به گزارش شهرآرانیوز؛ بسیاری از ما فکر میکنیم حریمِ زندگی مشترک، یک جزیرهی دورافتاده است که هیچکس نباید در آن دخالت کند. اما واقعیت این است که در روانشناسیِ خانواده، همسر شما بخشی از یک بافتِ تاریخی است که ریشههایش به خانه پدری برمیگردد. بیایید روراست باشیم؛ تا زمانی که نتوانید با این ریشهها به صلح برسید، رابطه با خودِ همسرتان هم همیشه لب مرزِ طوفان خواهد بود.
در پنجمین قسمت از پرونده «احترام به همسر»، با دکتر زهرا قنبری، روانشناس و پژوهشگر حوزه خانواده همراه شدهایم تا از زاویهای دقیقتر به اهمیت احترام به خانواده همسر نگاه کنیم.
زهرا قنبری در ابتدای صحبتهایش روی یک اصل مهم روانشناختی خط میکشد و میگوید: «خانواده هر کسی، در واقع پیشینه وجودی آن شخص است. بعد از تشکیل زندگی مشترک، زن و شوهر باید این واقعیت را بدانند که این پیشینه چقدر برای هر شخصی مهم است.»
شاید شما هم بارها این جمله معروف را شنیده باشید که من با خودش ازدواج کردم، کاری به خانوادهاش ندارم! اما این پژوهشگر خانواده، آب پاکی را روی دست زدجین میریزد و تأکید میکند که راه رسیدن به قلب همسر، از کوچه خانوادهاش میگذرد: «از زمانی که خطبه عقد خوانده میشود، اگر میخواهم رابطه خوبی با همسرم داشته باشم، باید به این پیشینه احترام بگذارم.».
اما متر و معیار این احترام چیست و از کجا بفهمیم که در این زمینه به بلوغ رسیدهایم؟ دکتر قنبری یکی از نشانههای طلاییِ پختگی در رابطه را اینطور تعریف میکند: «یکی از شاخصهای مهم این است که مثلاً خانم بگوید: مادرشوهر من هم مثل مادر خودم است؛ فرقی نمیکند و همان احترام را دارد. ”گ یا آقا این نگاه را داشته باشد که: پدرخانم و مادرخانم من، دقیقاً جایگاه خانواده خودم را دارند.»
این کارشناس خانواده معتقد است که نمیشود ادعای احترام داشت، اما برای عزیزانِ شریک زندگی ارزش قائل نبود. او در این باره میگوید: «اگر بخواهم رابطه خوبی با همسرم داشته باشم، باید بدانم خانوادهها هم دقیقاً همانقدر ارزشمند و مورد احترام هستند.»
دکتر قنبری در پایان صحبتهایش، فرمول جادویی و میانبرِ استحکام رابطه زوجین را در یک جمله طلایی خلاصه میکند: اگر به خانواده همسرم احترام بگذارم و دوستشان داشته باشم، در واقع این احترام را به خود همسرم گذاشتهام و همین موضوع، روابط بین زن و شوهر را بسیار محکم میکند.
منبع: فارس