به گزارش شهرآرانیوز، روز گذشته، ۲۵ شهریور، خبر سقوط یک فروند جنگنده F-۱۵ SA عربستان سعودی در ۳۰ کیلومتری شمال غرب شهر مارب به سرتیتر رسانههای جهان تبدیل شد. اگرچه در ابتدا جزئیات موضوع در هالهای از ابهام بود، اما تصاویر لاشه جنگنده و ویدئوی لحظه انهدام خیلی زود توسط واحد رسانهای انصارالله یمن منتشر شد.
البته که این موضوع را به جرات میتوان یک اتفاق تاریخی قلمداد کرد، اما تصاویر منتشرشده، رهگیری هدف، شلیک موشک و قطعات سوخته منتسب به جنگنده سعودی، ابهامات گستردهای در محافل کارشناسی نظامی در جهان ایجاد کرده است. سوال همه یکسان است؛ چه موشکی توانسته مدرنترین نسخه از خانواده F-۱۵ در جهان را زمین گیر کند؟ انصارالله یمن از چه سلاحی برای این شکار بزرگ استفاده کرده است؟
ردیابی تسلیحات به عنوان یک دانش بسیار پیچیده و دقیق، همیشه یکی از جذابترین حوزهها در داده پردازی نظامی (OSINT) است. با این حال وقتی موضوع یمن در میان باشد، بدیهی است که همهچیز پیچیدهتر شود. به همین دلیل برای پاسخ به این سوال، لازم است گام به گام جلو برویم و نخستین مرحله، تحلیل دقیق تصاویر منتشرشده با تکیه بر ویدئوی اصلی است.
یک کارشناس مسائل نظامی در گفتوگو با خبرنگار شهرآرانیوز میگوید: همین اول کار، باید خیالتان از بابت پدافند دوش پرتاب (MANPAD) راحت باشد. اساسا این تسلیحات، قابلیت فنی برای عملیات در صحرای یمن را ندارد، زیرا فقط میتواند اهدافی را ساقط کند که با سرعت کمتر از سرعت صوت و در ارتفاع پایین در حال پرواز هستند و آن چه در ویدئوی لحظه اصابت مشخص است، این است که مانور فرار جنگنده در ارتفاع وبا سرعت بالا اتفاق میافتد.
به گفته این کارشناس مسائل نظامی، فاصله زمانی شلیک تا انفجار در فیلم حدود ۲۴ ثانیه است که با فرض سرعت متوسط ۶۵۰ تا ۸۵۰ متر بر ثانیه، مسیر پرواز موشک تقریبا ۱۶ تا ۲۰ کیلومتر برآورد میشود. این زمان پرواز، احتمال استفاده از سامانههای بسیار کوتاهبرد مانند ایگلا، استرلا، مجید و نمونههای زمینپرتاب R-۶۰ و R-۷۳ را کاهش میدهد.
وی میافزاید: با در نظر گرفتن این موضوع، محتملترین گمانه ما میتواند موشکهای الکترواپتیک باشد. یعنی موشکهایی که بدون استفاده از رهیاب حرارتی، هدف خود را فقط با پردازش تصویر دنبال میکنند. سند این ادعا نیز آن است که میبینیم در لحظات منتهی به برخورد، خلبان از هیچ نوع چف یا فلر (امکانات جنگندهها برای فریب دادن موشکهای رهگیر) استفاده نمیکند و فقط در حال اجرای مانور فرار است.
این کارشناس مسائل نظامی بیان میکند: فقط کافی است شواهد را کنارهم قرار دهیم؛ موشک پدافندی شلیک شده، اما سامانههای تشخیص جنگنده به خلبان هشدار ندادهاند؛ چرا؟ چون موشک رهگیر حرارتی نبوده و اساسا به همین دلیل، خلبان به جای پروتکل مرسوم پرواز در ارتفاع پایین برای رهایی از موشک رهگیر، بیشتر ارتفاع میگیرد. در واقع خلبان ارتفاع گفته تا از بُرد عملیاتی موشک پدافند دور شود، اما بازهم ناکام مانده است.
به گفته وی، سالم ماندن دُم جنگنده که در عکس یادگاری جاودانه رزمندگان انصارالله مشخص است، خود دلیل دیگری است که ثابت میکند موشک پدافندی برخلاف رویه مرسوم موشکهای حرارتی که از پشت به تعقیب هدف میپردازند، از قسمت جلو یا طرفین به هدف اصابت کرده است.
اگر همه شواهد را در نظر بگیریم، امکانات پدافندی انصارالله یمن را فهرست کنیم و تسلیحات دوش پرتاب و سامانههای رهیاب حرارتی را کنار بگذاریم، فقط ۲ گزینه باقی میماند: خانواده البرق (البرق یک و ۲) و سامانه الثاقب.
البرق یک و البرق ۲: این سامانه پدافندی میانبرد است (البرق یک با بُرد ۵۰ و سقف درگیری ۱۵ کیلومتر، البرق ۲ با بُرد ۷۰ و سقف درگیری ۲۰ کیلومتر). امکان هدایت الکترواپتیک در این سامانه وجود دارد که با دسترسی یمن به پدافند ایرانی طائر به جستوجوگرهای حرارتی هم تجهیز شد.
الثاقب ۲: این سامانه، نسخه زمینپرتاب موشک هوابههوای حرارتی R-۲۷ ET است که انصارالله پس از دستیابی به ذخایر ارتش یمن، آن را برای ماموریت پدافندی تغییر داد. برد زمینی موشکهای ثاقب حدود ۱۲ تا ۲۰ کیلومتر و زمان پروازش تقریبا ۲۰ تا ۳۰ ثانیه برآورد میشود که بنابراین از نظر زمان پرواز با فیلم انطباق دارد.
در مقام جمعبندی، به جرات میتوان هدف قرار گرفتن F-۱۵ SA در یمن را نقطه عطفی در تاریخ صنایع دفاعی منطقه دانست. اهمیت اصلی حادثه، نمایش یک زنجیره کامل کشف، رهگیری و درگیری میانبرد است؛ قابلیتی که در صورت تایید، میتواند لایه تازهای از پدافند هوایی انصارالله و تهدیدی جدیتر برای عملیات جنگندههای سعودی (و حتی ایالات متحده آمریکا) بر فراز یمن باشد.