سالهاست که از آشنایی مردم ما با مهارتهای دهگانه زندگی میگذرد و حداقل نیمی از آنها این مهارتها را چه در کلاسهای آکادمیک، شبکههای تلویزیونی یا مطالعه کتاب و روزنامه آموختهاند. با این همه آموزش، توقع داریم حداقل در مهارتهای دهگانه گامی جلوتر رفته و در این عصر فناوری ما هم پیشرفت کرده باشیم؛ اما منصفانه به این موضوع بیندیشید. ببینید چقدر خودآگاهیتان افزایش یافته، تا چه اندازه مهارتهای ارتباطی و بینفردیتان رشد کرده، در تصمیمگیریهایتان درست عمل میکنید و مهارت حل مسئله را میدانید؟ دیگر به تفکر خلاق و تفکر نقادتان کاری نداریم.خواهید دید نهتنها گامی به جلو برنداشتهایم، بلکه پسروی هم داشتهایم. این روزها از افتخارات برخی از ماست که همسایههای دیواربهدیوارمان را نمیشناسیم. بهجای اینکه درباره خودمان آگاهی پیدا کنیم، به دنبال افزایش سطح آگاهی از دوست و آشنا هستیم. کپیبرداری و فرار از مسئولیت، پاک کردن صورتمسئله هم که دیگر تخصص برخی از ماست. چرا به این سمت آمدهایم؟! همان ماجرای شترگاوپلنگ است. نمیدانیم اهل شرقیم یا غرب، میخواهیم مانند آدمهای متمدن رفتار کنیم، اما اصالت خودمان را هم فراموش کردهایم و آنچه را با فرهنگمان سنخیت ندارد، انجام میدهیم.
قصد زیادهگویی ندارم. در میان مجموعه مهارتهای زندگی، شاید بتوان گفت به مهارتهای ارتباطی بیش از سایر مهارتها توجه میشود و معمولا زندگی شخصی و اجتماعی فرد را تحتتأثیر قرار میدهد. در مجموع مهارتهای ارتباطی به توانایی انتقال اطلاعات به دیگران بهطور مؤثر و کارآمد گفته میشود که میتواند ارتباطات فردی و اجتماعی فرد را بهبود ببخشد و تعامل افراد را با یکدیگر افزایش دهد، یا برخلاف آن عمل کرده و شما را با گذشت زمان، به فردی منزوی تبدیل کند.آنچه را که قرار است بهصورت آکادمیک بیاموزید، در سخنان پدر و مادتان جستوجو کنید و تغییر رفتارتان را از ارتباط با آنها آغاز کنید؛ چه مجرد و چه متأهل، لحظهای بیندیشید که چقدر با والدینتان ارتباط دوستانه دارید، تاکنون چندبار غرورتان را کنار گذاشتهاید و دست آنها را بوسیدهاید و به رویشان لبخند زدهاید؟ آیا میدانید در محل سکونتتان چند نفر سالمند زندگی میکنند و شما با آنها ارتباط دارید و کمکشان میکنید؟ اگر این مسائل را در زندگی رعایت کنید، آن وقت برایتان سخت نیست که بخواهید به روی همسایه لبخند بزنید، به بزرگترها احترام بگذارید و دست نوازش بر سر کودکان بکشید.مهارت ارتباط یکی از مواردی است که در قرآن هم به آن پرداخته شده است و به فرد کمک میکند تا بتواند کلامی و غیرکلامی و مناسب با فرهنگ جامعه، شرایط خود را بیان کند. بدین معنی که فرد بتواند نظرها، عقاید، خواستهها، نیازها و هیجانهای خود را ابراز و به هنگام نیاز از دیگران درخواست کمک و راهنمایی کند.در زندگی همواره توصیههایی برای بهتر کردن ارتباط کلامی و غیرکلامی به افراد جامعه میشود، ازجمله اینکه؛ پشت سر هم صحبت نکنید، به سخنان و اظهارات طرف مقابل بهطور فعال گوش دهید، مطمئن باشید آنچه را که میگویید با لحن صدا و زبان بدن شما هماهنگی دارد، خیلی آهسته یا خیلی بلند صحبت نکنید، در طول ارتباط به فرد مقابل خود نگاه کنید، مراقب ژستها و حالات بدن خود باشید، نشانههای غیرکلامی راوی را به شیوهای ظریف تکرار کنید (برای مثال اگر او میخندد، شما هم میتوانید لبخند ملایمی بزنید).
امام علی(ع) در اینباره میفرماید: «ارزش انسان از گفتارش شناخته میشود.» همچنین توصیه میکند: «زبانتان را به نیکو سخنگفتن عادت بدهید تا از ملامت ایمن باشید.»