صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

خرده‌گیرانِ نکته‌سنج

  • کد خبر: ۶۳۸۱
  • ۱۴ مهر ۱۳۹۸ - ۰۷:۴۴
بررسی نقد ادبی در ایران با مروری به کارنامه برخی منتقدان بنام

نقد ادبی در ایران، از زمان آخوندزاده تا امروز که پژوهشگران مطرحی چون شفیعی‌کدکنی در عرصه ادبیات قلم می‌زنند، شخصیت‌های متعدد با آرای گوناگونی را به خود دیده است. از آن شمار، برخی اسم و رسم بیشتری به دست آورده‌اند و تأثیر ویژه‌ای بر ادبیات کشور گذاشته‌اند. خبرگزاری ایسنا در گزارشی کارنامه برخی منتقدان ادبی بنام را از نگاه ایرج پارسی‌نژاد، نویسنده و تاریخ‌نگارِ نقد ادبی نوین ایران، مرور کرده است. از پارسی‌نژاد کتاب‌هایی چون «روشنگران ایرانی و نقد ادبی»، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، «احسان‌ طبری و نقد ادبی»، «نیما یوشیج و نقد ادبی»، «خانلری و نقد ادبی»، «محمدتقی بهار و نقد ادبی» و «زرین‌کوب و نقد ادبی» و جز این‌ها به چاپ رسیده است.


آغاز جسارت در نقد ادبیات
میرزا فتحعلی آخوندزاده در ۱۲۸۳ق/۱۸۶۶م با نوشتن «قرتیکا» (کریتیک) از قصیده سروش اصفهانی، شاعر دربار ناصری، انتقاد کرد و معیارهای تازه‌ای را در نقد ادبی مطرح کرد که پیش از او متداول نبود. او در تأثیر افکار و آثار نویسندگان نواندیش روسی نقد مضمون را جانشین خرده‌گیری‌های لفظی کرد و مقوله انتقاد از ادبیات را از محدوده سنتی خود، که بحث درباره صنایع بدیعی و لفظی کلام بود، خارج کرد و به نقد و سنجش در ارزش موضوع و شیوه بیان کشاند و بر طرح مضامین فکری و اجتماعی و اخلاقی در آثار ادبی تأکید کرد.
آخوندزاده برای نخستین‌بار در تأثیر نقد اجتماعی مسئله تعهد نویسنده و شاعر را در خدمت به جامعه یادآور شد و در این زمینه تا آنجا پیش‌ رفت که ادبیات و هنر را وسیله تهذیب اخلاق شناخت. آخوندزاده در نقد ادبی ارزیابی دقیقی از مضمون آثار معتبر کلاسیک‌ها و معاصران را وظیفه خود قرار داد و در این زمینه هرچند که از اشتباه برکنار نماند، جسارت انتقاد از آثار معروف و معتبر را در آیندگان برانگیخت.


پراکنده‌گویی برآمده از دانش بسیار
محمدتقی بهار (ملک‌الشعرا) شاعر بزرگ معاصر و محقق و مؤلف گران‌مایه ادبیات نیز از استادانی است که همانند دیگران از انتقاد برکنار نیست. بهار گرچه خود به ضرورت تجدد در شعر و نثر زمانه پی برده بود، مأنوسات ذهنی و تربیتی او مانع از آن شده بود که در حرکت خود به سوی تجدد بیش از حد «اصلاح» پیش رود. او توانست تجدد در شعر را در حد «اصلاح معنای جدید در قالب و قواعد قدیم» بپذیرد.
در زمینه تحقیقات ادبی هم مهم‌ترین اثر بهار «سبک‌شناسی» است. به گمان من این کتاب دستخوش پراکنده‌گویی است و از یک روش علمی پیروی نمی‌کند. جلد اول «سبک‌شناسی» که در تاریخ زبان فارسی است، حاوی احکامی است خارج از حوزه تخصصی مؤلف که اعتبار ندارد. همچنان که در مقاله‌های او ارجاعات به نظریات دانشمندان و نویسندگان اروپایی سطحی و شتاب‌زده است و نشان‌دهنده اصالت مطالعه و دانش عمیق نیست.
اما مقاله باریک‌بینانه آن استاد در شرح حال فردوسی و «شاهنامه»، با گذشت بیش از 80سال، از روشن‌بینی و درک و دریافت درست آن ادیب سخنور در شناخت «شاهنامه» حکایت می‌کند. او زمانی به نقد «شاهنامه» پرداخت که در روزگار تبعید و تنگ‌دستی جز 2نسخه ناپیراسته از «شاهنامه» را در دسترس نداشت.
اگر سبک‌شناسی نثر فارسی او دستخوش پراکنده‌گویی و آشفتگی است، به یاد داشته باشیم که بهار خواسته است که همه دانش خود را از تاریخ تمدن و فرهنگ و آداب ایران باستان و زبان‌ها و خط‌ها و لهجه‌های کهن و تحول لغات و فقه‌اللغه زبان‌ها و گویش‌های ایرانی پیش از اسلام و کتیبه‌ها و کتاب‌ها و رساله‌های دینی و اخلاقی تا نثر زبان‌های پهلوی و دری و اختلاف صرفی و نحوی و نکته‌های دستوری، همه را در یک‌جا بیاورد. از این‌رو است که کتاب از روش علمی امروزی دور مانده است.


یک مقاله ساده بازاری!
نیما یوشیج نیز به معنای واقعی مقالات نظری زیادی درباره نقد ادبی ندارد، اما تأثیر همان یادداشت‌های کوتاهی که به‌صورت نامه یا «حرف‌های همسایه» از او به جا مانده، از نظر تاریخی بسیار مهم است. تنها رساله مستقل نوشته او با عنوان «ارزش احساسات در زندگانی هنرپیشگان» در دست است که برخلاف گفته افرادی از قبیل شمس لنگرودی که در تاریخ «تحلیلی شعر نو» آن را «محکم‌ترین و مستدل‌ترین کتاب تئوریک در زمینه شعر نو» خوانده، نوشته مهملی است سرشار از فلسفه‌بافی‌های نامفهوم، به نقل قول از دیگران، بدون ذکر مأخذ و غالبا غلط، که خود نیما در یادداشت‌هایش آن را «یک مقاله ساده بازاری» خوانده که آن را «به حساب کاری که بر عهده داشته» نوشته است. گویا پس از کوچ نیما از مازندران و اقامتش در تهران، دوستانش برای تأمین درآمدی او را به نوشتن مقالاتی، به‌صورت پاورقی برای هر شماره مجله «موسیقی» متعهد می‌کنند. نیما خود درباره این مقالات می‌گوید «ارزش احساسات» را در چند شب متوالی با وضعیتی ناراحت تهیه می‌کرده است.


ضرورت مراجعه جوانان به داناتر از خود
استاد زرین‌کوب ادیب، مورخ و منتقد هم دانشمندی بوده که به نقد ادبی جدید ایران آبرو و اعتبار بخشیده است. زرین‌کوب از نخستین پژوهشگرانی است که با تسلط بر زبان‌ها و ادبیات و فرهنگ اروپایی شعر و ادبیات ایران را از منظر امروزی نقد و بررسی کرده است. او با آگاهی وسیع بر منابع نقد ادبی جهان توانسته لزوم مراجعه به منابع معتبر را به ادیبان و محققان جوان یادآوری کند تا در کار تحقیق صرفا به درک و دریافت خود متکی نباشند و از حاصل پژوهشگران داناتر و کارآزموده‌تر از خود بهره گیرند.


سراسر نوآور اما در دام تناقض
به گمانم شفیعی‌کدکنی هم در میان منتقدان ادبی زمان خود یگانه و منحصر به فرد است. به گمانم آثار استاد شفیعی از نقد و تصحیح متون کهن فارسی و جست‌وجو در آثار عارفان و شاعران بزرگ ایران گرفته تا نقد شعر دیروز و امروز و تئوری‌های بدیع او در این زمینه و معرفی نقد مدرن جهانی به ایرانیان و تطبیق آن با شعر و ادبیات عصر ایران، همه و همه معتبر و خواندنی و آموختنی است. حرف‌ها و نظرهای او در حوزه شعر و ادبیات همه نوآورانه و بدیع و اصیل است و یک نکته تکراری در آن نمی‌توان یافت.
البته انکار نمی‌توان کرد که آرا و افکار او هم مثل دیگران از ضعف و خطا برکنار نیست. یکی از تئوری‌های او در توضیح تناقض است که هر هنرمندی در کمون ذات خود دارد. به گمانم شفیعی‌کدکنی که خود شاعر هنرمندی است، در آرای خود از آسیب این تناقض‌ها برکنار نمانده است. گذشته از مسئله تناقض، مبالغه و اغراقی است که گاهی درباره بعضی از اشخاص و افکار در جای‌جای مقالاتش دیده می‌شود و احکامی که گاهی بی هیچ ملاحظه‌ای و استثنایی در مسائل ادبی و هنری صادر می‌کند که از احتیاط عالمانه دور است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.