صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

برای عزت ا... نگهبان، مشهور به پدر باستان‌شناسی ایران | مردی با دغدغه نگهبانی از میراث ایران

  • کد خبر: ۴۴۵۲۳۲
  • ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۳
برای عزت ا... نگهبان، مشهور به پدر باستان شناسی ایران، هم‌زمان با روز گرامیداشت میراث فرهنگی.

مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ پاییز ۱۳۴۰ است. در دامنه‌های سبز رودبار، جایی میان گوهررود و ارتفاعات گیلان، زمین سال‌هاست زخم می‌خورد. حفاران غیرمجاز شبانه به تپه‌ها می‌زنند، گور‌ها را می‌شکافند و هرچه درخشان‌تر و گران‌بهاتر است با خود می‌برند.

ظرف‌ها، پیکره‌های جانوری، مفرغ و گاهی طلا و نقره، بی‌آنکه کسی بداند دقیقا از کدام گور و کدام لایه بیرون آمده‌اند، راهی بازار عتیقه می‌شوند. دلالان این اشیای قیمتی را در بازار غیرمجاز می‌فروشند. در حقیقت این تاریخ و فرهنگ کشور است که در سکوت، دست به دست می‌شود.

با گروهی از باستان‌شناسان و دانشجویانش به منطقه می‌آید. می‌خواهد تا دیر نشده، تپه‌ها را بررسی کند. روی چراغعلی‌تپه یا مارلیک، آثار حفاری و دستبرد آشکار است. گروه همان‌جا مستقر می‌شود. هنوز کار زیادی انجام نداده‌اند که به پیکره‌های مفرغی، مهر‌های استوانه‌ای و چهارده دکمه طلا می‌رسند.

همین چند قطعه کافی است تا بفهمد با یک محوطه عادی روبه‌رو نیست. اگر خبر طلا در منطقه بپیچد، ممکن است تا بازگشت بعدی گروه چیزی از تپه‌ها باقی نمانده باشد. کاوش باید همان‌جا ادامه پیدا می‌کرد. سفری که قرار بود یک بررسی ساده باشد، به یکی از مهم‌ترین پروژه‌های حفاری‌های باستان‌شناسی ایران تبدیل می‌شود. 

ماه‌ها زندگی گروه با خاک و باران و شیب کوه گره می‌خورد. گور‌ها یکی پس از دیگری باز می‌شوند. از دل آنها جام‌های زرین، ظروف فلزی، جنگ‌افزار، زیورآلات و پیکره‌هایی بیرون می‌آید. اشیایی که تصویری تازه از جامعه‌ای متعلق به اواخر هزاره دوم و آغاز هزاره اول پیش از میلاد می‌سازد.

مسیری از موزه

«عزت‌ا... نگهبان» کودکی بود که خانواده‌اش از اهواز به تهران آمده بودند. او در ۱۹۲۶ در اهواز به دنیا آمد و وقتی دو سال بیشتر نداشت، با انتخاب پدرش عبدالامیر نگهبان به نمایندگی مجلس، راهی پایتخت شد. مرگ زودهنگام پدر، زندگی را دشوار کرد و عزت‌ا... از نوجوانی ناچار شد روی پای خودش بایستد.

موزه ایران باستان تازه شکل گرفته بود. نگهبان، که در مدرسه فنی آلمانی‌ها درس می‌خواند، بار‌ها به آن سر می‌زد. دیدن مکرر موزه، آن هم زمانی که قفسه‌ها و نمایشگاه‌هایش هنوز در حال تکمیل بود، او را به آثار باستانی و تاریخ گذشته ایران علاقه‌مند کرد. پس از تعطیلی مدرسه آلمانی در سال‌های جنگ جهانی دوم، به دانشگاه تهران رفت. باستان‌شناسی خواند.

در ۱۹۴۹ برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد؛ نخست به دانشگاه میشیگان و بعد به مؤسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو رفت. پشتوانه مالی منظمی نداشت و باید خرج خودش و بخشی از هزینه تحصیل خواهرش در آلمان را تأمین می‌کرد. راننده سرویس مدرسه بود، در کارخانه فولاد کار کرد، فروشندگی کرد و حتی خانه‌به‌خانه از کودکان عکس گرفت.

در شیکاگو با میریام لوئیس میلر، دانشجو کتابداری آشنا شد و ازدواج کرد. پس از پایان تحصیل، به ایران برگشت و کارش را در دانشگاه تهران آغاز کرد. از اینجا به بعد زندگی او آرام‌آرام با تاریخ باستان‌شناسی دانشگاهی ایران یکی شد. فقط درس نداد، او برنامه درسی را تغییر داد، دانشجو‌ها را به میدان برد و تلاش کرد باستان‌شناسی را از دانشی که بیشتر در کلاس و موزه جریان داشت به حرفه‌ای مبتنی بر کاوش، ثبت و پژوهش تبدیل کند.

او بعد از بازنشستگی به آمریکا رفت. در موزه دانشگاه پنسیلوانیا فرصت یافت گزارش حفاری‌های قدیمی‌اش را تکمیل کند. سال ۱۳۸۰ در تصادف با خودرو به‌شدت آسیب دید و سرانجام در بهمن ۱۳۸۷، دور از ایران، درگذشت.

میراث بزرگ نگهبان

نگهبان شکل تازه‌ای از باستان‌شناسی را در ایران ساخت. در دانشگاه تهران، آموزش میدانی را جدی کرد و در دوره مدیریتش بیست واحد کار میدانی به برنامه دانشجویان اضافه شد. دانشجو باید خاک، لایه، نقشه، ابزار، ثبت و دشواری واقعی یک کاوش را لمس می‌کرد.

نگهبان، کاروان‌سرای مخروبه محمدآباد خره در دشت قزوین را مرمت و آنجا را به پایگاه دائمی فعالیت‌های میدانی دانشگاه تهران تبدیل کرد. پروژه دشت قزوین بعدتر به کاوش در محوطه‌هایی مانند زاغه، قبرستان و سگزآباد رسید و هم‌زمان نسلی از دانشجویان را پرورش داد. بسیاری از شاگردان او بعد‌ها خود از چهره‌های اصلی باستان‌شناسی ایران شدند.

نگهبان در سال ۱۳۳۸ مؤسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران را پایه گذاشت. سال‌ها مدیریتش کرد. هم‌زمان رابطه با هیئت‌های معتبر خارجی را هم گسترش داد. هدفش این نبود که حضور بین‌المللی جای باستان‌شناس ایرانی را بگیرد؛ می‌خواست پژوهشگر ایرانی آن‌قدر توان علمی و سازمانی داشته باشد که برابر با دانشگاه‌های جهان کار کند. هفت‌تپه نمونه دیگری از همین رویکرد بود. کشفی اتفاقی در زمین‌های نیشکر خوزستان که او را برای چهارده فصل، به هفت‌تپه کشاند و بناها، آرامگاه‌ها، کتیبه‌ها و شواهدی از عیلام میانه را آشکار کرد.

نگهبان در پنجمین کنگره بین‌المللی باستان‌شناسی و هنر ایران در ۱۳۴۷ از تصویب قطعنامه‌ای برای محکوم‌کردن قاچاق و خریدوفروش غیرقانونی آثار باستانی دفاع کرد. در آن دورانی که اشیای تاریخی ایران به‌سادگی از حفاری‌های غیرمجاز راه مجموعه‌های خصوصی و بازار‌های خارجی را پیدا می‌کرد. خاطراتش را هم در «مروری بر پنجاه سال باستان‌شناسی ایران» نوشت؛ کتابی که در کنار زندگی خودش، بخشی از تاریخ شکل‌گیری این رشته را در ایران ثبت کرده است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.