صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

نقاشی زبان من است

  • کد خبر: ۱۱۹۴۹
  • ۲۵ آذر ۱۳۹۸ - ۰۲:۰۰
گپ و گفتی با هنرمند خلاق و جوان نقاش و کارتونیست
عطایی- صدر - هفته پیش بالاخره فرصت کردیم و خودمان را به آخرین روز نمایشگاه برگ‌های پاییزی در نگارخانه رادین رساندیم، نمایشگاهی که در آن آثار متفاوت و رنگ به رنگ هنرمند خلاق مشهدی، ما را در مقابل تابلو‌ها میخکوب می‌کرد.  نمایشگاه شامل مجموعه ۶۰ اثر نقاشی و کارتون روی برگ‌های پاییزی است. دیدن ۶۰ تابلو بیش از یک ساعت زمان می‌برد، ساعتی که با تحسین، خلاقیت و تماشای آثار می‌گذرد. گفت‌وگوی این شماره ما با عفت امجدی‌پور، خالق این آثار، است. او مربی آموزش نقاشی و طراحی در مجموعه کانون فرهنگی تبلیغی یاران رضوی (شعبه صادق) واقع در منطقه ماست و همین به ما بهانه‌ای می‌دهد تا پای صحبتش بشینیم و از پایین و بالای هنرش در شهرمان بشنویم. در ادامه بخش‌هایی از گفت‌وگوی ما را می‌خوانید.

نقاشی را از همان کودکی دوست داشتم
پوستر نمایشگاه خودش حرف می‌زد. با دیدن همان تابلو اول که نامش را نیمرخ فیل گذاشتیم برجایمان میخکوب می‌شویم. نیمرخ فیل بر روی نیمه برگی کشیده شده و رنگ‌های اکلریک نقره‌ای روی پوست آن می‌درخشد، طوری که احساس می‌کنی زنده است و نفس می‌کشد. قیمت تابلو‌ها برابر است و تا می‌خواهی دست به انتخاب بزنی و تابلو مورد علاقه‌ات را برای خرید انتخاب کنی با دیدن یک دایره قرمز بر گوشه شماره تابلو درجا خشکت می‌زند و متوجه می‌شوی فروخته شده است. هر کدام از تابلو‌ها داستان و قصه خودش را دارد از رقص سماع بگیرید تا کوچه پس کوچه‌های قدیمی و ظرافت‌های معماری ایرانی روی مویرگ‌های برگ. افزون بر این نقاشی آثاری همچون جیغ ادوارد مونک، شب پرستاره ونسان ونگوک، آثار سورئال سالوادردالی نیز روی برگ‌های پاییزی دیده می‌شود. عفت امجدی‌پور متولد آبان ۱۳۶۸ در مشهد است. در همان ابتدای گفتگو می‌خندد و می‌گوید که یکی از علت‌های برگزاری نمایشگاه «برگ‌های پاییز» همین است که خودش آبانی و متولد پاییز است. از همان کودکی به هنر علاقه داشت، اما کار حرفه‌ای خود را از سال ۹۱ با حضور در حوزه هنری و پاتوق کاریکاتور شروع کرد و از همان موقع به سمت کاریکاتور می‌رود. در کنار آن تصویرسازی هم کار می‌کند، ولی فعالیت اصلی هنری‌اش بیشتر نقاشی و کارتون کاریکاتور است. خانم امجدی می‌گوید: «نقاشی را از همان کودکی دوست داشتم، ولی به طور تخصصی کار نمی‌کردم. سال ۸۹ آموزش‌های اولیه را با طراحی و سیاه قلم شروع کردم. از دوران کودکی و تحصیلم نقاشی دارم، ولی تصور نمی‌کردم به صورت حرفه‌ای هنر نقاشی را دنبال کنم. از سال ۹۰ تصمیم گرفتم به صورت حرفه‌ای این رشته هنری را دنبال کنم و سال ۹۱ به سراغ کارتون کاریکاتور رفتم.»

تلاش می‌کنم از همه بیاموزم
خودش را کم حرف معرفی می‌کند و زبان تصویر یا نقاشی را برای خودش مناسب‌تر می‌داند و ارتباط بهتری با آن برقرار کرده است. کمتر حرف می‌زند و بیشتر تصویر می‌کشد. می‌گوید که با نقاشی حالش بهتر است. زندگی‌اش به دو دوره قبل و بعد از نقاشی کشیدن تقسیم می‌شود و ادامه می‌دهد: «از وقتی که نقاشی را شروع کردم همه زندگی ام شد و دیگر دغدغه‌ای غیر از آن ندارم و می‌خواهم همین هنر را دنبال کنم. هنوز کارآموزم و مسیر زیادی را باید پشت سر بگذارم.»
کنجکاو و جست‌وجوگر است و روی هنرش تعصب دارد. این را می‌توان در آثاری که خلق کرده هم دید. او می‌گوید: «همه تلاشم را می‌کنم تا در این هنر موفق شوم. جست‌وجوگرم و تلاش می‌کنم ازهمه بیاموزم.» کلاس‌های مختلف زیادی را پشت سرگذاشته و بیشتر استادان و هنرجویان این رشته را می‌شناسد و از آن‌ها آموخته است. خانم امجدی می‌گوید: «ابتدا در یک مؤسسه طراحی پایه را آموختم. بعد از آن به کلاس‌های آقای سیران رفتم و بعد از آن به جهاد دانشگاهی رفتم و با استاد ساداتی پورکار کردم. در طول این مدت با استادان زیادی آشنا شدم از جمله استاد محمود آزادنیا که افتخار آشنایی با ایشان یکی از اتفاقات بزرگ در مسیر کار هنری من بوده و هست. در جوار ایشان درس هنر آموختم.»

هنرمند با کارتون کاریکاتور زبان گویای جامعه است
از زمانی که کارتون کاریکاتور را شروع می‌کند به سراغ جشنواره‌ها می‌رود تا با فضا و موضوع جشنواره‌ها بیشتر آشنا شود. جشنواره‌های داخلی و خارجی زیادی شرکت کرده و توانسته است در آن‌ها به موفقیت نیز برسد. کارتون کاریکاتور را به این دلیل انتخاب می‌کند که زبان گویاتری در انتقال مفاهیم مورد نظرش داشته است. خانم امجدی می‌گوید: «درست است که نقاشی نیز زبان تصویر است، اما کارتون کاریکاتور قدرت بیشتری در انتقال مفاهیم، نقد و بیان خواسته‌های هنرمند دارد. هنرمند با کارتون کاریکاتور زبان گویای جامعه است. با این تکنیک می‌توان پدیده‌های مختلف اجتماعی را نقد یا به صورت طنز آن را بیان کرد و به شخصه ارتباط بیشتری با آن برقرار می‌کنم. کارتون کاریکاتور طنز انتقادی است و امروزه مباحث اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با زبان طنز بیشتر به مخاطب منتقل می‌شود. در هنر‌های تصویری این انتقال از طریق کارتون کاریکاتور سریع‌تر، به‌روزتر و با قدرت بیشتری انجام می‌شود چرا که چاشنی طنز را نیز به همراه دارد.»
با کارتون کاریکاتور می‌توان پدیده‌های اجتماعی، سیاسی یا حتی محیط زیستی را بیشتر به جامعه مخاطب انتقال داد. بیشتر کار‌های او در حوزه اجتماعی، سیاسی، شهری و محیط زیست و دیگر مسائل فرهنگی و اجتماعی است. می‌گوید: «بسته به موضوع جشنواره‌ها یا نمایشگاه‌هایی که در آن‌ها حضور داشتم نمونه کار‌های مختلفی دارم. حضور در نمایشگاه داعش در تهران و بررسی این پدیده و جنگ بخشی از فعالیت‌های من است. با کارتون کاریکاتور بیشتر می‌توان شرایط بحرانی محیط زیست را مطرح کرد یا به پدیده‌هایی همچون کودک همسری و امنیت کودکان پرداخت. تلاش می‌کنم تمام دغدغه‌های اجتماعی که ذهنم را مشغول می‌کند به تصویر بکشم.»

پدیده‌های رنج‌آور را به تصویر کشیدم
در یکی از کارهایش پدر و مادر همچون سپر به تصویر کشیده شدند. کودک پشت آن‌ها مخفی است و سرک می‌کشد و شیطان نیز مقابل پدر و مادر است و به کودک دسترسی ندارد. این را برای امنیت کودکان کار کرده است. درباره کودک همسری نیز می‌گوید: «با اینکه خانواده امنیت کودک خود را فراهم می‌کند، اما بسته به شرایطی که در آن قرار دارد و گاهی ناخواسته تصمیماتی را برای فرزندانشان می‌گیرند که پایان خوشی برای آن‌ها به همراه ندارد. در اثر کودک همسری نشان دادم که فرزندان عروسک خیمه‌شب‌بازی پدر و مادر هستند و فرزندشان را درون حلقه ازدواج قرار دادند و تمساحی درون آن حلقه منتظر فرزند است.» برای به تصویرکشیدن این پدیده‌های اجتماعی مطالعات جانبی زیادی دارد و اخبار را دنبال می‌کند. ضمن اینکه دغدغه خودش نیز هست. این را ویژگی کارتون‌کاریکاتور‌ها می‌داند و می‌گوید: «یک کارتونیست موفق باید به دنبال اخبار باشد و آن پدیده دغدغه خودش شود و با آن همزادپنداری کند تا بتواند کاری اثرگذار را به مخاطبان خود ارائه کند. البته مسائل اجتماعی برای هر هنرمند بسته به جهان ذهنی و دغدغه‌هایش متفاوت است. خود من بیشتر به دنبال مسائل و پدیده‌های اجتماعی که دل مشغولی بیشتر افراد جامعه است، رفتم و پدیده‌هایی را به تصویر کشیدم که برایم رنج‌آور بود. کودک همسری و امنیت کودکان طی یک دوره دغدغه اصلی اجتماع و تیتر اول اخبار بود. با شنیدن خبر‌ها و اتفاقات جانبی آن اذیت می‌شدم و تصمیم گرفتم روی آن کار کنم.» پروسه خلق ایده با شنیدن یک خبر یا دیدن یک اتفاق برای هنرمند دغدغه می‌شود و بعد از تمرکز روی آن و گرفتن اطلاعات بیشتر طراحی برای خلق ایده انجام می‌شود. خانم امجدی‌پور از این دست هنرمندان است و باید برای خلق اثرش به اطلاعات بیشتری دست پیدا کند. در بیشتر کار‌ها از همان قالب طنز و کارتون‌کاریکاتور استفاده می‌کند.

بازخورد‌های خوبی از کارهایم دریافت کردم
هنوز خودش را هنرمند نمی‌داند، زیرا معتقد است که هنر مسیری طولانی و پرپیچ و خم است که گذر از آن نیازمند دانش و تجربه فراوان است که باید در مسیر آن را کسب کرد. می‌گوید: «چون کارهایم تقریبا در حوزه نقاشی به حد خوبی رسید توانستم به سراغ کارتون‌کاریکاتور بروم و دوست دارم در هر دو رشته فعالیت داشته باشم. بیشتر کار‌ها در کارتون به صورت خطی است و اجرای طرح خطی در آثار خودم من را راضی نمی‌کرد. به واسطه تجربه‌ای که در نقاشی داشتم، تکنیک‌های آن را وارد آثار کارتونی خودم کردم. اکنون خیلی از هنرمندان این کار ترکیبی را انجام می‌دهند، من هم مثل دیگران از این کار پیروی کردم.»
خیلی از فضا‌های هنــری کشـــور آثاری را در رده هنری قرار می‌دهند که به سبک کلاسیک و پرطمطراق طراحی یا اجرا شده باشد. از او در این‌باره سؤال می‌پرسیم که آیا ساختار‌شکنی او در آثار هنری‌اش باعث نشده است تا بازتاب منفی دریافت کند. خانم امجدی می‌گوید: «دراین مدت بازخورد‌های خوبی از کارهایم دریافت کردم. بیشتر افراد ایده‌هایم را دوست داشتند. هنوز نقدی را مبنی بر سطحی بودن کارهایم دریافت نکردم و بیشتر هنرمندانی که از نمایشگاه برگ‌های پاییزی بازدید داشتند با کار‌ها ارتباط برقرار کردند و آن‌ها را دوست داشتند.»

خانواده همراهی زیادی با من داشتند
روی هر آن چیزی که قابلیت اجرای طرح داشته باشد، نقاشی می‌کند از سنگ و میوه‌ها گرفته تا اشیایی که قابلیت طراحی دارند، خیلی وقت‌ها آن‌ها را هم نگه نمی‌دارد. برگ‌های پاییزی نیز از همان دسته هستند ضمن اینکه علاقه خاصی به شاخ و برگ درختان دارد. خانم امجدی می‌گوید: «قبل از اینکه ایده این نمایشگاه به سراغم بیاید هرجا برگ پاییزی می‌دیدم جمع می‌کردم و مجموعه متنوعی از آن‌ها را داشتم. روی چند برگ شروع به کار کردم و بعد از مدتی سراغ کار‌های دیگرم رفتم. اما به دلیل علاقه‌ام به برگ و فصل پاییز تصمیم گرفتم کار روی این مجموعه را ادامه دهم. پاییز فصل مورد علاقه من است. پاییز فصل مورد علاقه خیلی‌هاست چه متولد آن باشند چه نباشند. همین باعث شد که پشتکار بیشتری برای ادامه کار داشته باشم.»
 اول برگ‌ها را ثابت و خشک می‌کند بعد از اینکه مطمئن می‌شود برگ استقامت دارد و می‌شود روی آن کار کرد طرح یا ایده مورد نظرش را پیاده می‌کند. کار روی برگ ظرافت زیادی دارد و باید دقت زیادی روی آن داشت. تمام تابلو‌ها با رنگ اکلریک و با یک قلم دوصفر کار شده است. دوست نداشته ریسک کند و تلاش کرده است رنگ‌ها را طوری روی برگ‌ها پیاده کند تا در سطح کار محو شود. خانم امجدی می‌گوید: «عمده تابلو‌ها را همین امسال کشیدم و هر روز روی بخشی از آن کار می‌کردم. شب‌ها وقت مناسبی برای کار داشتم. زمانی که همه خوابند بیدار می‌ماندم و روی برگ‌ها کار می‌کردم و روز‌ها دیگر کارهایم را انجام می‌دادم. در این مدت خانواده‌ام کمک و همراهی زیادی با من داشتند.» خواهرش سمیرا نیز به جمع ما اضافه می‌شود، سمیرا دانشجوی حقوق است و در این مسیر کمک‌های زیادی به عفت کرده است.

اگر به کاری معتقد نباشم آن را انجام نمی‌دهم
به داستان‌های ادبی علاقه دارد این را می‌توان در آثار مختلفی که در نمایشگاه برگ‌های پاییزی اجرا کرده است، دید. با آثار نقاشان بزرگ آشناست و تأثیر آن را روی مخاطب می‌شناسد. خانم امجدی می‌گوید: «اگر به کاری معتقد نباشم آن را انجام نمی‌دهم. تمام کار‌ها تصویری از درونم است. شاید آن دختری که به چند بادکنک وصل بود و بالا می‌رفت بیشترین شباهت را به خودم و بلندپروازی‌هایم داشت.»
جهان ذهنی‌اش را دغدغه‌هایی که دارد تشکیل می‌دهد و می‌گوید: «هر آنچه در کارتون‌کاریکاتور کار کردم یا حالم را خوب می‌کند یا به دلیل وجود آن پدیده ناراحت هستم و می‌خواهم آن را بازتاب دهم و نقاد بخشی از شرایط اجتماعی جامعه باشم. چهار اثرم در نمایشگاه مربوط به پلاک افتخار کوچه شهیدان بود. بعضی افراد با این چهار اثر ارتباط برقرار نکردند و بعضی‌ها فکر می‌کردند این بخش کارسفارشی بوده است. هیچ وقت کار سفارشی انجام ندادم و بیشتر آثارم دغدغه و دل مشغولی‌هایم بوده است. تمام تلاشم در این مدت از به تصویر کشیدن مشکلات جامعه چاره‌اندیشی برای رفع آن بوده است. در بعضی کار‌ها با دیدن فرم برگ ایده آن به ذهنم می‌رسید مثل همان تابلو اول که نیم رخ فیل بود. برخی کار‌ها نیز از قبل ایده آن وجود داشت مثل کشیدن آثار نقاشان معروف و برخی دیگر انگار ایده خودش در برگ برایم خودنمایی می‌کرد مثل مجموعه سازها.»

با هرآنچه ارتباط برقرار کند آن را به تصویر می‌کشد
کارهایش ظرافت زنانه دارد و از زوایای تند و خطوط شکسته خبری نیست. قطعا هرجای جهان آن‌ها را نشان دهید می‌گویند این آثار را یک زن خلق کرده است. این نگاه طی سال‌های متمادی در وجودش شکل گرفته و بازتاب درونی خودش شده است. خانم امجدی می‌گوید: «زمان بازدید آثار بعضی‌ها انتظار بوم‌های بزرگ و کار‌های خاص را می‌کشیدند، ولی با دیدن تابلو‌های کوچک و یک اندازه جا می‌خوردند و می‌گفتند کارهایت کوچک است، اما حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. خلق این آثار بر می‌گردد به درگیری‌های روزمره و نوع کاری که برای جشنواره‌ها داشتم. داشتن قالب مشخص در جشنواره‌ها و تجربه سال‌ها کار روی کارتون کاریکاتور باعث ایجاد این نمایشگاه با این شکل و فرم شد. کار‌ها شکل داستانی به خود گرفت و آثار متفاوتی خلق شد. همه این‌ها از کارتون کاریکاتور شروع شد و در این حوزه با استادان خوبی همچون آقای آزادنیا و آقای اسدی آشنا شدم. با استادان مختلفی در تهران و شهر‌های دیگر آشنا شدم و از تجربه‌ها، حرف‌ها و نقد‌هایی که دارند درس‌های زیادی آموختم. هنوز مسیر زیادی برای دنبال کردن دارم و به قول سمیرا باید تا "ر" آخر هنر بروم. هنوز خیلی سبک‌ها را کار نکردم و برخی از آن‌ها را سطحی دنبال کردم. بیشتر رئال کار کردم و جا دارد که بیش از این در این حوزه تلاش کنم.»
معتقد است هنر به پشتکار بیش از استعداد ذاتی نیاز دارد. خواهرش سمیرا در گفتگو همراهمان می‌شود و می‌گوید: «عفت از همان کودکی به نقاشی علاقه داشت و به زیبایی نقاشی می‌کشید، ولی هیچ وقت تصور نمی‌کرد که روزی کار و حرفه‌اش نیز نقاشی شود. عفت با هرآنچه ارتباط برقرار کند آن را به تصویر می‌کشد.»

نگارخانه نیاز‌های مناطق حاشیه شهر
به عنوان یک هنرمند مؤلف دغدغه‌های اجتماعی زیادی دارد و آثار متنوع و متعدد زیادی برای پدیده‌هایی، چون کودک همسری و امنیت کودکان به تصویر کشیده است، اما نمایشگاه‌هایش در هاشمیه و سجاد برپا شدند و جامعه هدف که بیشتر در حاشیه شهر زندگی می‌کنند آثارش را ندیده‌اند. او می‌گوید: «این یکی از مهم‌ترین مشکلات شهر مشهد است. وقتی در حاشیه شهر که بخش اعظمی از این پدیده‌ها وجود دارد نگارخانه یا فضایی برای نشان دادن این آثار وجود ندارد، مجبور می‌شویم نمایشگاه‌ها را در محلی برگزار کنیم که درباره موضوع موردنظر کمترین آمار ممکن را دارند یا اصلا دغدغه‌شان نیست. وجود نگارخانه‌ها و مؤسسه‌های مختلف فرهنگی یکی از نیاز‌های مناطق حاشیه شهر است و مسئولان فرهنگی می‌توانند با ایجاد این مراکز و نمایش این آثار به تغییر فرهنگ موردنظر اقدام کنند. هنر، زبان گویا برای عموم جامعه است، خیلی از ساختار‌های فرهنگی و اجتماعی با صد‌ها بارگفتن تغییر نمی‌کند، ولی با دیدن یک تابلو یا نمایش تغییرات آغاز می‌شود. با این حال بازدیدکننده نمایشگاه‌های من از طیف‌های مختلفی بودند و از طرف گروه‌های مختلف مردمی و مؤسسه‌ها برای دیدن کار‌ها آمدند، ولی بخش اعظم جامعه هدف از بازدید آن‌ها به علت نبود نگارخانه در مناطق خودشان محروم شدند. بودن مؤسسه‌های هنری در این مناطق کمک می‌کند تا جوانان علاقه‌مند به هنر در اینجا رشد کنند و به تولید آثار مختلف هنری بپردازند. تنها کلاس‌های محدودی در این مناطق برگزار می‌شود که برای گروه‌های مختلف سنی است، اما خیلی کوتاه و در چند جلسه به پایان می‌رسد و در همان سطح هم باقی می‌ماند. باید نگاه مسئولان تغییر کند و فضای هنر را برای حاشیه شهر گسترش دهند. سرچشمه بیشتر این درد‌ها و آسیب‌های اجتماعی در همین مناطق است و هنرمندانی که اینجا زندگی یا کار می‌کنند با درد این مردم بیشتر آشنا هستند و آن را بهتر به تصویر می‌کشند و مخاطبینشان نیز مفهوم کار آن‌ها را به خوبی درک می‌کنند.»
معتقد است بیشتر هنرمندانی که از همین فضا رشد کردند، به ترک اینجا مجبور شدند چرا که جامعه هنری آن‌ها را وادار کرده است تا خودشان را از این فضا دور کنند و معرف بخش دیگری از جامعه باشند. خانم امجدی می‌گوید: «هنرمند باید به این تغییر فضایی به اجبار تن دهد درغیر این صورت کارهایش به سختی دیده می‌شود. عده‌ای هنر را برای قشر مرفه می‌دانند و آن را بدون درد می‌خواهند. هنرمند با عمق نگاهش نسبت به دیگران از طریق کارهایش شناخته می‌شود. گاهی افرادی که در شروع کار قرار دارند اگر مورد توجه قرار نگیرند و دیده نشوند سرخورده می‌شوند و حتی کار هنری را ترک می‌کنند. این اتفاقات باعث می‌شود تا هنرمند از خود بیگانه شود و به مرور به سمت کار‌های سفارشی برود. در مدتی که در این مناطق آموزش داشتم، متوجه شدم که بیشتر بچه‌های مناطق کم‌برخوردار استعداد زیادی دارند، کنجکاو هستند و با درد‌ها خو گرفتند. وقتی آموزشی به آن‌ها می‌دهی تا آن را عملی نکنند، دست از تلاش بر نمی‌دارند. در نهایت هنر را نمی‌توان از کسی گرفت درست مثل نفس کشیدن.»

هدفم فرهنگ‌سازی خرید آثار هنری در مشهد بود
خلق آثار هنری بیشتر از آنکه صرفه اقتصادی برای هنرمندان داشته باشد هزینه روی دست هنرمند می‌گذارد. خانم امجدی می‌گوید: «آنچنان که باید حمایتی از هنرمندان نمی‌شود و هرآنچه که از فروش آثار به دست می‌آید باید خرج تهیه لوازم دوباره شود.»
 یکی از مواردی که در نمایشگاه، ذهن بیشتر بازدیدکنندگان را به خود مشغول کرد قیمت یک‌دست همه آثار بود. او می‌گوید: «تن‌ها هدفم فرهنگ‌سازی خرید آثار هنری در مشهد بود. دوست داشتم اگر کسی وارد نمایشگاه می‌شود و دوست دارد کاری را تهیه کند بتواند و دغدغه مالی برایش ایجاد نشود و یادگاری از نمایشگاه با خود همراه کند. دوست داشتم نمایشگاه تنها برای یک قشر خاص نباشد و هرکس با هرشرایط اجتماعی و اقتصادی بتواند از آن بازدید کند.»
وی در پایان گپ‌و‌گفتمان با بیان خواسته دلش می‌گوید: «امیدوارم مسئولان فکری برای هنرمندان مشهدی در سال‌های پیش‌رو داشته باشند و برای محلات و مناطق حاشیه شهر نیز برنامه‌ای در نظر بگیرند. در این مناطق می‌شود با ایجاد نگارخانه و فرهنگ‌سرا‌ها و با برگزاری کلاس‌های مختلف هنری فضای فرهنگی را تغییر دهند و باعث رشد در همه زمینه‌ها شوند.»
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.