رحمانی / ساجدینیا- خون ز چشمان زمین جوشید/ چشمهای آسمان را هم، اشک همچون پردهای پوشید»
امسال هرنقطه از شهر مصرعی است از منظومه بلند محرم که «پویش مشهد-برای-حسین(ع)» در شهرمان آن را رقم زده است. این حال و هوا به واسطه اجرای متفاوت این پویش ایجاد شده و اشعار عاشورایی شاعر بزرگ معاصر، قیصرامین پور، در قالب بیلبورد، استرابورد و رولآپ اجرا شده است. پرده هایی که اشعار روی آن ها به شیوه سنتی و با رنگ های جذاب خامهدوزی شده اند. آنها که اهل دل و شعر خواندن هستند، خیلی خوب با این بیلبوردها ارتباط برقرار کرده اند. بر خلاف سالهای گذشته که تصاویر خشن و رنگهای تند کوچه و خیابانهای شهر را پر کرده بودند و هیئتهای مذهبی را به استفاده از تصاویر شمر و یزید و ... ترغیب میکرد، امسال فضای متفاوت شهر، عاشقان امام حسین(ع) را به گونهای دیگرمجذوب خود کرده است. وقتی به چند منطقه مشهد، چون طلاب، چهنو، احمدآباد، بولوار پیروزی، هاشمیه و خیابان دستغیب می رویم این را بیشتر درک می کنیم.
تناسب اشعار قیصر امین پور با محرم
در و دیوار کوچه چهنو را با پرده ها و پرچمهای سیاه مختلفی پوشاندهاند. بر روی اصلی ترین پل هوایی خیابان هم بیلبورد بزرگی نصب شده است که حال و هوای متفاوتی دارد. از این دست بیلبوردها در نقاط مختلف این محدوده نصب شده که محتوای آنها نظر افراد زیادی را به خود جلب کردهاست.
عباسی از ساکنان خیابان چهنو نصب این بیلبوردها را اقدامی متفاوت و خوب میداند و میگوید: مشهد شهری ادبی است و شعر در آن جایگاه مهمی دارد، به همین دلیل استفاده از آثار بزرگانی چون قیصر امین پور برای نشان دادن حال وهوای محرم اقدام متفاوت و اثر گذاری به نظر می رسد.
امیری، دیگرشهروند چهنو، نیز از این موضوع رضایت دارد و می گوید: نصب این بیلبوردهای متفاوت توجه خودم و خانواده ام را جلب کرده است. جالب است که ما در خانه درباره این موضوع گفت وگو کرده ایم.
او ادامه می دهد: من اشعار امین پور را می خوانم و به همین دلیل تشخیص اینکه این جملات از منظومه اوست، برایم ساده تر است اما برای کسی که این اشعار را نخوانده است شاید محتوای برخی از تابلو ها شبیه به یک جمله بی معنا باشد. به گفته او درصورتی که دست کم 2 مصرع در هر تابلو نوشته می شد مفهوم کامل تری را منتقل می کرد.
خوب است اما عالی نیست
مرد جوانی که با پیراهن سیاه و شال سبز بر گردن در حال عبور است جذب گفت وگوی ما می شود و میگوید: اولین بار است که این سبک طراحی را می بینم. او چند ثانیه به بیلبورد روی پل نگاه می کند و ادامه می دهد: من به این طراحی و محتوا امتیاز متوسط می دهم، به نظرم خوب است اما عالی نیست. از آن طرف پیرمردی که به سمت ما می آید معتقد است تابلوها و پرچم های قدیمی بهتر هستند. او میگوید: این تابلو های جدید به نظرم زیبا نیستند، گرچه من که سواد ندارم متن روی آن ها را بخوانم اما به نظرم خیلی ساده هستند.
نوآوری خوبی است
عباس زاده، از شهروندان محدوده 17شهریور، نیز بیلبوردهای نصب شده در شهر را یک جور نوآوری می داند و می گوید: این اشعار و طرح ها باعث می شود بیننده برای لحظاتی هم که شده به محرم و اتفاقات آن فکر کند. مبهم بودن برخی جملات هم می تواند این جریان را تشدید کند که برای شهروندان گرفتار امروزی اتفاق خوبی است. ما به چنین چیزهایی احتیاج داریم تا مردم بیشتر به محرم فکر کنند. او که می گوید به این بیلبوردها دقت زیادی کرده است، طراحی و رنگ آمیزی آن ها را نیز بسیار زیبا و متناسب با اتفاقات کربلا و ماه محرم می داند.
مناسب با همه سلیقه ها
اسماعیلی، از دیگر شهروندان محدوده 17شهریور، نیز معتقد است: حال و هوا و شکل این بیلبوردها به گونه ای است که برای همه اقشار مناسب و جذاب است و با همه سلیقه ها جور درمیآید.
در مسیرمان به سمت محله طلاب هستیم که با موسوی وارد صحبت می شویم. درحالی که تسبیحش را می گرداند، می پرسد: این ها از طرح خامهدوزی پرده های مذهبی برداشته شده است، نه؟ و بدون اینکه منتظر پاسخ بماند ادامه می دهد: به نظرم این کار طرح خوبی است، من را که به یاد قدیم ترها می اندازد.
لزوم توجه به شیوه نصب
سرابی، راننده تاکسی، اما از زاویه دیگری به موضوع نگاه می کند. به گفته او در زمان اجرای چنین طرحهایی، به شیوه نصب آنها توجهی نمی شود و برخی از این تابلوها در مقابل باد مقاومت ندارند، گاهی بر روی زمین می افتند و می توانند باعث ایجاد حوادثی شوند.
فارمد، از دیگر ساکنان محله طلاب، نیز به سمت ما می آید و می گوید: به نظر من بیلبوردها بسیار عالی هستند. من که راننده هستم، بسیار لذت بردم و محتوای آن ها را دوست دارم. اما کاش از تصاویر بیشتری در این تابلو ها استفاده می شد. مثلا اگر نشانه هایی چون اسب یا دختربچه که خاطره محرم را زنده می کند در آن وجود داشت، به نظرم زیباتر بود.
در ادامه به سراغ مادر و دختری می رویم که خود را اهل اصفهان معرفی می کنند. می گویند اتفاقا خودشان درباره این موضوع با هم صحبت کرده اند و به نظرشان این کار بسیار زیبا و تقریبا کم نظیر است، چراکه مشابه آن را نه در سال های گذشته دیده اند و نه در شهر خودشان. این خانواده اصفهانی پیشنهاد می دهند در کنار محتوای خوب این تابلوها از رنگ های بیشتری استفاده شود تا توجه بیشتری را جلب کنند.
درک مفهوم عشق در واقعه کربلا
در نقاط مرکزی شهر تعداد و اندازه بیلبوردهای پویش مشهد برای حسین(ع) بیشتر جلب توجه میکند. آنها در معرض دید عابران قرار گرفتهاند و پیشانی شهر را آراستهاند. احمدآباد یکی از همین محدودههای اصلی است که بیش از 3 بیلبورد و تعدادی پرچمخامهدوزی شده نسبتا بزرگ بر سر کوچههایش نصب شده و نظر عابران را به خود جلب کرده است. پارکبانی که در حاشیه این خیابان حضور دارد از بازخوردهای مثبت و منفی رانندهها برایمان میگوید و خودش معتقد است فضاآرایی محرم امسال نسبت به سالهای گذشته تفاوت زیادی کرده است. دیگر شهروندان این معبر اصلی نیز نظرات مثبتی درباره محتوای بیلبوردها و پرچمهای محرمی دارند.
از طرفی فروشنده سوپرمارکتی در حوالی رضاشهر که یکی از این پرچمها مقابل مغازهاش نصب شده است میگوید: این پرچم را درست ندیده بودم اما بیلبوردهای دور میدان فلسطین نظرم را جلب کرد. روز گذشته برای اولین بار وقتی شعرهایی را که از مرحوم امینپور روی این پرچمها بود خواندم، مفهوم «عشق» را در واقعه عاشورا بیشتر درک کردم. رانندهای که در همان حوالی حضور دارد نیز میگوید: از زمانی که یادمان میآید با ادبیات و شعر عجین بودهایم. اما مهمترین مسئله در نوشتههای جدید، تازگی آن است و با توجه به اینکه شعر نو است، آدم را به فکر کردن و لحظهای تأمل وادار میکند؛ برای من و امثال من که درگیر مشغلههای زیادی هستیم، این تغییر بزرگی است.
موضوع یک طرف عاشورا عشق و وفاست
پسرجوانی هم که نزدیک ماست سرش را به نشانه تأیید تکان میدهد و میگوید: اتفاقاتی که در این چند سال اخیر افتاده، موجب شده است برخی تصور کنند نسل جوان دینگریز شدهاند، درحالیکه اینطور نیست. فکر نمیکنم جوانی را پیدا کنید که عشق امام حسین(ع) را به عنوان شاهکار خلقت در دل نداشته باشد اما وقتی شیوههای عزاداری فقط بر اساس سلیقه قشر خاصی باشد، طبیعتا نباید انتظار داشت همه استقبال کنند. او ادامه میدهد: ما نیازمند رویکردهای جدید هستیم؛ اگر یک سوی ظهر عاشورا، شمر و یزیدیان است، در سوی دیگر امامحسین(ع) و یاران باوفایش را میبینیم که شگفتیهای زیادی به ویژه در ظهر عاشورا آفریدند اما کمتر از آنها شنیدهایم!
لزوم عامهپسند بودن فضاآراییها
در میدان هاشمیه، مرد میانسالی به مصرع «دردِ دل این کودک اما شوق جانبازی است» اشاره میکند و میگوید: این کارها برای مردم آب و نان نمیشود؛ در عجب ماندهام که چطور برای طرحهای غیرکارشناسی خودشان پول و اعتبار دارند اما به درد و رنج مردم که میرسند، فریاد بیپولیشان گوش را کَر میکند! به نظر او فضاآراییها باید عامهپسندتر باشد و تعداد بیشتری از مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
این شهروند مشهدی، البته رنگ پسزمینه طرحهای این پویش را جالبتوجه میداند و میگوید: رنگ سبز نشانه خاندان سادات است و رنگ قرمز حادثه ظهر عاشورا را تداعی میکند.
«ظهر عاشوراست، باغ گُل لبتشنه و تنهاست؛ عشق اما همچنان با ماست» نظر برخی از شهروندان بولوار پیروزی را به خود جلب کرده است. به باور معلم بازنشستهای که رهگذر این خیابان است، درک شعر نو برای همه راحت نیست و سختتر میتوان با آن ارتباط برقرار کرد. اما شیوه جدید آراستن شهر در روزهای محرم که جوانپسندتر طراحی شده، تصمیم خوبی بوده است که اجرای آن با توجه به مقاومتهایی که همیشه در این شهر وجود دارد، ستودنی است.
خبرش مثل بمب صدا کرده است
شهروند دیگری که در حال خروج از بانکی در این محدوده است، به جمع ما اضافه میشود و میگوید: خبرش مثل بمب در ایران صدا کرده است. برای اولین بار است که در کل کشور، شهری جسارت تغییر را به خود داده است. منظومه دهم قیصر امینپور در همه این سالها مظلوم واقع شده بود و حالا فرصتی شده است تا با مطالب و اشعار جدید اما عمیق هم آشنا شویم. کاش شهرداری از این ابتکارات بیشتر انجام دهد.
در پایان سراغ پسر جوانی هم که صاحب یک مغازه پرندهفروشی است، می رویم. او درباره بیلبورد مقابل مغازهاش که این شعر «آسمان غمگین، زمین خونین» روی آن خامهدوزی شده است میگوید: جز به پرندههایم به چیزی دیگری فکر نمیکنم اما الان که نگاه میکنم به نظرم جذاب میرسد و حس عجیبی در آدم ایجاد میکند.