صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

فروشگاه یا نمایشگاه؟

  • کد خبر: ۱۱۲۴۱
  • ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - ۰۸:۱۳
قطب اسباب‌بازی‌فروشی مشهد، خیابان مصلی است
سحر نیکوعقیده / خبرنگار شهرآرا محله
قطب ادویه‌فروشی شهر، مرکز عمده خواروبارفروشی، راسته فرش‌فروش‌ها و...، اما منطقه ۶ در موارد دیگری هم مرکزیت دارد که کمتر به آن پرداخته شده است، مثل اسباب‌بازی‌فروشی! اینجا به‌نوعی مرکز اسباب‌بازی فروشی شهر مشهد هم به حساب می‌آید. اگر در خیابان مصلی سراغی از اسباب‌بازی‌فروشی بگیرید همه نشانی پاساژ زیتون را به شما می‌دهند و پیداکردنش کار سختی نیست. البته تنها این پاساژ نیست که به این کاربری شهرت دارد. چند خیابان بالاتر کنار میدان عدالت خیابان جم به راسته اسباب‌بازی فروش‌ها معروف است. هر نوع اسباب‌بازی چه از نوع وطنی یا خارجی می‌توان در آن پیدا کرد. وجود این اسباب‌بازی‌ها و عروسک‌های رنگ به رنگ به خیابان‌های مصلی وجه تازه متنوعی بخشیده است و همین بهانه‌ای می‌شود تا شهرآرامحله برای معرفی بیشتر آن وارد گود شود و احوال این روز‌های اسباب‌بازی فروش‌ها را جویا شود.

دنیای شاد و رنگی «زیتون»
وارد پاساژ «زیتون» که می‌شوی دنیایی شاد و رنگی رنگی پیش رویت سبز می‌شود و انبوه اسباب‌بازی‌ها آدم را سر ذوق می‌آورند. این ذوق و شوق را اینجا توی نگاه همه مشتری‌هایی که به اسباب‌بازی‌ها چشم می‌دوزند و از این‌سو به آن‌سو می‌روند می‌توانی ببینی، به‌ویژه بچه‌ها. بچه‌ها مشتریان اصلی این مغازه‌ها هستند و اینجا حکم یک بهشت کوچک رنگارنگ را برایشان دارد، اما وقتی با فروشنده‌ها گفتگو می‌کنی این رنگ‌ها کمی برایت رنگ می‌بازند. می‌فهمی که این شغل برخلاف چیزی که به نظر می‌آید سختی‌های خودش را دارد.

خرس ۲۰ هزار تومانی!
محسن یکی از فروشندگان جوان این مجتمع که ۶ سال سابقه فروشندگی دارد، می‌گوید که حالا تمام شهر اینجا را می‌شناسند و از هر نقطه‌ای که فکرش را بکنید مشتری دارند حتی از شهر و شهرستان‌های اطراف، با این حال چند سالی می‌شود که کارشان رونق سابق را ندارد. قبلا همه این فروشنده‌ها عمده‌فروش بودند و حالا به خرده‌فروشی هم روی آورده‌اند. پوزخندی می‌زند و می‌گوید: «این فروشگاه حالا تبدیل شده است به نمایشگاه. مشتری می‌آید ۴ ساعت تماشا می‌کند و بعد می‌رود. این موضوع طبیعی هم هست، چون مردم مثل گذشته قدرت خرید ندارند.» می‌پرسم خاطره جالبی از شغلتان در ذهن ندارید؟ می‌خندد و می‌گوید: «هر روز کاری اینجا برای ما یک خاطره جالب است! مثلا مشتری می‌آید می‌گوید یک خرس می‌خواهد اندازه هیکل من با مبلغ ۲۰ هزار تومان!»

کار و کاسبی بی‌رونق
درنهایت می‌گوید تمام این‌ها باعث شده است خیلی از مغازه‌داران قدیمی کار را تعطیل کنند و بروند. البته از ۲۰ نفر قدیمی در این پاساژ هنوز ۱۰ نفری باقی مانده‌اند. یکی از آن‌ها آقای افضلی است که ریش‌سفید اینجا محسوب می‌شود و جزو اعضای هیئت مدیره هم هست. او که سال ۸۴ هم‌زمان با افتتاح این مجموعه به عنوان یک مجتمع عروسک‌فروشی در آن مشغول به کار می‌شود، درباره تاریخچه این مجموعه می‌گوید: «سال‌ها قبل اینجا برای مدت‌ها یک کاروان‌سرای قدیمی و متروکه بود.
دستی به سر و روی آن می‌کشند و تصمیم می‌گیرند اینجا را به یک فروشگاه مواد غذایی تبدیل کنند، اما فروشندگان مواد غذایی از آن استقبال نمی‌کنند و این می‌شود که اینجا تبدیل به مجتمعی برای اسباب‌بازی‌فروش‌ها می‌شود. آن اوایل اینجا رونقی نداشت، اما از سال دوم به بعد شناخته شد. تا سال ۹۵ اوضاع کار و بارمان بد نبود، اما از آن سال به بعد از رونق افتاد. با این حال می‌توان گفت که این پاساژ تنها پاساژ این شهر است که تمام مغازه‌های آن مغازه‌های اسباب‌بازی‌فروشی هستند.»

راسته اسباب‌بازی فروش‌ها
او ادامه می‌دهد: «البته فقط این پاساژ نیست که به این کاربری شهرت دارد. چند خیابان بالاتر کنار میدان عدالت خیابان جم به راسته اسباب‌بازی‌فروش‌ها معروف است.»
از او خداحافظی می‌کنم و به راسته اسباب‌بازی فروش‌ها می‌روم. آقا رضا از مغازه‌داران قدیمی این خیابان که ۱۰ سال پیش کار و کاسبی‌اش را از بازار رضا جمع کرده و به اینجا آمده است درباره پیشینه این خیابان می‌گوید: «اینجا قبلا یک کارون‌سرای قدیمی بوده است. آستان قدس آن را می‌خرد، خراب می‌کند و این مغازه‌ها را اینجا می‌سازد و اسباب‌بازی‌فروش‌ها آن‌ها را می‌خرند. آن اوایل اجناس این مغازه‌ها کیفیت خوبی نداشتند. بهتر است بگویم آشغال‌فروشی بودند تا اسباب‌بازی فروشی، اما حالا مرغوب‌ترین اسباب‌بازی‌ها را از همین‌جا می‌توانید تهیه کنید. جالب است بدانید که ۶۰ درصد کالا‌ها همه ایرانی هستند و بقیه چینی؛ و همین عروسک‌های تولید داخلی حالا مشتری‌های زیادی دارند.»

شغلم را دوست دارم
آقا رضا درنهایت می‌گوید که حالا کارش رونق قبل را ندارد، اما با این حال شغلش را دوست دارد و هیچ وقت آن را رها نمی‌کند. دلیلش را که می‌پرسم می‌گوید: «اسباب‌بازی‌فروشی از آن دسته شغل‌های شاد و حال‌خوب کن است که هیچ وقت از آن خسته نمی‌شوی.»
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.