زندگی ما انسانها اجتماعی است و از کنارهمقرارگرفتنمان جامعه شکل میگیرد. دراینمیان رفتارهای ماست که سبب شکلگیری تمدنها میشود و این تمدن هر روز با پیشرفتهایی که در علم و فناوری صورت میگیرد، رنگ تازهای به خود میگیرد. حرکتکردن هم نوعی تمدن محسوب میشود؛ حرکت در طول زمان، تغییرهای زیادی به خود دیده که امروزه بهشکل رانندگیکردن بروز یافته است. هنگامیکه رفتارهای پرخطر در رانندگی را بررسی میکنیم، نشانهای از سلامت یا مشکل روحی و روانی را در افراد یک جامعه میبینیم؛ بهعنوان مثال هنگامیکه تعداد کشتهشدگان جادهای در کشورمان بیشتر از تعداد کشتهشدگان جنگ است، این موضوع نشان از مشکل در فرهنگ و استفاده از یک وسیله نقلیه دارد. یکی از عوامل بروز اینگونه رفتارها، فراهمنبودن بسترهای لازم برای تخلیه هیجانات افراد در هر گروه سنی است؛ برای مثال باید فضاها یا مسابقههایی باشد که جوانان که اغلب هیجانطلب هستند، بتوانند با حضور در آنها هیجان خود را تخلیه کنند. هنگامیکه چنین بستری مهیا نباشد آنها دست به رفتارهای پرخطر میزنند. نکته دیگری که باید در این زمینه به آن اشاره کنیم، سطح فرهنگ و جایگاه اجتماعی افراد است. با اینکه فرد ماشین گرانقیمتی سوار است، در شلوغترین خیابانهای شهر جلو مغازهای، دوبل پارک میکند و سبب مشکلات بسیاری برای سایر افراد میشود. اگر امروز شاهد مشکلاتی از این دست در جامعهمان هستیم به این دلیل است که مدارس و مراکز آموزشی ما نتوانستهاند بهخوبی نقش آموزشیشان را ایفا کنند و در این زمینه کمرنگ عمل کردهاند. در شهری مانند مشهد که فرهنگهای مختلفی را در خود جای داده است و از سوی دیگر هر سال از میلیونها زائر پذیرایی میکند، بیشتر شاهد اینگونه رفتارها در رانندگان هستیم. گره این مشکل با ارائه آموزشهای دیداری، شنیداری و فراهمکردن فضاهای تفریحی گشوده میشود. پیشنهادهایی در این زمینه:
توصیه اول: آموزشها تنها به زمان ارائه گواهینامه منحصر نباشد؛ زیرا آموزشهای مداوم اثرگذاری بهتری دارند.
توصیه دوم: در فاصله زمانی مشخص از زمان گرفتن گواهینامه ارزیابی صورت گیرد. آموزش و مشاوره بهترین راه برای تغییر رفتارهای اشتباه است.
توصیه سوم: در روانشناسی افراد براساس تیپ شخصیشان به دو گروه A و B تقسیم میشوند. افراد گروه اول پرشور و پرهیجان هستند و گروه دوم آرامتر و ساکتترند. متولیان میتوانند افراد را براساس تیپ شخصیشان آموزش بدهند.
توصیه چهارم: رفتارهای جمعی و متناسب با عادات رانندگی را ازطریق آموزشهای روانشناختی تغییر دهیم و آنها را مدیریت کنیم. در نظر داشته باشید این تغییر رفتارهای جمعی مانند تغییر رفتار فردی کار سادهای نیست و یکروزه انجام نمیشود. اجرای آن منوط به تداوم، صرف وقت و هزینه است.
توصیه پنجم: از آموزشهای دیداری، شنیداری و شبکههای اجتماعی که امروزه بیشترین تأثیر را روی گروههای هدف دارند، بیشتر بهره بگیریم.
توصیه ششم: توجه به نوع پیامی که میخواهیم بیان کنیم بسیار اهمیت دارد؛ زیرا اثرگذاری پیام را بیشتر خواهد کرد. «کمربند ایمنیتان را ببندید.» این جملهای است که در کشورمان زیاد میشنویم، اما در کشورهای دیگر همین پیام به این شکل بیان میشود: «چقدر دوست دارید عزیزانتان را ببینید؟ پس کمربندتان را ببندید.»