زهرا دولتآبادی بزرگشده محله طبرسیشمالی است. او که تازه به بهار پنجاهسالگی رسیده است، برای نوشتن یک کتاب صدوچندصفحهای، وجببهوجب محلهاش را گشت و از بسیاری از اهالی محل، خاطرات نابی جمعآوری کرد. او که در ابتدا کتاب «آینهها چه میگویند» را نوشت، میگوید: اول ساکن همتآباد در جاده سیمان بودیم اما ششساله که شدم، در محله نظامدوست ساکن شدیم. وی که در شجره خانوادگی خاندانش هیچکس نه نویسنده بوده است و نه شاعر، میگوید: در دوران مدرسه همیشه نوشتههایم با اقبال روبهرو میشد. دولتآبادی قبل از نگارش کتابش درمورد محله، رمانی با نام «من همینم که هستم» را به پایان رساند اما ترجیح داد آن را منتشر نکند. او بعد از آن، کتاب آینهها چه میگویند را منتشر کرد و آن را برای معرفی به شهرداری برد و با تشویق مسئولان فرهنگی شهرداری، نگارش کتاب «محله طبرسیشمالی» را آغاز کرد. وی آنقدر در محله گشتوگذار کرد و آنقدر با قدیمیهای محله گفت و پای حرفهایشان نشست که سرانجام با تدوین تمام این خاطرات، کتاب محله طبرسیشمالی را با کولهباری از خاطرات منتشر کرد؛ کتابی که در نوع خود گنجینهای از گذشته و حال این محله است.