بسیاری از ما سالهاست که نماز میخوانیم، اما گاهی درمیان تکرار سوره حمد یا قرائت سورههای کوتاه، احساس میکنیم چیزی درمیان این کلمات، گم شده است. گویی کلمات از دهان خارج میشوند، اما به قلب نمیرسند. حقیقت این است که قرائت در نماز، فقط ادا کردن مجموعهای از کلمات نیست، بلکه پلی است میان بنده و پروردگار. برای اینکه این پل از حالت یک تکلیف صرف و واجب به یک حلقه وصل و پیوند قلبی تبدیل شود، باید از سه مرحله حیاتی و تدریجی عبور کنیم.
اولین قدم در مسیر اصلاح، دقت در تلفظ درست حروف و رعایت قواعد تجوید است. قرآن کریم باید بادقت و رعایت مخارج حروف، قرائت شود، اما اینجا یک مرز بسیار باریک و خطرناک وجود دارد که نباید از آن عبور کرد؛ یعنی نباید رعایت مخارج حروف به حد «وسواس» برسد.
حضرت امامخمینی (ره) در کتاب «آدابالصلوه» در اینباره هشدار میدهند که اگر قاری تمام هم و غرض خود را فقط در تصحیح ظاهری کلمات و مخارج حروف خلاصه کند، بهگونهایکه فقط بخواهد وظیفهای را از گردن بیندازد، درواقع از روح عبادت دور شده است. درواقع، چنین کسی اگر جز به تجوید و تصحیح لفظ نپردازد، قلب او از عبادت، منزجر و باطن او از آن منحرف میشود. هدف از اصلاح ظاهر، این است که تلفظ صحیح، ابزاری برای حضور در پیشگاه حق باشد، نه مانعی که ذهن را از معنا، جدا و درگیر ریزهکاریهای لفظی کند.
مرحله دوم، شناخت عمیق معانی الفاظ است. بسیاری از ما عمری را در تکرار کلمات سپری کردهایم، بدون آنکه معنای روشنی از آنچه میگوییم، در ذهن داشته باشیم. ایستادن در این مرحله، مانند سخنوری است که بهجای توجه به مخاطب و ایجاد پیوند با او، تمام فکروذکرش، درگیر خواندن متن پیشرو باشد؛ او میداند چه میگوید، اما با مخاطب خود (خداوند) ارتباطی برقرار نمیکند.
ما باید وقتی میگوییم «اهدنا الصراط المستقیم»، واقعا بتوانیم با این دعای بزرگ، دامن لطف خدای مهربان را بگیریم و هدایت به طریق اهلبیت (ع) را از او طلب کنیم. حضور در این مرحله، یعنی تبدیل شدن کلمات به «خطاب» و تبدیل شدن نماز به یک «گفتوگو» که در آن، بنده با آگاهی کامل، از خداوند چیزی را طلب میکند.
مرحله سوم و غایی، انس گرفتن با این معانی و تبدیل کردن آنها به حالت «خطاب قرار دادن خداوند» است. در این مرتبه، دیگر بحث بر سر «دانستن» معنا نیست، بلکه بحث بر سر «احساس کردن» آن است.
آیتالله العظمی جوادیآملی در کتاب «رازهای نماز» در اینباره میگوید: «قرائت نماز، به اعتبار اینکه قرآن حاوی اسرار است، خود دارای «راز» است. تا زمانی که قاری «رازخواه» نباشد، به سر و نهان قرائت دست نمییابد و قرائت وی، همچنان ناقص باقی میماند.» در این مرحله باید توجه داشته باشیم که علاوهبر توجه به مفاهیم و شمرده و متین ادا کردن کلمات، داشتن نغمهای محزون و آرام نیز به حضور قلب کمک میکند؛ چراکه قرآن را باید با نغمهای حزنانگیز و دلربا خواند تا دل را بهسوی حق، متمایل کند.
شاید در مسیر رسیدن به مقامات معنوی، این تصور غلط ایجاد شود که برای رسیدن به کیفیت، باید حتما کلمات را طولانی و مفصل کرد. اما حقیقت، فراتر از اینهاست. کیفیت عبادت، در طولانی بودن آن نیست، بلکه در «اهل بودن» است.
در این زمینه، روایت زیبایی وجود دارد که نشان میدهد عبادت واقعی، به کثرت الفاظ نیست، بلکه بر حضور قلب استوار است. از حضرت آیتاللهالعظمی بهجت در کتاب «در محضر بهجت، ج یک، ص١٠٨» نقل شده است:
«آقایی میگفت: جماعتی بودیم، آقا امامزمان (عج) تشریف آوردند و امامت کردند، ولی حمد و سوره را حسابی ساده قرائت فرمودند. خدا میداند همین عبادتهای ساده و مختصر، اگر از اهلش صادر شود، چه اثرها دارد، ولی مفصل آن از غیراهلش، بیاثر است.»
درنهایت باید بدانیم که اصلاح حال و توجه در قرائت نماز در اصلاح باطن نماز و رسیدن به نماز خوب، بسیار مؤثر است و هدف ما باید رسیدن به آن سادگی پربار و رازآلود باشد؛ جایی که کلمات، کوتاه، اما سرشار از حضور و راز باشند.