به گزارش شهرآرانیوز؛ موشکهای بالستیک ایران در سالهای اخیر از نظر برد، دقت، قدرت مانور و سامانههای هدایت مسیر قابل توجهی را طی کردهاند؛ اما آنچه «قاسم بصیر» را از بسیاری از نمونههای پیشین متمایز میکند، نه صرفاً افزایش برد یا وزن سرجنگی، بلکه تمرکز بر یک مسئله کلیدی در جنگهای مدرن است: چگونه میتوان موشک را در مرحله نهایی پرواز، حتی در شرایط جنگ الکترونیک، دقیقتر به سمت هدف هدایت کرد؟
ایران اردیبهشت ۱۴۰۴ از موشک بالستیک «قاسم بصیر» رونمایی کرد؛ موشکی با پیشران سوخت جامد که برد آن دستکم ۱۲۰۰ کیلومتر اعلام شده است. مقامهای دفاعی ایران همچنین از ارتقای سامانه هدایت، افزایش قابلیت مانور و امکان شناسایی و اصابت به هدف بدون اتکا به GPS سخن گفتهاند.
اما اهمیت قاسم بصیر دقیقاً در چیست و چرا نام این موشک در ماههای اخیر بار دیگر در تحلیلهای نظامی و رسانهای مطرح شده است؟
در نسلهای قدیمیتر موشکهای بالستیک، افزایش برد و قدرت تخریب از مهمترین شاخصهای ارزیابی توان موشکی محسوب میشد. در نسل جدید اما مسئله فقط رسیدن موشک به یک منطقه جغرافیایی نیست؛ بلکه توانایی اصابت دقیق به یک هدف مشخص و حفظ قابلیت هدایت در برابر اقدامات دفاعی و جنگ الکترونیک اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
بر اساس اطلاعات اعلامشده از سوی ایران، قاسم بصیر با چنین رویکردی طراحی شده است. این موشک به سامانه هدایت اپتیکی در مرحله نهایی پرواز مجهز شده و ایران میگوید میتواند هدف مشخصی را در میان چند هدف شناسایی کند و برای اصابت نهایی، وابسته به GPS نباشد.
این ویژگی از آن جهت اهمیت دارد که GPS یکی از منابع مهم تعیین موقعیت در سامانههای هدایت است، اما در یک درگیری نظامی پیشرفته میتواند تحت تأثیر اختلال، فریب یا از دسترس خارج شدن سیگنال قرار بگیرد. بنابراین، استفاده از یک سامانه هدایت مستقل در مرحله نهایی میتواند بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهد.
یکی از مهمترین ویژگیهایی که درباره قاسم بصیر اعلام شده، استفاده از هدایت اپتیکی است؛ قابلیتی که در ادبیات نظامی به معنای استفاده از اطلاعات تصویری برای افزایش دقت در مرحله پایانی مسیر است.
به بیان ساده، موشک صرفاً مسیر از پیش تعیینشدهای را طی نمیکند، بلکه در بخش پایانی پرواز میتواند از اطلاعات مربوط به محیط و هدف برای اصلاح مسیر استفاده کند.
رادیو فردا به نقل از کارشناسان، قاسم بصیر را نخستین نمونه اعلامشده از استفاده ایران از جستجوگر اپتیکی در یک موشک بالستیک میانبرد توصیف کرده است.
البته از همینجا باید میان «قابلیت اعلامشده» و «عملکرد اثباتشده در میدان نبرد» تفاوت گذاشت. وجود یک سامانه هدایت اپتیکی به خودی خود به معنای مصونیت کامل موشک در برابر همه سامانههای دفاعی نیست و میزان موفقیت آن به عوامل مختلفی از جمله کیفیت حسگر، شرایط جوی، طراحی سرجنگی، توانایی سامانه دفاعی و کیفیت دادههای هدف بستگی دارد.
قاسم بصیر از پیشران سوخت جامد استفاده میکند؛ موضوعی که در برنامه موشکی ایران سابقه دارد و در خانوادهای از موشکهای بالستیک این کشور به کار رفته است.
مزیت اصلی سوخت جامد در مقایسه با بسیاری از سامانههای سوخت مایع، امکان آمادهسازی سریعتر و نگهداری سادهتر موشک برای عملیات است. این مسئله از منظر نظامی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در یک درگیری، زمان آمادهسازی و جابهجایی سامانههای موشکی میتواند بر بقای آنها و سرعت واکنش تأثیر بگذارد.
قاسم بصیر از همین منظر بخشی از روند کلی حرکت برنامه موشکی ایران به سمت سامانههایی با آمادگی عملیاتی بالاتر و قابلیتهای هدایت پیچیدهتر است.
برد اعلامشده قاسم بصیر دستکم ۱۲۰۰ کیلومتر است. این رقم آن را در رده موشکهای بالستیک میانبرد ایران قرار میدهد و به آن امکان میدهد طیف گستردهای از اهداف منطقهای را در محدوده برد خود قرار دهد.
با این حال، نباید صرفاً از روی عدد برد درباره کاربرد عملیاتی یک موشک قضاوت کرد. اهمیت واقعی یک موشک ترکیبی از برد، دقت، نوع سرجنگی، توان بقا، قابلیت هدایت و کیفیت اطلاعات هدف است.
به همین دلیل، در مورد قاسم بصیر، عدد ۱۲۰۰ کیلومتر شاید مهم باشد، اما لزوماً مهمترین ویژگی آن نیست. مزیت بالقوه اصلی، ترکیب برد قابل توجه با دقت و قابلیت هدایت مرحله پایانی است.
در گزارشها و منابع مختلف، وزن سرجنگی قاسم بصیر حدود ۵۰۰ کیلوگرم عنوان شده است. برخی منابع همچنین به قابلیت مانور سرجنگی اشاره کردهاند.
ترکیب یک سرجنگی نسبتاً سنگین با سامانه هدایت دقیق، اهمیت نظامی یک موشک را افزایش میدهد؛ زیرا هدف صرفاً وارد کردن خسارت گسترده به یک منطقه نیست، بلکه میتواند اصابت به یک هدف مشخص و با ارزش بالا باشد.
با این حال، درباره جزئیات واقعی عملکرد سرجنگی، میزان مانور آن و میزان دقت نهایی موشک، اطلاعات عمومی مستقلی که بتوان بر اساس آن با قطعیت داوری کرد، محدود است.
یکی از محورهای اصلی تبلیغات و معرفی رسمی قاسم بصیر، توانایی آن برای عبور از لایههای دفاع موشکی است.
وزیر دفاع ایران هنگام رونمایی اعلام کرد که در طراحی این موشک، ارتقای هدایت و مانورپذیری با هدف عبور از سامانههای دفاعی مورد توجه قرار گرفته است.
اما عبارت «عبور از سامانه دفاع موشکی» نباید به معنای شکست قطعی هر سامانهای مانند تاد یا پیکان تفسیر شود. دفاع موشکی یک شبکه چندلایه است و نتیجه یک درگیری احتمالی به مجموعهای از عوامل وابسته است.
آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که هرچه یک موشک در مرحله نهایی پرواز قابلیت مانور، دقت و هدایت مستقل بیشتری داشته باشد، کار سامانه دفاعی برای پیشبینی مسیر و انتخاب نقطه رهگیری پیچیدهتر میشود.
این همان بخشی است که قاسم بصیر را از منظر راهبردی قابل توجه میکند.
قاسم بصیر را میتوان بخشی از روند تکامل موشکهای بالستیک سوخت جامد ایران دانست. نامگذاری آن نیز به خانواده «حاج قاسم» اشاره دارد و از نظر طراحی و مأموریت، در امتداد مسیر توسعه موشکهای دقیقتر و مانورپذیرتر ایران قرار میگیرد.
موشک «حاج قاسم» با برد اعلامشده حدود ۱۴۰۰ کیلومتر پیشتر به عنوان یکی از موشکهای بالستیک سوخت جامد ایران معرفی شده بود. قاسم بصیر با برد اعلامی ۱۲۰۰ کیلومتر، بنابراین الزاماً محصولی برای «افزایش برد» نیست؛ بلکه به نظر میرسد تمرکز اصلی آن بر افزایش دقت و قابلیت بقا در برابر دفاع موشکی قرار گرفته است.
از این منظر، مقایسه این دو موشک صرفاً بر اساس برد میتواند گمراهکننده باشد.
در ماههای اخیر، همزمان با افزایش تنشهای منطقهای، بحث درباره موشکهای پیشرفته ایران بار دیگر مورد توجه رسانههای خارجی قرار گرفته است.
یک گزارش فایننشال تایمز در مارس ۲۰۲۶، قاسم بصیر را در میان پیشرفتهترین سامانههای موشکی ایران قرار داد و نوشت که این موشک، در کنار برخی سامانههای دیگر، در درگیریهای آن مقطع کمتر یا اصلاً به کار گرفته نشده بود؛ موضوعی که کارشناسان درباره علت آن احتمالات مختلفی از جمله محدود بودن ذخایر، ملاحظات راهبردی یا نگهداری این سامانهها برای شرایط خاص مطرح کردند.
اکنون نیز در گزارشهای منتشرشده در شهریور ۱۴۰۵، نام قاسم بصیر در ارتباط با توان موشکی ایران و تحولات مرتبط با تنگه هرمز مطرح شده است. با این حال، ادعاهای مطرحشده درباره استفاده مشخص از این موشک علیه یک ناو آمریکایی، تاکنون بهطور مستقل تأیید نشده است و حتی گزارش آسوشیتدپرس نیز میان ادعای آزمایش موشک علیه یک شناور آمریکایی و اینکه آن موشک مشخصاً «قاسم بصیر» بوده، تفکیک قائل شده است.
اهمیت قاسم بصیر در نهایت فقط به خود موشک محدود نمیشود. این سامانه را باید در چارچوب بزرگتر تحول توان بازدارندگی ایران دید.
در جنگهای مدرن، قدرت موشکی صرفاً با تعداد موشکها سنجیده نمیشود. توانایی شناسایی هدف، انتقال داده، انتخاب هدف، دقت اصابت، عبور از جنگ الکترونیک و مقابله با سامانههای دفاعی، همگی بخشی از یک زنجیره هستند.
قاسم بصیر در صورت تحقق کامل قابلیتهایی که ایران برای آن اعلام کرده، میتواند یکی از حلقههای این زنجیره باشد؛ موشکی که ارزش اصلی آن نه صرفاً در برد ۱۲۰۰ کیلومتری یا وزن سرجنگی، بلکه در ترکیب دقت، هدایت مستقل و قابلیت مانور در مرحله پایانی تعریف میشود.
با این حال، یک نکته همچنان پابرجاست: بخش مهمی از مشخصات عملیاتی قاسم بصیر در سطح اطلاعات رسمی باقی مانده و درباره میزان تولید، تعداد عملیاتی، دقت واقعی در شرایط رزمی و عملکرد آن در برابر سامانههای دفاع موشکی، داده مستقل کافی منتشر نشده است.
بنابراین، قاسم بصیر را میتوان بدون اغراق، یکی از مهمترین نشانههای حرکت برنامه موشکی ایران از «افزایش برد و قدرت تخریب» به سمت «دقت، بقاپذیری و پیچیدهتر کردن معادله رهگیری» دانست؛ اما درباره میزان تحقق همه ادعاهای فنی آن، همچنان باید میان ادعای رسمی و واقعیت اثباتشده میدانی فاصله گذاشت.