند: «اِلقَ أخاکَ بِوَجهٍ مُنبَسِطٍ: برادر دینیات را با چهره گشاده و مهربان ملاقات کن!»
علاوهبر واژه و لحن، گوینده باید به فضای زمانی و مکانی سخنش نیز توجه کند. یک کلام نیکو در جایگاه نامناسب، نتیجه مطلوب نخواهد داشت. بزرگان گفتهاند: هر سخن، جایی و هر نکته مقامی دارد. پس باید دل به ترازوی زمان و مکان بدهیم تا سخن از دل برآمده، به دل بنشیند.
باید در ذهن داشته باشیم که خداوند متعال به مؤمنان سفارش میکند: «وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ: صدای خود را فروکش کن و از فریاد بپرهیز!» (سوره مبارک لقمان، آیه ۱۹)
پیامبر اکرم (ص) نیز توصیه میفرمایند که با چهرهای باز و لبخندی گشاده با دیگران دیدار کنیم. پس بیاییم به این هنر بزرگ، نگاه ارجمندانه داشته باشیم و واژگانمان را، چون گلی زیبا بچینیم و با نغمهای گرم و مهربان، سخن بگوییم. چنین گفتوگویی نهتنها دل خودمان را میگشاید، بلکه دریچههای دل دیگران را نیز به روی ما باز میکند.