صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

گفت‌وگو با پدر شهید سیدحسن نصرالله درباره روزهای کودکی، شهادت و لحظه وداع با او + فیلم

  • کد خبر: ۳۳۱۷۷۲
  • ۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۱
در گفت‌وگویی نادر و احساسی با یک شبکه عراقی، پدر شهید سیدحسن نصرالله جزئیاتی از زندگی فرزندش از دوران کودکی تا لحظه شهادت را بازگو کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، پدر شهید «سید حسن نصرالله» دبیرکل سابق حزب‌الله لبنان در گفت‌و‌گو با شبکه العهد عراق برای نخستین بار جزئیاتی از زندگی خانوادگی، تربیت مذهبی، بزرگواری‌های دوران کودکی و لحظه وداع با فرزندش را بازگو کرد.

وی در این گفت‌و‌گو اظهار کرد: سید حسن بسیار در شخصیت من تاثیر گذار بود، او از زمان ولادت تا زمان شهادتش با خلاق، آرامش، علم و رفتارش تاثیر بسیار زیادی بر من گذاشت. عرف اینگونه است که پدر بر فرزند تاثیر گذار است، اما در رابطه با ما همه چیز بالعکس بود، او در واقع گره‌گشای ما در مشکلات بود.

او همچنین تأکید کرد که هنوز بر سر مزار فرزندش نرفته است؛ چرا که شهادتش را وصیتی شخصی دانسته و در دلش جاودانه نگه داشته است.

او گفت: معمولاً پسر نزد پدر شکایت می‌برد، اما در مورد ما برعکس بود؛ من نزد او شکایت می‌بردم و او دلداریم می‌داد. از کودکی پشتیبانم بود.

پدر سید حسن نصرالله با اشاره به خاطره‌ای از مدرسه او گفت: به او روزانه یک ربع لیره پول می‌دادم، بعداً شنیدم که آن را به یکی از همکلاسی‌هایش می‌داد. وقتی از او پرسیدم، با لبخند گفت: من نمی‌ترسم، اما او پول نداشت. چون پدرم مغازه داشت، برایش شکلات و نوشابه هم می‌بردم.

وی تأکید کرد که عمه سید حسن نصرالله از چهار سالگی به او قرآن می‌آموخت و در محیطی مذهبی و متعهد رشد کرد.

پدر شهید نصرالله همچنین به آخرین دیدارشان پیش از قطع ارتباط اشاره کرد و گفت: پنج روز قبل از هفتم اکتبر با او دیدار داشتیم، اما پس از آن ارتباطمان قطع شد و فقط اخبارش را از مردم می‌شنیدیم.

او همچنین گفت که سالی یک بار، در ماه رمضان، خانواده با سید حسن نصرالله دیدار داشت و هیچ‌گاه با او در خصوص سیاست سخن نمی‌گفتند.

در بخش تأثربرانگیزی از گفت‌و‌گو، پدر شهید نصرالله گفت که فرزندش پیش از سخنرانی معروفش که در آن گفت: «إلی اللقاء فی الشهادة»، به او خبر داده بود که شهید خواهد شد و وصیت کرده بود که حزنت و ناراحتیت را به نزد خدا و امام حسین (ع) ببر و مانند ایوب پیامبر صبر کن.

او درباره لحظه‌ای که از شهادت فرزندش اطمینان پیدا کرد، گفت: وقتی آواره بودیم و شنیدیم مکانی که او در آن بود بمباران شده، به فرزندانش گفتم: تسلیت می‌گویم، سید شهید شد.

در پایان، او با صدایی بغض‌آلود افزود: بر سر مزارش نرفتم. سید در قلب من است. نمی‌خواهم او را دفن‌شده ببینم، می‌خواهم همان‌طور بماند. خدا اگر بنده‌ای را دوست داشته باشد، محبت او را در دل مردم می‌گذارد. سید حسن نصرالله محبوب دل‌هاست. بخواب آرام،‌ای نصرالله، که پرچمت زمین نیفتاد. مقاومت امروز همدل، یکدست و یکصدا است.

منبع: ایسنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.