صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

تلخی مشکلات شهرک شیرین

  • کد خبر: ۵۱۵
  • ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۷:۲۵
روایت شهرآرا از زمین های محصوری که به پاتوق معتادان تبدیل شده است

سعیده آل ابراهیم - سفیدی مردمک چشمانش در سیاهی صورتش خودنمایی می کند. بعید می دانم اعتیاد، دندانی در دهانش باقی گذاشته باشد. همان طورکه خورشید به پشت سرش زل زده، از دیوار آویزان شده است. یک دستش را به لبه دیوار تکیه داده و کیسه کهنه و ریش ریشی را با دست دیگر در مشت نگه داشته است. تمام زورش را در پاهای کم جانش ریخته تا بتواند جای پای خود را روی گاری زباله آهنی محکم کند. جاگیر که شد، با یک پرش کوچک، خود را به زمین رساند. چند کیسه زباله، روی زمین و درست کنار گاری، انباشته شده‌اند. این تصویر، یکی از ده ها و شاید صدها تصویری است که هر روز اهالی این شهرک از نزدیک می بینند ؛ شهرکی که تلخی های آن هیچ همخوانی با نامش ندارد؛ اینجا گویی فقط اسمش «شهرک شیرین» است.
اوج گرمای هوا در نیمه روز است و به جز ما کسی در کوچه ها پرسه نمی زند، مگر تک و توک افرادی که به سایه کنارِ دیوار خانه ها پناه برده اند و بعضی دیگر که هر از گاهی با موتور مانند برق و باد از کنارمان می گذرند. روبه روی منازل مسکونی، راسته دیواری است که اگر پیاده بخواهی آن را قدم به قدم طی کنی، حالا حالاها تمام نمی شود.
دیوارهای نسبتا کوتاه، حصاری است که دور تا دور زمین های آستان قدس رضوی در شهرک شیرین مشهد واقع در منطقه 6شهرداری، کشیده شده است.
3زمین نسبتا بزرگ رها شده و متعلق به آستان قدس در شهرک شیرین وجود دارد که برای اهالی مشکل ساز شده است؛ از مشکلات بهداشتی گرفته تا ناامنی در محله و حواشی دیگر که انگار قرار نیست به آن ها رسیدگی شود.


سینه خیز یا از حفره های دیوار وارد زمین می شوند
برای اینکه راهی برای ورود غیر از بالا رفتن از ستون و پریدن به داخل زمین محصور پیدا کنیم، باید کمی پیاده روی کنیم که البته خیلی طول نمی کشد و تقریبا در فاصله کمی از هم، راه‌هایی برای ورود هست. راه هایی که بعضی به شکل یک بیضی در پایین دیوار کنده شده یا دانه دانه آجرها از دلِ دیوار به شکل یک دایره برداشته شده است، اما برای ورود از هر راهی در این چهاردیواری باید به بدن پیچ و تاب داد تا به آن سوی دیوار رسید. اینجا حتی راهی هست که باید ازطریق آن، سینه خیز به داخل زمین رفت.
تفاوت فضای بیرون و درونِ چهاردیواری ملموس است. قبل از ورود همه چیز عادی به نظر می رسد، اما به محض اینکه قدم داخل زمین می گذاری، بوی تعفن تمام مشامت را پر می کند. در چند قدمی ما، ریل راه آهن قرار دارد و اطراف آن تا چشم کار می کند، زمین رها شده پر از خار و خاشاک و البته زباله است.
این طور که معلوم است دیوارهای آن طرف ریل قطار، اوضاع وخیم تری دارند. آتش به جان تکه هایی از زباله های روی زمین افتاده و حالا چیزی جز خاکستر که دودِ کم جانی به هوا می دهد، از آن باقی نمانده است. مصالح ساختمانی، پوشک بچه، کفش کهنه، ظرف سفالی، آینه شکسته، لباس، بطری آب، مانده غذا و میوه و تقریبا هر چیزی که فکرش را بکنید در این زباله دانی که تنها چند قدم با محل زندگی و تنفس مردم فاصله دارد، پیدا می شود. در فاصله چند متری از ما، چند پسر که قد و بالای آن ها نشان می دهد سن زیادی ندارند، با دمپایی روی زمین می دوند، سنگ برمی دارند و آتش بین زغال ها را نشانه می گیرند. انباشت زباله کنار بعضی دیوارها به قدری است که اگر یک معتاد از آن طرف دیوار بالا بیاید، این طرف دیگر حتی نیاز به پریدن ندارد و تپه ای از زباله با شیبی که دارد رفت و آمد را برایش آسان می کند.


چاله هایی که معتادان برای خودشان کنده اند
با چشم دیوارهای دور تا دور زمین را نگاه می کنم که تقریبا به فاصله یک متری از هم، رد سیاهی از آتش شب و روزهای سردِ آدم های این زمین، روی همه آن‌ها به جا مانده است. یک خانه مستطیل شکل از دور پیداست که رنگِ آجر دیوارهایش، سیاه شده است. حسین، یکی از راه بلدهای محله که زیر و بم شهرک را پس از 30 سال سکونت و کار و کاسبی در آن خوب می داند، همراه ماست. می گوید: اینجا روزانه معتادهای زیادی رفت و آمد می کنند، حتی در انتهای زمین برای خود چاله هایی کنده اند. اگر متوجه نیروی انتظامی بشوند، سریع فرار می کنند؛ به دلیل اینکه زمین خیلی بزرگ است.
در انتهای زمین، چند مصرف کننده دیده می شوند که گوشه دیوار کِز کرده اند یا راه می روند. حسین می گوید: عصر یا سرِ شب باید اینجا را ببینی. گوشه گوشه دیوارها معتادان می نشینند؛ به همین دلیل امنیت نداریم. فکرش را بکنید؛ بچه ها که کنجکاو هم هستند، از راه هایی که معتادان درست کرده اند، وارد زمین می شوند و روی همین زباله ها که حتما سرنگ هم بین آن ها پیدا می شود، بازی می کنند.
یک مصرف کننده از لابه لای نرده های قطور آهنی به داخل زمین می آید. پاچه شلوارش را داخل جوراب هایش داده است. تی شرت سبزرنگی که به تن دارد، یکی دو سایز برایش بزرگ تر است. چشم هایش را به زمین دوخته است و از کنار ما می گذرد تا کمی دورتر جایی برای تزریق پیدا کند. هرکسی این زمین را ببیند متوجه می شود که فضای دل خواهی برای مصرف کنندگان دارد؛ زیرا ساعت ورود و خروج دست خودشان است، جا به اندازه همه شان هست و هیچ کس هم کاری به کارشان ندارد. شاید تنها چیزی که آن ها را آزار می دهد، سوتِ قطار و صدای ریل ها باشد که می تواند حتی برای لحظاتی عالمِ نشئگی و خماری آن ها را بپراند.


آن سوی دیوار
از همان راه پر پیچ و خم از زمین خارج می شویم تا با همسایه های چند قدمی این زمین صحبت کنیم. کاظم ابتدای یکی از کوچه ها روی زمین نشسته است و صفحه گوشی اش را بالا و پایین می ‎‎کند. می گوید: از زمانی که یادم می آید این زمین همین مشکلات را داشته است. کارتن خواب ها هر صبح و شب از روی ستون به آن طرف دیوار می روند. این موضوع محله را ناامن کرده است. نا شد است که هفته ای یکی دو بار در این کوچه ها دزدی نشود. ماشین خودم را جرئت ندارم اینجا پارک کنم و هر شب در پارکینگ می گذارم. سر شب که می شود زن و بچه مردم دیگر نمی توانند رفت و آمد کنند؛ چون معتاد و دله دزد زیاد است. اهالی شهرک تا به حال به شهرداری و پاسگاه رفته و شکایت کرده اند، اما چه فایده!
حسین، راه بلدِ محله، می گوید: متأسفانه علت انباشت زباله در این زمین، علاوه بر معتادان، اهالی شهرک نیز هستند. به دلیل اینکه گاری زباله دور است، هر شب زباله هایشان را به آن طرف دیوار پرت می کنند و به این فکر نمی کنند که این کار برای خودشان هزار جور بیماری به بار می آورد.


تمام بدنم زخم است
کمی جلوتر، تقریبا نبش یکی از کوچه ها سوپری کوچک و تاریکی است که زهرا جعفری، یک زن سن وسال دار، آن را می چرخاند. با بلوز و دامن پشت دخل ایستاده و به مشتری اش که فندک مغازه را برایش پس آورده است، می گوید: حالا تحفه هم نبود که پس آوردی.
زهرا خانم دلِ پر دردی دارد و تا متوجه می شود خبرنگار هستم، می گوید: از شانزده سالگی که عروس شدم، در اینجا زندگی می کنم. همه همسایه ها زباله هایشان را داخل زمین می اندازند. معتادها هم بعضی وقت ها پلاستیک ها را پاره می کنند تا چیزی برای خوردن پیدا کنند. تابستان ها مگس و حشره زیاد می شود.
آستین ‎هایش را بالا می زند و دست هایش را که پر از لکه های قرمز و پوست پوست است، نشانم می دهد. کمی عقب تر از دخل هم پاهایش را نشان می دهد که از زانو تا مچ متورم و قرمز شده است. می گوید: چند سال است کل بدنم پوست پوست و زخمی شده. می سوزد و گاهی خارش دارد؛ آن قدر که خونی می شود. دکتر گفته است حساسیت پوستی است.


زمین را به امان خدا رها کرده اند
زهرا ادامه می دهد: مردم خیلی اعتراض کرده اند، اما هیچ کس رسیدگی نمی کند. این همه زمین را به امان خدا رها کرده اند! به جای اینکه زمین را فضای سبز کنند، خانه ای برای معتادها درست کرده اند. دلم می خواهد شب ها یک ساعت اینجا بنشینی و تماشا کنی؛ پشت سر هم معتاد است که از دیوار بالا می رود.

 

از پشت دیوارها می ترسم
عصا به دست دارد و با دمپایی لِخ لِخ کنان و آهسته کنار دیوار می رود. انتهای کوچه را نگاه می کند و دوباره به سمت در خانه اش برمی گردد. از مشکلاتی که این زمین برای اهالی ایجاد کرده است، می پرسم. با دهانی بی دندان می گوید: چه بگویم مادر! اینجا امنیت و آسایش نداریم. از پشت دیوارهای این زمین می ترسم. شبانه روز اینجا معتاد رفت و آمد می کند. از یک طرف هم صدای قطار وقت و بی وقت به گوشمان می رسد. گاهی زباله هایی که داخل زمین می ریزند، بوی خیلی بدی راه می اندازد. خدا کند این دیوارها را بردارند.
محمد یکی دیگر از کسانی است که با او صحبت می کنم. به قول خودش بومی این محل است. می گوید: اینجا اسیر شده ایم دیگر. مشکل این شهرک، حریم این دیوار است. هر روز بیشتر از 30 یا 40 معتاد به داخل این زمین رفت و آمد می کنند. به خاطر زباله هایی که داخل آن می ریزند، شرایط بهداشتی خوبی هم ندارد.
محمدحسن اسلامی، یکی از اعضای شورای اجتماعی محلات شهرک شیرین مشهد، می گوید: مسئولان هر از گاهی به اینجا می آیند و سرکی می کشند، اما عملا اقدامی انجام نمی دهند. چرا نزدیک ترین و قدیمی ترین شهرک به حرم(در فاصله 8 کیلومتری)، این طور با مشکلات دست و پنجه نرم می کند؟ با شهرک شیرین مانند یک غریبه رفتار می کنند، در حالی که حداقل 1300 خانوار جمعیت دارد.
وی ادامه می دهد: شهرداری برای جمع آوری زباله های داخل زمین حق ورود ندارد و اعلام کرده است باید برای جمع آوری با آستان قدس نامه نگاری شود؛ اگر آستان قدس اجازه داد، شهرداری این زمین را از زباله تخلیه می کند. اما این کار برای ما فایده ای ندارد، چون دوباره همین آش است و همین کاسه.
اسلامی بیان می کند: حتی با مأموران آستان قدس که هر از گاهی از اینجا بازدید می کنند و به نوعی حافظ منافع آستان قدس هستند، صحبت کردیم؛ گفتند به آن ها ارتباطی ندارد و فقط گشت می زنند که مبادا کسی ساخت و ساز انجام دهد.
وی با اشاره به اینکه باید این زمین های بایر را آباد یا مدیریت کنند، می گوید: مشکل دیگر اینجا نبود اتوبوس است. قرار شده بود پایانه ای انتهای بولوار احداث شود که شهرداری و سازمان ترافیک قبول کردند، اما اتوبوس رانی نپذیرفت؛ گفت بُعد مسافت زیاد است و برایش نمی صرفد این کار را انجام دهد. فعلا در کش و قوس هستیم، اما هنوز کاری انجام نشده است.
اسلامی اضافه می کند: از سال 78 دنبال امتداد خیابان شهید رستمی و بولوار پانیذ هستیم، اما تا کنون انجام نشده است و می گویند در اولویت نیست. مشکل دیگر روشنایی بولوار پانیذ در این شهرک است؛ در این بولوار، شب ها تاریکی محض است.وی می گوید: 5 سالی خانه بهداشت در شهرک داشتیم، اما چند ماهی است به این دلیل که جمعیت ما برای فعالیت یک مرکز بهداشت کافی نیست، آن را جمع کرده اند.

 

رفع مشکل شهرک شیرین نیازمند تعامل است
زمین های بایر در شهرک شیرین مشهد تنها چند قدم با خانه های مردم فاصله دارد. این زمین ها سال هاست مشکلاتی برای ساکنان به وجود آورده اند که حل نشده باقی مانده است، آن قدر که شاید مردم دیگر رمقی برای پیگیری و امیدی به شنید ه شدن صدایشان ندارند. معاون املاک و اراضی آستان قدس رضوی در گفت وگو با خبرنگار شهرآرا می گوید: مشکل خاصی در شهرک شیرین نداریم. مشکل اصلی زمین های چسبیده به شهرک است. دو قطعه زمین حدود 14 هکتار جزو زمین هایی است که مالکیت آن صد درصد با آستان قدس رضوی نیست. این زمین ها فعلا طرح ندارند و دارای اصلاحات ارضی هستند.
مرتضی حقیقی بیان می کند: زمین های آستان قدس رضوی دو دسته است؛ زمین هایی که مالکیت آن ها به طور کامل با آستان قدس است و زمین هایی که در ضوابط جزو اصلاحات ارضی قرار می گیرند؛ یعنی این زمین ها به آستان قدس رضوی وقف شده، اما پیش از انقلاب در راستای یک دستور غیر شرعی به زارعان واگذار شده است. پس از انقلاب و در سال 58، براساس فتوای امام(ره)، این فروش باطل و اعلام شده است مردم باید بدون پرداخت حق تقدیمی به صورت کشاورزی قرارداد ببندند که در بعضی نقاط این موضوع را پذیرفتند و بعضی دیگر تمکین نکردند، اما آستان قدس رضوی، حقوقی برای این افراد در نظر می گیرد. این افراد عمدتا مراجعه نکرده اند. باید برای زمین ها طرح مناسبی بگذاریم که به تناسب آن طرح با زارعان توافق کنیم تا بخشی از زمین با دریافت حقوقات به زارعان برسد و بخشی هم در اختیار موقوفه قرار بگیرد.
وی ادامه می دهد: براساس طرح جامع تمام زمین های متعلق به آستان قدس رضوی که داخل محدوده شهر قرار می گیرند، کاربری دارند. باید براساس توافق هایی که با شهرداری و راه و شهرسازی داریم، برای این زمین ها طرح تهیه کنیم. پس از تهیه طرح، آماده سازی خیابان ها، معابرو فضای سبز و واگذاری صورت می گیرد. موضوع اولیه این است که ما هنوز نتوانسته ایم به دلیل اختلاف مالکیت با زارعان به تهیه طرح بپردازیم، اما تهیه طرح اولیه برای شروع مذاکره در برنامه سال 98 حوزه فنی معاونت وجود دارد.
حقیقی درباره اینکه این زمین های بایر به محلی برای انباشت زباله تبدیل شده است، می گوید: برای جمع آوری زباله، نهادهای مرتبط باید رسیدگی کنند؛ اگر مشکل جمع آوری زباله است، آستان قدس با شهرداری توافق می کند. جلسه ای با شهردار این منطقه برای بررسی معضلات و مشکلات شهرک شیرین برگزار می کنیم. شاید آنجا طرحی برای واگذاری و ساخت نباشد، اما به مردم می توان خدمات ارائه کرد.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا آستان قدس رضوی طرحی برای فعال کردن این زمین ها دارد یا خیر، بیان می کند: می توان طرح اجرا کرد، اما مشکل این است که مالکیت کامل زمین ها با آستان قدس نیست. هرجا بخواهیم ورود کنیم، تعدادی مالک پیدا می شود. حتی برای زمین هایی که طرح دارند نمی توانیم بلافاصله به موضوع ورود کنیم؛ باید یک برنامه زمان بندی مشخص کنیم.
معاون املاک و اراضی آستان قدس رضوی در این باره که مصرف کنندگان مواد مخدر به این زمین رفت وآمد می کنند، بیان می کند: اگر دور زمین محصور نیست، باید دیوار شود. اگر هم زمین با دیوار محصور شده است و مصرف کنندگان بخشی از دیوار را کنده و برای خود راه باز کرده اند، باید همکاران ما دوباره دیوار را ترمیم کنند و چاره ای جز این به ذهنم نمی رسد.


شهرداری آماده همکاری است
شهردار منطقه 6 مشهد نیز در این باره به شهرآرامی‌گوید: طبق قانون، شهرداری اجازه ورود به املاک متعلق به آستان قدس رضوی به منظور پاک سازی زمین ها از زباله را ندارد. حجت ا... حیدری اظهار می‌کند: با آستان قدس در این زمینه گفت وگو و پیشنهادهای خود را به کمیته های نظارتی ارائه کرده ایم؛ زیرا مردم در مناطقی مانند شهرک شیرین، شهرک شهیدرجایی، باهنر و مناطقی که زمین های محصور آستان قدس رضوی در آن ها قرار دارد، گله مند هستند.
وی با اشاره به اینکه تا کنون نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و نمایندگان شورا از این شهرک بازدید کرده اند، بیان می کند: متأسفانه اقدامی که این مشکل را رفع کند، انجام نشده است. شهرداری نیز نمی تواند به صورت دستوری و خارج از رویه قانونی به رفع این مشکل بپردازد.
وی با بیان اینکه برای رفع مشکل این منطقه باید تعاملی میان مردم، شهرداری و آستان قدس رضوی صورت بگیرد، ادامه می دهد: شهرداری برای حل مشکل این زمین ها پیگیری می کند، اما نمی تواند به آستان قدس بگوید این ملک را مانند بعضی املاک خود بفروشد یا آن را فعال کند؛ بلکه آن ها باید براساس سیاست های آستان قدس تصمیم بگیرند.
شهردار منطقه 6 مشهد در پاسخ به این پرسش که آیا به طور موقت نیز نمی توان تعداد گاری های زباله در این شهرک را بیشتر کرد، می گوید: معمولا در قراردادهای پیمانکاری درباره تعداد گاری های زباله محدودیت وجود دارد و نمی توان مازاد بر قرارداد، برای افزایش تعداد گاری ها، پولی به پیمانکار داد.
حیدری بیان می کند: با نامه نگاری با آستان قدس می توان یک بار زباله ها را از زمین جمع کرد، اما از لحاظ هزینه محدودیت داریم و نمی توانیم هر بار از پیمانکار بخواهیم زباله ها را تخلیه کند؛ چون این موضوع باید در قراردادها قید شود. همچنین یک بار تخلیه زباله دردی را دوا نمی کند و بازهم تکرار می شود. مردم نیز باید رعایت کنند و زباله هایشان را داخل زمین نریزند.وی اضافه می کند: شهرداری برای حل مشکل حضور معتادان متجاهر در این زمین ها، همکاری و هماهنگی هایی می کند، اما اصل کار به نیروی انتظامی برمی گردد که از حوزه اختیارات ما خارج است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.