صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

داستان مصور کودک درباره خانواده | کنار هم با شادی

  • کد خبر: ۴۴۴۹۳۷
  • ۲۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۸
خانواده یک کانون گرم و صمیمی است که ما در آن تنها نیستیم و همیشه کسی هست تا هر وقت لازم بود، از او کمک بگیریم.

مرجان اسماعیلی - دوستان عزیز! همان‌طور که می‌دانید، خانواده یک کانون گرم و صمیمی است که بچه‌ها در کنار پدر و مادرشان با آرامش و آسایش زندگی می‌کنند و برای اینکه انسان خوبی باشند، تربیت می‌شوند.

ما در خانواده تنها نیستیم و همیشه کسی هست تا هر وقت لازم بود، از او کمک بگیریم. یکی از چیز‌هایی که در خانواده مهم است، احترام‌گذاشتن به بزرگ‌ترهاست.

پیامبر(ص) و امامان(ع) به ما یاد داده‌اند که باید به بزرگ‌تر‌ها احترام بگذاریم. ما باید قدردان خانواده و بزرگ‌تر‌ها باشیم و حواسمان به رفتارهایمان باشد تا کنار هم با احترام و شادی زندگی کنیم.

 

 

قراره جمعه بریم خونه‌ی دایی. من و پدرتون می‌خواستیم با شما صحبت کنیم...

علی‌جان! مامان داره صحبت می‌کنه. اول به مامان گوش کن، بعد به بازی ادامه بده.

عه! ببخشین، اصلا حواسم نبود.

***

 

ممنونم نوه گلم. دستت درد نکنه که این‌قدر به فکر من هستی.

مادربزرگ! امروز من ظرفا رو می‌شورم. شما خیلی خسته شدین.

***

 

آرش‌جان شنیدی! صداش خیلی زیاده! پدربزرگ رو اذیت می‌کنه. کمش کن لطفا.

اگه پدربزرگ اذیت می‌شه که خاموشش می‌کنم، بعدا بازی می‌کنم.

صداش کم باشه، کافیه پسرم. ممنونم.

***

 

مامان! می‌خواین کمکتون کنم؟

ممکنه دیرت بشه پسرم. خودم می‌برم.

مشکلی پیش نمیاد اگه دیرتر برسم. در عوض به شما کمک کردم.

***

 

بابا داره کار‌های اداره رو انجام میده. بیا از این اتاق بریم.

بهتره بریم پیش مامان تا کار بابا تموم بشه.

***

 

اگه بتونیم تا هفته دیگه...

مامان، مامان! می‌شه فردا بریم کیف بخریم؟

نازنین‌جان! خوب نیست وسط حرف بقیه بپریم. اجازه بده بابا حرفش تموم بشه، بعد با هم صحبت می‌کنیم.

ببخشین. آخه می‌خواستم زودتر بگم، یادم نره!

***

 

امیر! من شب بهت زنگ می‌زنم. پدربزرگم بعد از چند وقت اومده پیشمون، نمی‌تونم الان زیاد حرف بزنم. باید قطع کنم دیگه.

آفرین پسر گلم!

***

 

بابا! می‌شه من رو هم سر راه ببرین خونه‌ی مادربزرگ؟

موناجان! من باید برم جایی کار دارم، فرصت نمی‌شه.

موناجان! هر وقت خواستی بری، باید اول به مادربزرگ زنگ بزنیم که بدموقع نباشه دخترم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.