لیلا جانقربان - اینجا یک جمع کاملا دخترانه است که افرادش از محلههای منطقه ما به مناسبت میلاد حضرت معصومه (س) دور هم جمع شدهاند؛ جمعی که میخواهند از خوبیها و مشکلات دختر بودن حرف بزنند؛ از آرزوهایی که دختر بودن مانع آنها شده است و از منافعی که دخترانه زیستن دارد.ما در این جمع پانزدهنفره دخترانه قرار است از هر دری صحبت کنیم؛ از کمبودها و بودها، از خوبیها و بدیها، از خواستنها و اجبارها و در یک کلام هرچه را که در دل دختران محلهمان بود، امروز در این جمع شنیدیم و در کنار هم خندیدیم و البته گاهی هم بهخاطر بعضی از مشکلات غصه خوردیم.حرفهای دختران دهه هشتادی محله ما، حرفهایی شنیدنی و خواندنی است که طعم نوجوانی میدهد و بوی زندگی دخترانه.
یخ دخترانه
قرار ما کتابخانه امام خمینی (ره) در خواجهربیع 23 است. پای بسیاری از دختران نوجوان به این کتابخانه باز است و با همکاری خانم موحد، مسئول کتابخانه در بخش دختران این قرار، برقرار شده است. دخترها یکییکی میآیند. بعضیها کمی زودتر آمدهاند، بعضیها رأس همان ساعت 10 خودشان را به قرار دخترانه ما میرسانند و بعضی هم دیرتر. دختران همه شاد هستند و لبخند به لب دارند. انگار روی زندگی برایشان همچنان خوش است و روزگار بر وفق مراد که بیخیال از همهجای دنیا میگویند و میخندند. البته شاید هم این لبخند، ظاهرسازی باشد! از دلشان که خبر نداریم!
سر حرف را باز میکنم و از دخترانههای جامعه حرف میزنم؛ از بودها و نبودها و آرزوها. از اینکه خیلی از دخترها دوست دارند پسر باشند و کارهای پسرانه بکنند. بچهها یخی برای شکستن ندارند و خیلی خوب با هم ارتباط میگیریم ولی خیلی هم اهل بحث کردن نیستند. البته شاید هم بحثی ندارند و از دخترانههایشان لذت میبرند!
دختری با فنون پسرانه
کنار اسمش مینویسم شماره یک. اولین دختری است که در جمع شروع به صحبت میکند. از شرایطی که دارد، راضی است و برای اینکه دختر بودن برایش مانع نباشد و دیگران یا خودش فکر نکنند که نمیتواند کارهای پسرانه انجام دهد، سراغ فنون پسرانه رفته و از تعمیرکاری موبایل تا خودرو را یاد گرفته است. زهرا مطلبی که سال دوازدهم تجربی را تمام کرده و رتبه اول منطقه تبادکان در این پایه است، میگوید: به نظر من دختر بودن خیلی خوب است. من که تکدختر و تکفرزند بودم، هیچوقت مشکلی در خانواده نداشتم و همیشه نیازهایم تأمین شده است. در مورد خواستههایم نیز همیشه خودم تصمیم گرفتهام و اجباری در کار نبوده است.
پسر بهخاطر پدر
بعد از زهراخانم، فرشته ناطقی شروع به صحبت میکند. فرشته نیز دوازدهمی و کنکوری است. او که اهل هنر است و در زمینه خطاطی مقامهای بسیاری دارد، میگوید: من هم تکفرزندم و بیشتر وقتم را روی خطاطی گذاشتهام و توانستهام مقامهای استانی زیادی را در زمینه خط نستعلیق، ثلث و نسخ به دست بیاورم. یکی از اهدافی که دارم، این است که جزء 30 قرآن را به خط ثلث بنویسم. از دختر بودنم ناراحت نیستم ولی چون تکفرزندم، دوست داشتم پسر باشم تا بیشتر پشت پدرم باشم و در بعضی از موقعیتها کمکش کنم و کارهای مردانه انجام دهم. دختر بودن محدودیتهایی دارد که پسر بودن ندارد. مثلا ما نمیتوانیم رئیسجمهور بشویم! در حالی که در مدیریت از بعضی مردها خیلی توانمندتر هستیم.
برتری جنسیت ممنوع
میهمان بعدی ما نگار پورخجسته است. او رتبه اول المپیاد علمی ادبیات فارسی استان را دارد و در زمینه سرود تلفیقی هم رتبه اول منطقه و استان را کسب کرده است. نگار سال نهم رشته انسانی است و یک خواهر کوچکتر دارد. او میگوید: دختر بودن حس خوبی دارد و روحیات لطیفی در آن است. شاید ما محدودیتهایی داشته باشیم، ولی بهنظرم اگر بخواهیم، میتوانیم هرکاری را انجام دهیم و جنسیت، برتری نیست. هرکسی که تلاش کند و باور داشته باشد، به نتیجه میرسد؛ دختر و پسر ندارد!
رفاقت مادری
ما دختر آفریده شدهایم و باید پیشرفتمان را به این سمت ببریم. الان خانمها در خیلی از رشتههای ورزشی حرف اول را میزنند و در رشتههای هنری هم کارگردانهای زن توانمند زیادی داشتهایم. بهنظر من اگر زنها رئیسجمهور میشدند، از مردان بهتر مدیریت میکردند، ولی اجازه داده نشده است.این حرفها را مبینا شفاهی میزند و ادامه میدهد: من هیچوقت در خانواده مشکلی نداشتم. مادرم فرهنگی است و بهترین دوستم در تمام این سالها بوده است. هیچوقت برایم محدودیت ایجاد نکرده و همیشه کنارم بوده است. مثلا اگر میخواستم که با دوستانم به سینما بروم، مادرم هم آمده و حتی پیشنهاد داده است که مادر بقیه بچهها هم بیایند و چند صندلی از ما دورتر نشسته است. من به تجربیات خانوادهام احترام میگذارم؛ چون میدانم که سالهای بیشتری در این جامعه زندگی کردهاند و اگر من از دهه هشتاد به این دنیا آمدهام، آنها از دهه 40 و 50 دنیا را تجربه کردهاند و بیشتر میفهمند.مبینا شفاهی که به گفته خود هیچوقت در زندگی دچار مشکل نبوده و با مشاورههای مادرش به نتایج خوبی رسیده است، پایه نهم تجربی را تمام کرده و تکدختر است و البته 2 برادر دارد. او رتبه اول قطب مقالهنویسی را هم دارد.
دخترانه خواهرانه
فاطمه نیکنام، دختر دیگر حاضر در جمع گرم ماست. او سال دوازدهم انسانی است و از پایه نهم رتبه برتر ترتیلخوانی قرآن را در آموزشوپرورش تبادکان در اختیار دارد. البته برای مسابقات استانی هم اقدام کرده که ظاهرا نبود بودجه به لغو مسابقات انجامیده است. فاطمه که یک برادر بزرگتر با اختلاف سنی 12 سال دارد، میگوید: اختلاف سنی من با پدر و مادر و برادرم زیاد است؛ برای همین همیشه دوست داشتم یک خواهر بزرگتر هم میداشتم. اصلا بهنظر من دختر بودن تنها بهشرطی خوب است که یک خواهر بزرگتر داشته باشی، حالا اگر بزرگتر نبود، کوچکتر هم قبول است ولی بدون خواهر فایده ندارد! این را هم که میگویم بزرگتر بهتر است، بهخاطر این است که میتواند راه را هموار کند و برای دختر بعدی شرایط بهتری ایجاد کند!
لطیف و متنوع
بهنظر من محدودیتهای ما بیشتر از سمت جامعه است تا از خانواده. من هم در خانوادهام با پدر و مادرم رفیقم و یک ساعت هم نمیتوانم از آنها دور باشم. وقتی به سن تکلیف رسیدم، پدرم خودش درباره همه چیز با من صحبت کرد و خوبیها و بدیهای جامعه را برایم گفت و اختیار را با خودم گذاشت. با مادرم هم رابطه خیلی خوبی دارم و مثل خواهریم تا مادر و دختر. دختر بودن هیچوقت برای من محدودیت نداشته و مشکلساز نبوده است، ولی چون یک برادر بزرگتر و یک برادر کوچکتر از خودم دارم، همیشه در جمعهای پسرانه بودهام و بازیهای پسرانه کردهام؛ برای همین دوست داشتم پسر باشم. البته این دنیای دخترانهای را که دارم، دوست دارم و بهنظرم قشنگیهای خاص خودش را دارد. مثلا یک خرید ساده را در نظر بگیرید؛ چقدر تنوع لباسهای دخترانه زیاد است و یا حتی اسباببازیهای دخترانه چقدر متنوع و لطیف است!
اینها را زهرا غلامی، حافظ جزء 30 قرآن کریم میگوید. او که سال دوازدهم تجربی است، ادامه میدهد: من فکر میکنم ما برای خیلی از کارها خلق نشدهایم و دستهای ظریف ما توان خیلی از کارها را ندارد، یعنی اصلا قرار نیست که داشته باشد. ما لطیف خلق شدهایم و باید با همین خلقت زندگی کنیم. نمیدانم چرا بعضی از دخترها سراغ کارهای مردانه میروند؟ انگار میخواهند اثبات کنند که مرد هستند، درحالیکه زن بودن خودشان را قبول ندارند. متأسفانه محیطهای مردانه و کارهای مردانه روحیات خیلی از خانمها را تغییر داده است که بهنظر من این اتفاق اصلا خوب نیست و هرکسی باید در جای خودش باشد.
اطاعت بیچونوچرا
دختران محله ما به دخترانههایشان راضیاند، ولی ته دلشان از محدودیتها گلایه دارند. ناهید هژبری، دانشآموز پایه نهم است و رتبه اول در سرود تلفیقی منطقه را دارد. او از دنیای دخترانهاش میگوید: من یک برادر بزرگتر دارم که 7 سال با هم اختلاف سنی داریم. اگر خواهر داشتم، شرایطم بهتر بود. در خیلی از خانوادهها حرف، حرف برادر بزرگتر است که من این را دوست ندارم و ترجیح میدادم خواهر داشته باشم. البته در خانواده ما چیزی اجباری نبوده ولی ترجیح من خواهر است. در خانوادههای ما اگر اجباری هم بوده، برای خودمان لازم و ضروری بوده و نمیشود بگوییم اجبار و اطاعت بیچونوچرا بوده است.
کیمیای تنهایی
در جمع دختران امروز به یک ورزشکار میرسیم. مبینا پورمعیری، کلاس هشتم است و در والیبال رتبههای زیادی دارد. البته او در دوران کودکی اهل ژیمناستیک بوده و از دار دنیا یک برادر کوچکتر دارد. او میگوید: من در ظاهر یک برادر کوچکتر دارم ولی در واقعیت 2 تا برادر بزرگتر هم دارم که همیشه امر و نهی میکنند. این دو برادر بزرگتر، داییهایم هستند که زیاد با آنها رفتوآمد دارم. سعی میکنم به حرفهایشان گوش کنم. با خالهام هم رابطه خوبی دارم. کسی که از همه چیزم خبر دارد و همیشه پشتم است. نشده چیزی بگوید و قبول نکنم. او همیشه چه در مسائل درسی و چه در مشکلات زندگی به من کمک کرده است. با هم اختلاف سنی زیادی داریم، ولی من را میفهمد و درک میکند؛ برای همین با هم راحتیم و جاهای خالی زیادی را در زندگی من پر کرده است. داداش کوچکترم همیشه اذیت میکند و هیچ رابطه خوبی با هم نداریم. کلا اگر تنها بودم بهتر بود.
تکیهگاه برادری
دختر دیگر جمع ما در شاهنامهخوانی رتبه دارد. مهلا مقدس که کلاس هفتم است و یک خواهر کوچکتر دارد، میگوید: فاصله سنی من و خواهرم کم است و اگر رازی داشته باشم، فقط به خواهرم میگویم. برعکس خیلی از بچهها که دوست ندارند برادر داشته باشند، من دوست دارم برادر هم میداشتم؛ چون احساس میکنم برادر پس از پدر تکیهگاه محکمی است.
شیرینی خاص
فائزهسادات حسینی، پایه نهم را تمام کرده و سال آینده دهم ریاضی را خواهد خواند. او که در رشته نشریه الکترونیک مقام دوم استان را در سال گذشته کسب کرده است، میگوید: دختر بودن شیرین است و طعم این شیرینی را هم فقط ما دخترها میتوانیم بچشیم. من یک خواهر دارم و اگر برادر داشتم قطعا خوشحال میشدم. بهنظرم خواهر و برادر خوب است؛ چه بزرگتر و چه کوچکتر.
یکی یکدانه
نفر اول پتهدوزی استان هم امروز در جمع ماست. سیدهزهرا محمودی که ساکن محله آیتا... عبادی است و پایه نهم را در رشته تجربی تمام کرده است، میگوید: من از دار دنیا چهارتا برادر دارم. خواهر ندارم ولی برادرهایم برایم حامی بزرگی هستند. رابطه ما با هم خیلی خوب است و الان که قرار است از دانشگاه به خانه بیایند و دوباره جمع ما جمع شود، خیلی خوشحالم. برادرهایم با اینکه از من بزرگتر هستند، هیچوقت چیزی را به من تحمیل نکردهاند و همیشه خودم راهم را انتخاب کردهام. از اینکه چهارتا برادر دارم، اصلا ناراحت نیستم و فکر میکنم دردانه خانه هستم که آنها حسابی هوایم را دارند.
کشف دخترانهها
مبیناسادات رباطجزی، هنرمند دیگری است که امروز میهمان ماست. مبینا که در رشته منبتکاری صاحب رتبه در منطقه و استان است، میگوید: من کار منبت را از پدرم یاد گرفتهام که خودش هم 20 سال است در این زمینه فعالیت میکند. رابطه ما در خانواده رابطه خوبی است و بهنظرم نوع نگاه جامعه به دخترها خیلی تغییر کرده است. زمانی دختر داشتن ننگ بود ولی الان افتخار است و خیلیوقتها پدر و مادرها دخترهایشان را تکیهگاه میدانند. من که فکر میکنم یک دختر هم میتواند حمایت خاص خودش را از خانواده داشته باشد و با دنیای خاصی که دارد، کمبودهای زیادی را جبران کند و فضاهای زیبایی بیافریند. دختر بودن عالمی دیگر دارد که باید آن را کشف کرد.
توانا همچون دختر
فاطمه یاقوتی، دانشآموز پایه دهم رشته انسانی، دیگر میهمان ماست. او که رتبه اول ترتیل قرآن کریم در منطقه را دارد و مدرک تدریس این رشته را نیز از آستان قدس گرفته است، میگوید: دنیای دخترانه عالی است و من توانستهام به موفقیتهایی دست یابم که شاید یک پسر نتواند به آنها برسد. ما دخترها محدودیتهایی داریم ولی این محدودیتها به نفع ما بوده و هیچوقت زیان نکردهایم. شاید کسانی باشند که این محدودیتها را دوست نداشته باشند، ولی ارزشها و هنجارهای جامعه مذهبی ما همینهاست که ما آنها را پذیرفتهایم و باید به آنها عمل کنیم، نه اینکه با هنجارشکنیهای خود فضای جامعه را ملتهب کنیم و معضلات اجتماعی بهوجود بیاوریم. من یک برادر بزرگتر دارم که با هم رابطه عالی داریم و توانستهایم خیلی وقتها به هم کمک کنیم.
زحمت سربازی
نوبت به کمسنوسالترین دختر جمع میرسد. مهلا عرفانی سیزدهساله پایه هفتم است و میخواهد در آینده با خواندن رشته تجربی دندانپزشک شود. او که در رشته گلیمبافی رتبه اول استان را کسب کرده است، میگوید: کار گلیم را از مادرم یاد گرفتهام. در روستای ما همه خانمها گلیمبافی را بلد هستند. روستای ما در سیکیلومتری کلات است و به نام آقداش معروف است. خانواده ما یک خانواده پنجنفره است و من یک برادر بزرگتر و یک برادر کوچکتر دارم ولی در کل دوست داشتم تکفرزند باشم تا همه توجهها به سمت من باشد و همهچیز برای من هزینه شود. برعکس خیلی از بچهها که دوست دارند خواهر داشته باشند، من اصلا دوست ندارم خواهر داشته باشم؛ چون فکر میکنم جای من را میگیرد. بهنظرم دختر بودن دنیای شیرینی دارد و از همه شیرینتر هم این است که ما سربازی نمیرویم. من پسر بودن را بهخاطر همین سربازی رفتن اصلا دوست ندارم.
جنبه حساسیتها
آخرین دختری که در این جمع دوستانه صحبت میکند، زینب زاهدی است. او رتبه برتر مسابقات ترجمه و تفسیر را دارد و سال نهم رشته ادبیات است. او میگوید: من دوتا خواهر کوچکتر دارم و بهخاطر شاغل بودن مادرم، خیلی وقتها نقش مادر خانه را بر عهده دارم و کارها بر دوش من است. از شرایطی که دارم راضی هستم و مشکلی ندارم. بهنظرم هر کسی باید شرایط خودش را بپذیرد و دنبال ایکاشها نباشد. تفاوتی بین دختر و پسر نیست، فقط باید اراده داشته باشی. من اگر پسر هم میشدم، همین مسیر را در زندگیام میرفتم و فکر میکنم اگر جنبه داشته باشیم، با مشکل و محدودیتی روبهرو نمیشویم. خانوادهها حساسیتهایی دارند ولی اگر از طرف فرزندشان مطمئن باشند، نگرانیهایشان کم میشود.
گل جلسه
تکتک دخترها صحبت میکنند. بحث داغ شده است و دو، سه نفر هم مشغول بحث با هم هستند. کمی آنطرفتر مادر بعضی از دخترها که همراهشان به کتابخانه آمدهاند، کنار هم نشستهاند. بعضی از مادرها عجله دارند و به اصطلاح خودمانی نهارشان روی گاز است اما دخترها هنوز دوست دارند حرف بزنند و بحث کنند. به قول خودشان تازه یادشان آمده است که دوست دارند یک چیزهایی را داشته باشند! اما خب، بهخاطر نگرانی مادرها جلسه را تمام میکنیم. از یکی از دخترها که در ترتیل رتبه دارد، میخواهم که با قرائت چند آیه از قرآن کریم جلسه را ختم کند. دخترها هنوز مشغول بحث هستند که صدای قرآن آنها را آرام میکند. برای ادامه بحثهایمان که تازه گل انداخته است، قرار میگذاریم که یک گروه مجازی راه بیندازیم و مادرها را با یک خداحافظی خوشحال کنیم.