زوزنی| حاتمی کیای «خمینی»، حاتمی کیای «بازرگان»، این عبارت وام دار یکی از دیالوگ های معروف فیلم سینمایی «چ» ساخته ابراهیم حاتمی کیاست. گفت وگویی که میان اصغر وصالی(با بازی بابک حمیدیان) و مصطفی چمران(با بازی فریبرز عرب نیا) درمی گیرد، نشان از تردیدی دارد که در آن مقطع، سرتاپای حاتمی کیا را فراگرفته بود. وصالی می گوید: «شما را بیشتر چمران بازرگان دیدم تا چمران خمینی.». چمران پاسخ می دهد: «خمینی هم سرباز خداست اصغرجان، اما جنگیدن همیشه آخرین راه است.». وصالی ادامه می دهد: «نمی فهممت دکتر... کاش شهید می شدیم تا مردم شاهد باشند سرباز خمینی مرد شهادت است نه تسلیم.». و چمران با به آغوش کشیدن اصغر وصالی، تیر تردید را بر پیکر خود و او می نشاند و همچنان خود را از این تردید میان بازرگان و خمینی نمی رهاند و می گوید: «خوش به حال خمینی که سرباز هایی مثل تو دارد!». این تردید حتی درمیان دیالوگ های تیمسار فلاحی(با بازی سعید راد) هم بروز پیدا میکند؛ تردیدی که قرار است با ورود جنگنده های ارتش پایان یابد اما با سقوط یکی از آن ها همچنان در«چ»، در چمران و در حاتمی کیا باقی می ماند. این تردید که سراسر «چ» را فراگرفته، هم ریشه در جان حاتمی کیا دوانده و هم در وجود چمران، آشوب به پا کرده است. چمران با تردید زن و فرزندانش را در آمریکا رها می کند؛ تردیدی که گاه حاتمی کیا را به «دعوت» و «گزارش یک جشن» می کشاند و گاه او را از لابه لای «بادیگارد» به «به وقت شام» می رساند.
نتیجه این تردید ها که از ضمیر حاتمی کیا به «چ» منتقل شده است، سال های بعد کمی به یقین گرایش می یابد و به نظر می رسد حاتمی کیا در اختتامیه سی وششمین جشنواره فیلم فجر با جملاتی شبیه به «من فیلم ساز وابسته هستم و فیلم ساز این نظام هستم»، خود را از تردیدی که سال ها درگیرش بوده است، می رهاند.به نظر، این سینماگر در فیلم هایش به دنبال رهایی خویشتن از تردید است. در مقاطع فیلم سازی اش هم به وضوح می شود این مسئله را دید و در رفتار هایش آن را دنبال کرد.