متین نیشابوری
پرده اول
کارش تمام شده بود و به سمت خانه به راه افتاد. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که زن و مردی را دید در کنار خیابان منتظر تاکسی هستند. جلوی پایشان ترمز زد و تصمیم گرفت تا آنها را به مقصد برساند. غنیمت بود در راه بازگشت به خانه کرایهای هم گیرش میآمد.
خیابانهای شلوغ شهر کم کم جای خود را به خیابانهای کم رفت و آمد عوض کرد و طولی نکشید که مرد جوان سر از یکی از خیابانهای منطقه الهیه مشهد درآورد. خیابان خلوت بود و تقریبا یکی در میان یک خودرو رد میشد. مرد جوان پرسید: «کدام خیابان پیاده میشوید» سکوت زن و مرد ترس در دلش انداخته بودند. در همین افکار بود که برق تیغه چاقو هراسش را چند برابر کرد.
دیگر کار از کار گذشته بود و راننده جوان در دام این زن و مرد زورگیر گرفتار شده بود. متهمان با تهدید چاقو، مرد جوان را از خودرواش پیاده کردند و پرایدش را به سرقت بردند. مرد بخت برگشته که برای چندرغاز خودرواش را از کَفَش درآورده بودند، در خیابان بی تدبیری خود پیاده شده بود و سرگردان به دنبال شخصی میگشت تا کمکش کند.
موضوع از سوی یکی از شهروندان به پلیس اعلام شد و تیم تجسس کلانتری الهیه وارد عمل شدند. تحقیقات مأموران انتظامی با توجه به سرنخهای موجود برای شناسایی و دستگیری متهمان آغاز شد...
پرده دوم
استرس و اضطراب داشت. میگفت با ماشین خرجی زن و بچه اش را درمی آورد و تنها سرمایه زندگی اش پرایدش بوده است. زن و مرد جوانی را در یکی از خیابانهای مشهد سوار کرده بود و آنها را به الهیه رسانده بود.
مرد سی ونه ساله در اظهاراتش به پلیس گفت که داخل یکی از کوچههای تاریک مسافرانش با تهدید چاقو خودروی او را از چنگش درآورده و با خود برده اند. این حادثه درست چند شب بعد از سرقت خودروی پراید دیگر بود که مأموران تجسس کلانتری الهیه برای بررسی آن پروندهای تشکیل دادند و تحقیقات خود را آغاز کردند.
تیم دایره تجسس کلانتری با توجه به اسناد به دست آمده و در کنار هم قرار دادن سرنخها پازل به هم ریخته این پرونده را حل و بر اساس چهرههای فرضی متهمان، رد آنها را زدند...
پرده سوم
وقتی زن و مرد جوان را کنار خیابان دید دلش سوخت برای همین جلوی پای آنها ترمز زد تا به مقصدشان برساند. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که مسافرانش به روی او چاقو کشیدند و تهدیدش کردند که خودرواش را کناری متوقف کند و تحویل آنها دهد.
دزدان در یک چشم برهم زدنی زن میان سال را از پرایدش پیاده کردند و خودروی او را با خود بردند. موضوع به پلیس گزارش شد و این بار تیمی از مأموران پاسگاه هلالی مشهد وارد عمل شدند و تحقیقات خود را برای به دام انداختن سارقان آغاز کردند.
پرده چهارم
همین که شب فرا میرسید جاده روستا هم شکل مرگ به خود میگرفت. انگار با تاریکی هوا لشکر اشباح به جاده حمله میآوردند و هرچه سر راهشان بود را با خود به تاریکی محض میبردند. کوههای بلند اطراف جاده حتی نمیگذاشت نور ضعیف ماه به سطح جاده رسوخ کند و همه چیز دست به دست هم میداد تا تونل وحشتی را از روستا تا چند کیلومتر به وجود بیاورد.
ساعتی گذشت که چرخهای خودرو وارد جاده مشهد شدند. مرد جوان هنوز مسافتی را طی نکرده بود که چشمش به پسری نوجوان و دو مرد جوان که در کنار جاده ایستاده بودند افتاد. با خودش گفت: «تا مشهد راهی نیست، آنها را سوار میکنم و کرایهای هم میگیرم»
جلوی پایشان ترمز زد و آنها را سوار کرد. هراس از جاده وحشت هنوز از سرش بیرون نرفته بود که برق تیزی چاقوی یکی از مسافرانش ترسش را کامل کرد. جاده خلوت بود و تردد کم خودروها این امکان را برای سارقان فراهم میکرد تا نقشه شان را عملی سازند.
سارقان پس از کتک زدن مرد جوان، ضبط و باندهای خودرو و مبلغ ۸۰ هزار تومان وجه نقدش را سرقت کردند. با گزارش این موضوع به پلیس تحقیقات برای شناسایی و دستگیری متهمان آغاز شد.
پرده آخر
وسوسه شدن برای مسافربری با خودروی شخصی موجب بروز این سرقتها شده است که سارقان با دادن نشانیهای گنگ و کور و پیشنهاد کرایه بالا برای آدرس اعلام شده طعمههای خود را به دام انداخته و در مسیر نقشه شان را عملی ساخته اند. رانندگان توجه داشته باشند که پیشنهاد کرایههای نامتعارف و یا تعارف مواد غذایی همچون آب میوه از سوی مسافران و دادن نشانیهای خاص یکی از حربههای سارقان میباشد چنانچه با این موارد برخورد کردند، فرد مورد نظر را سوار نکنند و یا در خیابانی شلوغ او را پیاده کنند.
توجه شهروندان به توصیههای پلیسی نقش مؤثری در پیشگیری آگاهانه از وقوع این گونه سرقتها دارد پس قبل از اینکه طعمه سارقان شویم برای جلوگیری از این موارد کمی دقت کنیم.