غلامرضا زوزنی | بالاترین مقام نظامی دهه بیست در ایران، دستور تخلیه پادگانهای مرزی را صادر کرده بود. آخرین سربازها و نظامیان هم داشتند محل خدمتشان را ترک میکردند. چندنفری بیشتر داخل پادگان مرزی جلفا نمانده بودند. روسهای درگیر در جنگ جهانی دوم مصمم بودند به ایران لشکرکشی کنند. بنابر آن دستور نظامی همه نظامیان باید پادگانها را تخلیه میکردند و در برابر مهاجمان مقاومت نمیکردند. ملک محمدی، سیدمحمد راثیهاشمی و عبدا... شهریاری 3نظامی بودند که نه دل رفتن داشتند و نه پای ماندن. حاشیه «ارس» در کنار خط راهآهنی که ایران را به آذربایجان وصل میکند این 3سرباز تصمیم گرفتند از دستور مافوقشان سرپیچی کنند و خودشان را با همان چند فشنگ و سلاح سبک آماده کنند تا جلو لشکر تا بندندان مسلح روس بایستند و اجازه اشغال ایران را ندهند؛ و این آغاز «دفاع» بود.
2روز مقاومت کردند و درنهایت در راه دفاع از میهن جان باختند. دشمنان که گمان میکردند در آن 2روز با گروه مهمی از نظامیان ایران میجنگند، بعد از عبور از آن پل آهنی معروف که خط راهآهن را از روی ارس میگذراند و هماکنون هم سرپاست، به دنبال کشتهشدگان گشتند تا تلفات نیروهای مقاوم ایرانی را برآورد کنند. اما هرچه گشتند بیشتر از 3پیکر نیافتند. فرمانده قوای روس که از جانفشانی و استقامت آنها بهتزده شده بود دستور داد تا شهید محمدی، شهید راثیهاشمی و شهید شهریاری را با تشریفات و احترام نظامی در کنار پل آهنی به خاک بسپارند. مقبره این 3سرباز مدافع وطن هنوز سالم است و زیارتگاه شهیدان عاشق ایران است.
نزدیک به 80سال از آن واقعه تاریخی میگذرد و جا دارد در سال98 و در واپسین روز از هفته دفاع مقدس یادی کنیم از این سربازان شهیدی که مظلومانه در راه دفاع از میهن به شهادت رسیدند و در غربت تاریخ فرو رفتند. در روزهایی که یاد و خاطره سلحشوریهای رزمندگان دفاع از ایران اسلامی در برابر تهاجم رژیم بعث عراق تازه شده است، خالی از لطف نیست یاد مرزبانان غیور کشورمان را نیز زنده کنیم. مرزبانان غیوری که بعد از گذشت نزدیک به 80سال از شهادتشان، نه سینما به آنها توجه ویژهای کرده است و نه تئاتر. حتی نوشتهها و اسناد مکتوب تاریخی متقنی بهغیر از همان چند جملهای که روی سنگ مزارشان نوشته شد وجود ندارد.
«رگ»، گموگور در گوشهای
همزمان با سالروز رشادت این 3سرباز شهید، بیستم شهریورماه، شاهد این بودیم که نمایشی با عنوان «رگ» در روایت رشادتهای 3مرزبان شهید در تماشاخانه چارسوی تئاتر شهر تهران به روی صحنه رفته است که از قضا، برزو ارجمند، بازیگر مشهدی سینما، تلویزیون و تئاتر، در آن نقشآفرینی میکند. نویسنده و کارگردان «رگ» ایوب آقاخانی است و او هم بعد از رویارویی با قصه پر غصه این نظامیان جان بر کف، مجذوبشان شده و تصمیم گرفته است نامشان را روی صحنه تئاتر زنده کند: « اولینبار که سر مزار 3عزیز در جلفا، واقع در مرز ایران و آذربایجان رفتم و داستان آنها را شنیدم، ترغیب شدم درباره آنها کاری بکنم. ضمن اینکه علامت سؤالی برای من ایجاد شد که چرا داستانی با این جذابیت تاکنون در سینما و تئاتر ما جا نداشته است و خیلی گموگور در گوشهای بدون پرداخت، دراماتیک مانده است.».
آقاخانی هم هرچه گشته بود منبع درستی درباره زندگی و فرجام این 3شهید نیافته و در نگارش نمایشنامهاش به همان یک خطی که روی سنگ مزارشان نوشته شده استناد کرده بود و مابقی را به تخیلش سپرده: «جزئیات بیشتری نیست به غیر از همان تک خطی که بالای مزار این 3نفر وجود دارد، پس نمایشنامه را براساس یک اصل «مستند و ارجاعپذیر» و مقدار زیادی «تخیل» نوشتم.»
«روشنایی»، اشارهای به عشق و وطن
حدود 6ماه قبل از اینکه این تئاتر با چنین مضمونی در پایتخت روی صحنه برود، یک گروه فیلمسازی در مشهد اقدام به تولید فیلم داستانی «روشنایی» درباره مرزبانان شهید دهه بیست کردند و هم اکنون این فیلم در تدارک برای حضور در جشنوارههای ملی و جهانی است. «روشنایی» که همه عوامل سازندهاش از هنرمندان مشهدی بودند، به نویسندگی و کارگردانی احسان خزاعی، گوشهای از مجاهدت شهدای میهن را به تصویر کشیده است. فیلمی که تاکنون نظیرش در هیچ مقیاسی در کشور تولید نشده و تنها یک تئاتر ماهها بعد از تولید آن روی صحنه رفته است که پیشتر درباره آن خواندید. قصه شهادت این 3سرباز در خلال داستان عاشقانهای برپایه تخیل نویسنده روایت میشود و خزاعی سعی کرده با نگاهی تمثیلی، دفاع مقدس آنها را به تصویر بکشد. با اینکه احسان خزاعی چندسال درگیر این رویداد تاریخی بوده است، اما درنهایت سندی بیشتر از آنچه که روی سنگ مزار آنها نوشته شده است یا بومیان محل نقل کردهاند، دستاویز بیشتری برای استناد تاریخی نیافته است.
گرامی دفاع
آنچه در نگاه احسان خزاعی و ایوبآقاخانی، 2هنرمند سینما و تئاتر پیداست، پهنا دادن به مسئله دفاع مقدس است. تأکید بر اینکه «تقدیس وطن» و «علاقه به میهن»، نه مسئله تازهای است و نه از بین رفتنی است. همانگونه که در تئاتر «رگ» شاهد این هستیم که 3شهید مرزبان در رؤیای یک مرزبان امروزی خودنمایی میکنند و در روشنایی تجلی عشق، یکی از آن 3سرباز را در وجود فردی که 80سال بعد زندگی میکند میبینیم. بعد از کاهلی تاریخی و هنری درباره این اتفاق، آنچه که از بررسی 2تولید هنری سینمایی تئاتری استخراج میشود این است که هردو سازنده در ستایش دفاع از میهن گام برداشتهاند و سعی کردهاند دفاع از مام وطن را در هر عصر و دورانی بستایند. و گرامیداشت هفته دفاع مقدس میتواند محور اتصال همه این نقاط تاریخی به یکدیگر باشد.