صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

آرزوی زندگی در جوار آقا امام رضا (ع)

  • کد خبر: ۳۲۹
  • ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۷:۴۷
گفتگو با ساکن کهنسال محله مهدی‌آباد و پرسه در خاطراتش

عطایی - مدتی پیش به دنبال فردی قدیمی و باخاطره بودم تا خاطراتی از 15 خرداد سال 42 داشته باشد. کمی با تأخیر آقای عباسعلی جاویدفر به من معرفی شد. به دیدارش رفتم. 90 سال سن دارد و با صدایی بسیار ضعیف صحبت می‌کند. ساکن مهدی‌آباد است. این افراد گنج تاریخ شفاهی ما هستند. در ادامه قسمتی کوتاه از صحبت‌هایش را می‌خوانید.
تقی عباسعلی جاویدفر، متولد 1308 در اصفهان است. از همان دوره نوجوانی شوق و اشتیاق برای پیشرفت داشته است. سماورسازی پدرش فرصتی برای کسب تجربه‌های بیشتر تلقی می‌شد سال‌ها طول کشید تا عباسعلی به یک جوان با انگیزه و جویای نام تبدیل شود. در ایام نوجوانی بود که نیروهای متفقین پیروز نبرد جنگ جهانی دوم می‌شوند و جاویدفر شاهد حشر و نشر نیروهای متفقین در کشور می‌شود.
نوجوان بود که مؤسس سلسله پهلوی به جزیره موریس تبعید می‌شود و خانه عباسعلی دچار نابه‌سامانی‌های ناشی از جنگ جهانی و دخالت کشورهای استعمارگر شده است. چشمان بینای او از ثبت وقایعی می‌گوید که علت کینه و خشمش در برابر بیگانگان و استعمارگران بود. منع عبور و مرور آزادانه، تصرف سیستم حمل و نقل کشوری برای جابه‌جایی اسلحه و مهمات انگلستان و آمریکا، بی‌ثبات بودن شرایط زندگی، فقر و ... از جمله حقایقی است که عباسعلی تا به امروز آن‌ها را در خاطر دارد.
 خانه پدری‌اش در خیابان عباس‌آباد اصفهان و در مجاورت انجمن ایران و آمریکا قرارداشته است. همسایگی پادگان سربازان آمریکایی با منزل عباسعلی باعث شده است تا همیشه نگران دو خواهرش باشد. درگیری لفظی با فرمانده وقت سربازان آمریکایی ساکن اصفهان در هتل خیابان چهارباغ، نشان از رشادت و شجاعت او داشته است.
 زمان می‌گذشت و عباسعلی همچنان در تکاپوی مهیا ساختن بستری برای زندگی آینده خود و خانواده‌اش بود. پس از گذراندن دوران سربازی که توأم با قیام مصدق بود به کسب و کار جدیدی روی آورد. ابتدا خرید و فروش خودرو و سپس نمایندگی شرکت خودرویی واساتو در اصفهان را در کارنامه‌اش دارد.
 پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ با رژیم بعثی، عباسعلی وظیفه خود می‌داند که دوشادوش هموطنان برای آزادی این مرز و بوم تلاش کند. از این رو پس‌اندازش را صرف خرید کامیونی باری می‌کند تا به مردم جنگ زده و سربازان مایحتاج مورد نیاز و کمک‌های مردمی را برساند. عباسعلی در طول ۸ سال دفاع مقدس لحظه‌ای دست از تلاش برای میهنش بر نداشته و به دنبال کسب عایدی نبوده و سفره خودش را سفره انقلاب کرده است.
جنگ تمام می‌شود. هنگامی که به خانه برمی‌گردد محکوم به پرداخت هزینه هنگفت بیمه کارگران و مالیات برای شرکتش می‌شود. شرکتی که سال‌های سال تعطیل بود ولی بیمه و مالیات را نمی‌پذیرد. 8سال خدمتگزاری به کشور و شهادت برادرش در تغییر رویه زندگی او بی‌تأثیر نبوده است .بدین گونه است که رهسپار مشهد می‌شود. خود در این باره می‌گوید:« اوضاع خوبی نبود و تصمیم گرفتم به همراه خانواده‌ام و 5فرزند برادر شهیدم به زیارت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بیایم. وقتی به مشهد آمدیم در حضور آن حضرت از خدا خواستم که اولین درآمد و پولی که به دستم آمد صرف خرید خانه در مشهد کنم تا بقیه سرنوشت خود را در جوار آن معصوم رقم بزنم. مدت زیادی نگذشت که برای یک قطعه زمینم که شهرداری اصفهان مانع ساخت‌و‌ساز در آن شده بود، مشتری آمد و تنها چیزی که در آن لحظه به آن فکر می‌کردم مشهد و زندگی کردن کنار حرم آن بزرگوار بود و بدین گونه مشهدی شدم.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.