صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

راه و بیراه

دایره غفلت

  • کد خبر: ۶۶۲۶
  • ۱۷ مهر ۱۳۹۸ - ۰۷:۴۸

متین نیشابوری - پرده اول: کنار خیابان ایستاده بودند و از رفتارشان مشخص بود که عجله دارند. آ فتاب به شدت می تابید. هرم گرما مثل بخاری که از آب بلند می شود و به هوا می رود، از کف آسفالت بیرون می زد. یک سمند سر رسید و جلوی پایشان ترمز زد. پسر جوان به دوستش گفت: «اتوبوس واحد در راه است، چند دقیقه صبر کن» اما دوستش لبخندی زد و به طعنه پاسخش داد که «کرایه ات با من بیا برویم»
سمند دو مسافر دیگر هم داشت و دو مرد جوان هم به جمع آن ها اضافه شدند. هنوز چند دقیقه ای از حرکت ماشین نگذشته بود که ناگهان تیزی چاقو برق زد و درست در مقابل چشمان دو جوان قرار گرفت. راننده اما در این بین خیلی خونسرد بود و توجهی به هیاهوی داخل ماشین نداشت و به رانندگی خود ادامه می داد.
مردان به ظاهر مسافر طی نقشه ای شوم که از قبل طراحی کرده بودند با تهدید چاقو و کتک کاری دو جوان بخت برگشته، دار و ندار آن ها را که روی هم رفته 100هزار تومان هم نبود به همراه دو گوشی تلفن همراه و مدارک هویتی شان به زور گرفتند.
سمند وارد یک خیابان فرعی شد و سارقان چاقوکش 2پسر جوان را از ماشین پرت کردند و به سرعت گریختند. به جز کلافگی و عصبانیت چیز دیگری برایشان باقی نمانده بود حس سرخوردگی داشتند که چرا کاری نکرده اند. با کمک یکی از عابران پیاده این موضوع بلافاصله به پلیس گزارش شد و به سرعت تیمی از دایره تجسس کلانتری 27مشهد خود را به محل رساند.
با توجه به سرنخ های به جا مانده از سارقان و اینکه دو پسر جوان صورت این افراد را دیده و شناسایی کرده بودند، متهمان فراری به سرعت شناسایی و تحقیقات پلیسی برای دستگیری شان آغاز شد.

پرده دوم :
جوانی سی ساله پشت خط بود و به راحتی می شد ترس را از صدایش حدس زد. می گفت چشم هایش دارد کور می شود و از مأمور اپراتور مرکز پیام 110 استمداد می کرد. می گفت که دار و ندارش را برده اند و از پلیس می خواست هرچه سریع تر به دادش برسند.
تیم تجسس کلانتری 40مشهد به محض اطلاع از این موضوع بلافاصله خود را به محل رساند. مرد جوان با دیدن مأموران به سمت آن ها دوید. چشمانش رنگ خون گرفته بود و مدام آن ها را با دستش فشار می داد. به یکی از مأموران گفت: «از سر کار به خانه بر می گشتم. کنار خیابان بودم و منتظر تاکسی، تا اینکه که یک پژو جلویم ترمز زد و من هم سوار ماشین شدم. مسافتی هنوز نگذشته بود که راننده ناگهان اسپری به صورتم پاشید. انگار چشمانم را سوزن می زدند. من دست هایم را روی چشمانم گذاشته بودم و او جیب ها و کیفم را می گشت. همه چیز سیاه بود و نمی توانستم چیزی را ببینم که در همین حین در خودرو باز شد و راننده از خودرو پرتم کرد. دارو ندارم از دستم رفته بود. 500هزار تومان ناقابلی که برای به دست آوردنش عرق ریخته بودم از کف رفت. صورتم مثل دلم هر دو در آتش می سوختند.خوشبختانه تلفنم داخل جیبم بود بلافاصله با پلیس تماس گرفتم.
با گشوده شدن این پرونده سرقت، تحقیقات پلیسی برای شناسایی و دستگیری این سارق خشن در دستور کار مأموران کلانتری 40مشهد قرار گرفت.

پرده سوم:
10:30 صبح بود، زن جوان داخل ایستگاه اتوبوس نشسته بود. صد متری(بزرگراه) مثل همیشه شلوغ بود و اتوبوس هم مثل هر روز تاخیر داشت. عجله برای رسیدن به مقصد باعث شد تا پا به خیابان بگذارد و صرف نظر از سوار شدن به اتوبوس، تاکسی را انتخاب کند. یک پراید از دور چند مرتبه چراغ هایش را به نشانه سوار کردن زن، روشن و خاموش کرد. زن جوان هم دستش را تکانی داد و ماشین جلوی پایش ایستاد.
نرسیده به پلیس راه قاسم آباد ناگهان راننده وارد یک خیابان فرعی شد. زن خودش را روی صندلی جابه جا کرد و از او پرسید: «چرا مسیر را اشتباه می روی؟» و وقتی پاسخی دریافت نکرد با صدایی داد و فریاد گفت: «ماشین را نگهدار می خواهم پیاده شوم.»
راننده ایستاد اما قبل از اینکه زن مجالی برای پیاده شدن داشته باشد، راننده به سمتش حمله کرد و او را زیر ضربات مشت گرفت. او که می خواست گوشی گران قیمت زن جوان را بدزدد با حرکت به موقع زن ناکام ماند . زن بیست وشش ساله توانسته بود در خودرو را باز کند و پا به فرار بگذارد اما همدست موتوری این سارق خشن که از قبل دنبال پراید آمده بود به سمت زن به راه افتاد. زن بی پناه با همه توان می دوید تا شاید در آن خیابان خلوت دری به رویش باز شود. در این میان بالأخره سر و کله یک نیسان آبی پیدا شد. راننده نیسان که متوجه این سرقت شده بود به سمت سارقان گرفت اما آن ها فرار کردند.
مأموران کلانتری 20مشهد از راه رسیدند و تحقیقات خود را برای شناسایی دو سارق خشن آغاز کردند.

پرده آخر:
3پرونده سرقت تشکیل و تحقیقات پلیس برای شناسایی متهمان نیز آغاز شد. اما نکته حائز اهمیت در این 3مورد اعتماد شاکیان به خودروهای شخصی بود که هیچ شاخصه ای از سازمان حمل و نقل درون شهری نداشتند.
با نادیده گرفتن این موضوع از سوی شهروندان و غفلت در انتخاب وسایل نقلیه عمومی دارای مجوز، بستری برای خلافکاران فراهم خواهد شد و اینچنین حوادثی در سطح شهر رخ خواهد داد. چراکه اگر 3مال باخته برای تردد در شهر اتوبوس یا با کمی حوصله منتظر تاکسی شده بودند این اتفاق نمی افتاد.
امید است با ایجاد این فرهنگ و اجرای آن در جامعه دیگر شاهد اینگونه رفتارهای خشن از سوی سودجویان
نباشیم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.