ابوعطا| نفسش به شماره افتاده بود. نا نداشت که ناله کند، خودرو 850کیلویی پراید روی بدنش افتاده و مرگ رقصکنان تا نزدیکیاش آمده بود.
آنچه را پیرامونش اتفاق میافتاد میدید، اما توان نشان دادن هیچ عکسالعملی نداشت. چندین صدای پا آمد و عدهای تلاش کردند تا خودرو را کمی جابهجا کنند، اما زهی خیال باطل. نمیتوانست سرش را بچرخاند و تمام ماجرا را تنها از یک قاب بسته میان سقف خودرو و زمین میدید. زمان کش میآمد، به نظرش یک سال گذشت تا اینکه خاموش و روشن شدن چراغهای گردان، نوید آمدن امدادگران را داد. دست به دعا برداشته بود. لحظاتی بعد، فردی که لباس آتشنشانان را به تن داشت، روی زمین زانو زد و حالش را پرسید. با پلک زدن به او فهماند که هنوز زنده است. از مابقی ماجرا تا زمانی که خودرو پراید چپ شده را از رویش برداشتند و او را درون آمبولانس بردند، چیز زیادی نفهمید.
اما خوب یادش بود که یک نعشکش هم به محل آمده بود و فهمید که زن جوان تمام کرده است، تأیید این موضوع را به سختی از تکنسین اورژانس گرفت.
آنها 3نفر بودند که در محور چناران به مشهد با یک خودرو پراید در حال حرکت بودند. در نزدیکی مشهد و حوالی منزلآباد خودروشان از جاده خارج و پس از برخورد با یک درخت کاج واژگون میشود.