به گزارش شهرآرانیوز؛ ژانر کمدی در تئاتر، فراتر از یک سرگرمی ساده، بستری زنده و اثرگذار برای پیوند هنر با متن جامعه است؛ گونهای که با اتکا به کمدی موقعیت، شوخ طبعی و زبانی صمیمی، راهی مستقیم به دل مخاطب میگشاید و حتی عمیقترین نقدهای اجتماعی را در بستری شیرین و پذیرفتنی مطرح میکند.
کمدی با قدرت خنداندن جمعی، میتواند بهترین بهانه برای گردهم آمدن خانوادهها در سالنهای نمایش و ایجاد نشاط و سرزندگی باشد. هم زمان با اجرای چند نمایش کمدی در سالنهای تئاتر مشهد، شهرآرا در گفتوگو با سه کارگردان نمایشهای کمدی مشهد، به بررسی ظرفیتهای ژانر کمدی، جایگاه آن در نشاط عمومی و نقش صحنه در غنی سازی اوقات فراغت خانوادهها پرداخته است.
نمایش کمدی «حشره کش» به نویسندگی و کارگردانی کیوان صباغ از هفته اول شهریورماه در سالن اصلی تئاتر شهر مشهد روی صحنه رفته است؛ این اثر تلاش دارد در بستری طنزآمیز و با موقعیتی نمادین، مخاطب را علاوه بر سرگرم کردن به تفکر وا دارد. نویسنده و کارگردان نمایش کمدی «حشره کش» با اشاره به خط کلی داستان نمایش، گفت: ماجرای این نمایش فانتزی در خانهای میگذرد که پر از حشرات گوناگون است. این حشرات شرایطی را ایجاد میکنند که هیچ مستأجری پس از ورود به خانه نتواند در آنجا دوام بیاورد و بماند.
هنرمند پرسابقه تئاتر که در بیش از دو و نیم دهه فعالیتش میان کمدی و تراژدی در رفت وآمد بوده است، با دفاع از جایگاه اصیل کمدی افزود: از یونان باستان تا امروز، کمدی هم پای تراژدی از محبوبترین ژانرهای نمایشی بوده است؛ چراکه خندیدن نیازی ذاتی و روانی برای انسان است. همان طور که بدن در برابر بیماری یا گرما با تب و تعریق واکنش نشان میدهد، ذهن در برابر فشارهای عصبی به تخلیه از طریق خنده نیاز دارد و اگر این فرصت فراهم نشود، جامعه مستعد فرسودگی و افسردگی خواهد شد.
صباغ با تفکیک مرز میان طنز و دیگر گونههای سرگرم کننده عنوان کرد: گاهی میزان اثرگذاری یک حرف جدی در قالب کمدی و طنز، بسیار بیشتر از یک اثر کاملا جدی است. ژانرهایی مثل هجو، هزل یا کمدی Farce وظیفهای برای انتقال مفهوم ندارند و صرفا بر پایه سرگرمی استوارند؛ اما ویژگی اصلی طنز، اندیشه برانگیزی است.
نمایش ما در معرفی عمومی، کمدی نامیده میشود، اما از بعد فنی کاملا منطبق بر طنز است؛ یعنی در کنار ساختن فضایی شاد و سرگرم کننده، انتقال پیام و معنا اولویت دارد. وی درباره آسیب شناسی تولیدات کمدی در مشهد گفت: متأسفانه بخش زیادی از کارهای کمدی که در مشهد به روی صحنه میروند، چه از نظر ساختاری و کیفی و چه از حیث استقبال عمومی به استانداردهای مطلوب نمیرسند و به همین دلیل کارگردانان کمتری به سمت تولید اثر در این ژانر میروند.
مشهد پس از تهران تنها شهری است که در تمام طول سال و به صورت مستمر و هرشب در سالنهای متعدد اجرای عمومی تئاتر دارد و قطب دوم تئاتر ایران محسوب میشود که صباغ به آن تأکید دارد. او گفت با این حال، تئاتر هنوز به طور فراگیر در سبد مصرف فرهنگی خانوادهها تثبیت نشده است.
در خوش بینانهترین حالت، حتی برای پرمخاطبترین آثار تهران یا مشهد، نیم درصد از جمعیت شهر هم به تماشای تئاتر نمینشینند. البته تئاتر در همه جای دنیا هنر قشر خاص است و مثل سینما هنر توده عامه نیست، اما با این حال مشهد نسبت به دیگر شهرهای کشور وضعیت بسیار پویاتری دارد.
او با ابراز گلایه جدی از یک تصمیم جدید مدیریتی از سوی اداره کل ارشاد که تماشاخانههای دولتی و خصوصی را شامل شده است، بیان کرد: به تازگی قانونی ابلاغ شده که طبق آن همه اجراهای تئاتر باید تا ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۱ به پایان برسد. برای اثری دوساعته، این ابلاغیه یعنی شروع اجرا در ساعت ۱۸:۳۰ که اساسا با برنامه و سبک زندگی مخاطبان تئاتر هم خوانی ندارد. شبها زمان طبیعی اجرای صحنهای است و محدودکردن ساعت پایانی، آسیبی جدی و جبران ناپذیر به رونق تئاتر مشهد و اقتصاد سالنها و گروههای نمایشی وارد میکند.
نمایش «یک مهمانی خیلی خیلی ساده» دیگر نمایش در ژانر کمدی به نویسندگی محمدحسین اتحادیان مقدم و کارگردانی مشترک او و بهزاد مشهدی زاده، این روزها با تکیه بر ظرفیتهای کمدی سیاه روی صحنه است؛ نمایشی که از دل یک دورهمی ظاهرا ساده، رازها، تنشها و موقعیتهایی پیش بینی ناپذیر را بیرون میکشد.
اتحادیان مقدم درباره داستان نمایش گفت: ماجرا درباره مهمانیای است که چند تن از دوستان قدیمی خانواده در آن گرد هم میآیند. الیزابت شخصیت اصلی داستان، قرار است یک غافل گیری را مطرح کند و اساس شکل گیری مهمانی بر پایه همین اتفاق است، اما در ادامه، رازهایی از دل این غافل گیری بیرون میآید که حاضران انتظارش را ندارند.
انتخاب ژانر کمدی سیاه را میتوان از دغدغههای این نویسنده دانست. او درباره آن گفت: کمدی سیاه با اتفاقهایی شوخی میکند که ممکن است بسیار ناراحت کننده، سنگین یا حتی هولناک باشند. در این ژانر، با وقایعی که شاید برای یک انسان بسیار دشوار باشد، روبه رو میشویم و تلاش میکنیم در دل آنها امکان خندیدن را پیدا کنیم؛ حتی اگر این خنده تلخ باشد. برداشت من از کمدی سیاه این است که بتوان با هر چیزی شوخی کرد، حتی با تلخترین اتفاق ها.
فضای نمایش ما به همین سمت حرکت میکند؛ موقعیتهای تلخ و گاه وحشتناک، در بستری طنزآمیز قرار میگیرند و روایت بر همین تضاد میان خنده و تلخی شکل میگیرد. در کمدی سیاه، خنده همیشه نشانه خوشی نیست. گاهی مخاطب به موقعیتی میخندد که درعمق خود دردناک است. همین هم نشینی خنده و تلخی، مخاطب را به تأمل درباره روابط و وضعیت شخصیتها دعوت میکند.
کارگردان «یک مهمانی خیلی خیلی ساده» از روند اداری پیش از اجرا و درج عنوان «دانشجویی» برای نمایش گلایه کرد و گفت: نمایش حدود هفت ماه پیش برای بازبینی رفته بود، اما اطلاع رسانی روشنی درباره نتیجه و روندهای بعدی به ما نشد. گروه ما حدود هشت یا ۹ سال است که کنار هم کار میکند و درج برچسب دانشجویی، آن هم به شکلی که بر فروش اثر میگذارد، برای ما محل پرسش بود.
هیچ گونه مسئلهای با دانشجویی بودن نداریم و فعالیت دانشجویی باعث افتخار است؛ اما انتظار ما این است که در تصمیمها قاعده و شفافیت وجود داشته باشد. به ما گفته شد اگر عنوان دانشجویی درج نشود، سایت فروش بسته خواهد شد. این مسئله در حالی رخ داد که بخشی از مخاطبان بلیت تهیه کرده بودند و گروه در آستانه اجرا با اضطراب زیادی روبه رو شد.
وی با اشاره به هزینهها و دشواریهای تولید تئاتر گفت: گروهی که در وضعیت اقتصادی فعلی برای اجرای یک اثر درخور مخاطب، هزینه قابل توجهی صرف میکند، با مواجهه با این نوع رفتارها هر روز خستهتر میشود. ما پروانه نمایش را تنها یک روز پیش از اجرا دریافت کردیم و برای فروش بلیت اجرای نخست، کمتر از یک روز فرصت داشتیم. احساس میکنم گاهی این خستگی به گروههای جوان تزریق میشود تا کمتر کسی به صورت مستمر کار کند.
مصطفی احمدی فر، نویسنده و کارگردان تئاتر، درباره نمایش کمدی «ارتش سری» بیان کرد: این نمایش در ژانر کمدی تاریخی نوشته شده و به روزهای پایانی زندگی آدولف هیتلر و اتفاقاتی که در مقر و مخفیگاه او رخ میدهد، میپردازد. البته تلاش کردهایم این روایت تاریخی را ایرانیزه کنیم و با زبان طنز و کمدی به صحنه ببریم.
علاقه شخصیام به تاریخ سینمای جهان و به ویژه تأثیر جنگ جهانی دوم بر سینما، یکی از دلایل اصلی انتخاب این موضوع بود. رشته تحصیلی من سینماست و از گذشته به تاریخ سینمای جهان و وقایع جنگ جهانی دوم علاقه داشتم؛ به همین دلیل، با تکیه بر اطلاعاتی که از روزهای پایانی هیتلر و فضای مخفیگاه او داشتم، این ایده را به یک اثر نمایشی تبدیل کردم.
کارگردان «ارتش سری» با تأکید بر جایگاه کمدی در روزگار کنونی گفت: مهمترین دلیلم برای کار در این ژانر، فارغ از مباحث حرفهای هنر، احساس نیاز جامعه به شادی است. مردم این روزها با دغدغه ها، گرفتاریها و مشکلات اقتصادی و روحی مختلفی روبه رو هستند و به نظر میرسد حال عمومی جامعه چندان مناسب نیست. بسیاری از هنرمندان در گونههای اجتماعی و با موضوعات جدی فعالیت میکنند، اما در شرایط فعلی شاید استقبال از این آثار به اندازه گذشته نباشد.
فکر میکنم جامعه امروز به طور جدی به فرصتهایی برای خندیدن و فاصله گرفتن موقت از فشارهای روزمره نیاز دارد. اگر بتوانم در ۹۰ تا ۱۰۰ دقیقه اجرای نمایش، مخاطب را از گرفتاری هایش جدا و حال او را بهتر کنم، احساس میکنم سهم خودم را در این زمینه ادا کردهام. این برای من یکی از بزرگترین دستاوردهاست.
طنز و کمدی، با وجود نزدیکی، از نظر ادبی و فنی تفاوتهایی دارند. این نکتهای است که کارگردان تئاتر «ارتش سری» به آن تأکید دارد و بیان میکند: در کمدی، به ویژه کمدی موقعیت، امکان طرح برخی نقدهای اجتماعی وجود دارد. میتوان در لابه لای خنداندن مخاطب، رویه ها، ذهنیتهای قدیمی، باورهای غلط و مشکلاتی را که به فرهنگ سازی نادرست منجر شدهاند، مطرح کرد.
در «ارتش سری» در کنار فضای سرگرم کننده، به برخی دغدغههای هنرمندان پرداختهایم. در واقع با زبان کمدی، دشواریهای دریافت مجوز برای فعالیتهای هنری را طرح کردهایم؛ دغدغهای که بسیاری از هنرمندان مشهد و خراسان با آن روبه رو هستند. چندی پیش در دیداری با مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، از ایشان دعوت کردم دست کم یکی از پردههای نمایش را ببینند؛ زیرا در آن بخش، دغدغههای هنرمندان درباره فرایند مجوزها به صورت روشن، اما در قالب کمدی، مطرح میشود.
احمدی فر با اشاره به وضعیت مخاطبان تئاتر و سینما در مشهد بیان کرد: در نشستهایی که میان اعضای انجمن هنرهای نمایشی استان و فعالان انجمن سینمای جوان برگزار میشود، بارها مطرح کردهایم که بخش بزرگی از مخاطبان تئاتر و سینما مشترکاند. یعنی اغلب کسانی که به سالن تئاتر میآیند، خودشان پیگیر هنر و سینما هستند.
در بسیاری از موارد، از هر ۱۰ نفری که به سالن سینما یا تئاتر میآیند، بخش زیادی مخاطبان ثابت و علاقهمندان همیشگیاند و تعداد کمی از مردم عادی و خانوادههایی هستند که تماشای تئاتر را به عنوان یک برنامه فرهنگی دنبال میکنند. این در حالی است که رفتن به تئاتر و سینما باید به تدریج در سبد زندگی فرهنگی خانوادهها قرار بگیرد.
کارگردان «ارتش سری» گفت: همان طور که تغذیه، ورزش و دیگر امور روزمره برای زندگی ضروری تلقی میشوند، خانوادهها میتوانند برای تماشای تئاتر یا سینما برنامه داشته باشند؛ حتی اگر یک خانواده هرهفته به تئاتر نرود، دست کم میتواند ماهی یک بار یا در بازههای زمانی مشخص، تماشای یک اثر نمایشی را در برنامه خود بگنجاند.