به گزارش شهرآرانیوز، حضور فیلم «سرزمین فرشتهها» ساخته بابک خواجهپاشا در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر با روایتی از دل سرزمین زیتون، رویدادی بود که به نظر میرسید مخاطبین خاصی داشته باشد اما آنچه به نمایش گذاشت، تصویری فراتر از یک روایت جنگی ساده بود، به نحوی که جنگ را دستمایهای برای نمایش قدرت امید قرار داد.
این روایت از دل ویرانیهای فلسطین آغاز میشود. از سرزمینی که سالهاست درگیر جنگی نابرابر شده اما لحظهای امیدش را برای نفس کشیدن در هوای صلح از دست نداده است. در تمام لحظات این فیلم، زندگی جریان دارد؛ حتی در قابی که پس زمینهاش با خون رنگآمیزی شده و نتیجه ظلم آشکار دشمن، دل مخاطب را میلرزاند، لبخند مقاومت از لبان کودکان محو نمیشود.
تاریخ همیشه جنگ را مردانه روایت کرده و قهرمان داستان را به نحوی ترسیم نموده که همواره تلاش میکند با خشونت و قدرتنمایی قائله را به اتمام برساند اما کمتر صبوریهای مادرانه و قصههایی را به تصویر کشیده که جهان کودکان را چنان محکم بنا میکند تا با هیچ بمبارانی ویران نشود.
در قلب داستان این فیلم نیز معلمی ایستاده که با مهری مادرانه، درد از دست دادنها و دلتنگی خانوادهاش را در صندوقچه وجودش حبس میکند و با لبخندی باصلابت دست بر سر کودکان میکشد تا مبادا صدای انفجارها لرزهای بر جانشان بیندازد.
زبان روایت سرزمین فرشتهها عربی است و هنرمندان تماما عراقی هستند که داستان زندگی روزمرهشان را در گوش مخاطب زمزمه میکنند اما با این حال تماشاگران حتی لحظهای از این اختلاف زبان و جغرافیا احساس غربت نمیکنند و همگام با این شخصیتها در کوچهپسکوچههای ویران فلسطین پرسه میزنند.
زمزمه «بچهها نمیمیرند» از ابتدای داستان سرزمین فرشتهها، آرام جان کودکانی است که پدر و مادرشان زیر بمباران در خون غرق شده و به سفر دور و درازی رفتند اما آنها همچنان با لبخند، هزاران هزاران آرزو و امید را برای فردای وطنشان ترسیم میکنند و به این باور رسیدهاند که این سرزمین سهم فرشتگان است.
آنها میدانند که شاید روزی گلوله دشمن حریف کودکان شود اما آرزوهایشان هرگز نمیمیرند و دوباره خاکشان در سایه درخت زیتون جان تازهای خواهد گرفت.