گفتوگوی ویژه روزنامه «مارکا» با ستاره سابق بارسلونا که این روزها درخاور دور بازی میکند
زندگی ۱۰هزار کیلومتر دورتر چطوره؟
بعد از یک سال حضور در ژاپن، برای سازگاری با شرایط جدید زمان داشتهام. چنین تغییری نیازمند موارد زیادی است؛ ولی بالاخره توانستهایم ساکن شویم.
روزت را در کوبه چطور میگذرانی؟
تفاوت زیادی با کارهایی که در بارسلونا میکردم، ندارد. صبحها تمرین میکنم، در کمپ تمرینی یا خانه ناهارم را میخورم... و در خانه هم که کارهای مرتبط با امور خانوادگی را داریم.
تیم شما یکیدو ستاره دیگر به اسم «پودولسکی» و «داوید ویا» هم دارد. ویا هم که به نظر میرسد قصد ندارد دست از گلزدن بردارد.
داوید همیشه گلزن بوده و همچنان هم به کارش دراینزمینه ادامه میدهد. برای ما او بازیکن بسیار مهمی است، چون همانطور که میدانید این توانایی را دارد که هر لحظه از بازی دروازه رقیب را باز کند.
تو تا سال۲۰۲۱ با ویسل کوبه قرارداد داری، فکر میکنی آن را تمدید کنی؟
هرگز نمیشود چیزی را پیشبینی کرد. این روزها که هنوز هیجان بازی را دارم و خودش امر بسیار مهمی است. امیدوارم روزهای پایانی قراردادم مدت اندک دیگری آن را تمدید کنیم.
تو برای ادامه فوتبالت ژاپن را انتخاب کردی؛ ولی پیشنهادهای زیادی داشتید که شامل بوکاجونیورز هم میشد
وقتی تصمیم گرفتم از بارسا بروم، پیشنهادهای زیادی به دستم رسید؛ ولی اطمینان داشتم دیگر در اروپا بازی نخواهم کرد. از طرفی پیشنهاد ژاپن هم خیلی برایم جذاب بود. آنها انرژی مثبتی به من منتقل کردند و من هم این کشور را انتخاب کردم. الان میتوانم بگویم تصمیم خوبی گرفتهام؛ پیشنهادهایی از بوکا، چین و جاهای دیگر داشتم، ولی ژاپن برایم جذابتر بود.
اگر قرار باشد زمانی را که در بارسا بودی با یک کلمه توصیف کنی، چه چیزی میگویی؟
جادویی، خاص و بهترین. از دوازدهسالگی آرزوی بازیکردن در بارسا را داشتم. بازیهای فراموشنشدنی داشتیم و دستآخر جامهای زیادی هم گرفتیم.
تو بارها بازوبند کاپیتانی را به بازو بستهای. این موضوع استرس و فشار مضاعف بههمراه داشت یا اینکه انرژی بیشتری به تو میداد؟
برای من فشار روحی در کار نبود و بستن بازوبند کاپیتانی را دوست داشتم. بستن بازوبند کاپیتانی بارسا نشانگر خیلی از چیزهاست و امر بسیار مهمی است؛ بهویژه برای پسری که از دوازدهسالگی به این تیم آمده و دستآخر کاپیتان همان تیم میشود. درست مثل نوشتن یک داستان یا نقاشیکردن صحنهای است که در انتها درست از آب درمیآید. بستن بازوبند برایم خیلی خاص بود و همیشه سعی میکردم بهترین باشم.
بارسلونای الان را چطور میبینی؟.
به نظرم این تیم هنوز هم تیم خوبی است و خیلی چیزها مثل قبل است.
حتی سبک بازی بارسلونا؟
سبک بازی همیشه یک شکل است؛ ولی لحظاتی است که شرایط برایتان خوب پیش میرود و لحظاتی هم وجود دارد که اوضاع چندان خوب نیست. مهم این است که بارسا همیشه یک ایده بازی داشته باشد.
دییونگ و آرتور توانستهاند جای خالی تو و ژاوی را پر کنند؟
هر دو بازیکنانی فوقالعاده و تأثیرگذار هستند و بینش بالایی برای بازی دارند. ضرباهنگ، دستشان است، کنترل و ادارهکردن توپ را بلدند و شرایط بازی را هم خیلی خوب درک میکنند. در میانه میدان با حضور آنها و البته ایوان راکیتیچ همهچیز خوب پیش میرود.
نظرت درباره آنسو فاتی چیست؟
نشانههای مثبتی درباره او وجود دارد. بازیکنی است که میتواند خلق موقعیت زیادی کند؛ ولی مهم این است که از این موقعیتها استفاده هم بکند. رسیدن به تیم اصلی کار سختی است؛ پس وقتی چنددقیقه به شما فرصت میرسد، باید از آن نهایت استفاده را بکنید.
بالاخره بعد از مدتها شایعه، گریزمان به بارسلونا پیوست. نیمار هم نزدیک بود آمدنش به بارسا نهایی شود. چطور میشود اینهمه ستاره را روی فرم نگه داشت؟
نمیدانم مذاکرات چطور پیش رفته و اصلا چه اتفاقی افتاده است. اگر در آینده نیمار به بارسا بیاید، مطمئنا تبدیل به قطعه مهمی در پازل بارسلونا میشود. تنهاچیزی که نمیدانم، این است که چطور میشود او را وارد ترکیب با این همه بازیکن سطح بالا کرد.
همتیمی سابقت یعنی ژاوی کار مربیگری را شروع کرده است. فکر میکنی بعد از رفتن والورده از بارسا او هدایت این تیم را به دست میگیرد یا هنوز برایش زود است؟
کسی چیزی نمیداند. مربیان زیادی هستند که هیچ تجربه اولیهای ندارند و بعد میتوانند کارهای مهمی را رقم بزنند. چیزی که مربی نیاز دارد، داشتن ایدههای شفاف است. باید بدانید چه چیزی میخواهید به بازیکنان انتقال دهید و بعد تیم و بازیکنانی داشته باشید که ایدههایتان را پیاده کنند. نمیدانم ژاوی چه فکر میکند، اینکه برایش زود است یا نه، میشود بعدا این موضوع را متوجه شد.
اینیستا بهعنوان مربی چطور بازی میکند؟
از مربیان زیادی که داشتهام و سبک کاریشان برایم تأثیرگذار بوده است، چیزهای زیادی آموختهام؛ ولی مهمترین ایده برای من ارائه بازی زیباست. بااینحال فوتبال در حال تغییر است و باید خودت را با شرایط وفق دهی. تمام مربیانی که در بارسا داشتهام، چنینفلسفهای داشتهاند. آنها تسلط بر توپ و زمین، کنترل بازی، بازیسازی از زمین خودی و پلهپله بالارفتن را کار کردهاند. اینها چیزهایی بودهاند که کل عمر فوتبالیام با آن زندگی کردهام و خودم هم در این مسیر پیش میروم.
چه کسی «اینیستا»ی آینده خواهد شد؟
هیچ اینیستای دیگری در کار نخواهد بود، چون هیچ بازیکنی شبیه به دیگری نمیشود. الگوهای من گواردیولا و لادروپ بودند؛ ولی من مثل آنها نشدم. خودم مسیرم را ساختم و کسی شدم که الان هستم.