به گزارش شهرآرانیوز، نامش را کسی نمیداند. با وجود این یک جا برایش بین سرداران مدافع ایرانی باز کردهاند؛ یک جا که قرص و محکم است و نشان از مقاومت زنی در برابر دشمنان خارجی دارد. نامش را کسی نمیداند. برای همین آنکه میخواهد از او حرف بزند، باید به نسبش اشاره کند که میشود همسر صوفیان خلیفه؛ زنی که والی مشهد (شوهرش) برای دفاع از هرات رفته و شهر را به او سپرده است.
نامش را کسی نمیداند. پس ما هم بهناچار از این به بعد او را با نسبش میشناسیم؛ همسر صوفیان خلیفه؛ صوفیان خلیفهای که حاکم خراسان در دوره شاهطهماسب صفوی است و آنطور که در تاریخ آمده است، او بوده که برای دفاع از شهر مشهد در برابر حمله ازبکان باروی درستودرمانی برای شهر ساخته است، اما حمله دوباره ازبکها به خراسان به تلافی شکستهای قبلیشان مجالش نمیدهد تا کارهایش را تمام کند و برای کمک به مردم هرات که در محاصره ماندهاند، مشهد را ترک میکند.
آنها که تاریخ را روایت کردهاند، میگویند اینجای ماجرا صوفیان خلیفه، با ترک مشهد از ازبکها رودست خورده است. میگویند ازبکها تا چشم صوفیان خلیفه را دور دیدند، به مشهد حمله کردند و باز میگویند مردم که خاطره وحشیگری ازبکها را بهخوبی در خاطر داشتند، ترسیده و پریشان میشوند و اضافه میکنند که در این اوضاع سربازها خسته و شهر نزدیک سقوط بود. سپس اشاره میکنند همینجا، همینجا در یک قدمی سقوط، جایی است که همسر صوفیان خلیفه با رفتن بالای باروی شهر و بلندکردن پرچم دفاع، تاریخ را ورق زد.
اینجا را خیلی با طول و تفصیل ننوشتهاند. اینجای ماجرا را که همسر صوفیان خلیفه بالای باروی شهر میآید و با بسیج سپاهیان جان تازهای به مردم شهر میبخشد، درست ننوشتهاند. از اینجا تا آن چند خطی را که به شکست ازبکها در بیرون باروی شهر خبر میدهد، خودت تصور کن. تصور کن که او، همسر صوفیان خلیفه، نیروهای پراکنده و خسته را جمع میکند. او، همسر صوفیان خلیفه، با همین نیروها نه یکبار، که چندبار در بیرون شهر ازبکها را شکست میدهد و نمیگذارد پایشان به داخل شهر باز شود و دوباره به جان مردم و حرم آقا دستدرازی کنند. اینجا را تصور کن تا آنجا که نوشتهاند شش ماه، شش ماه مردم به فرماندهی همسر صوفیان خلیفه از شهر دفاع میکنند و شرح میدهند بهدنبال تدابیر او، یعنی آن زن، و همراهی مردم، مشهد از غارت نجات پیدا میکند و ازبکان پس از شش ماه، ناچار به عقبنشینی میشوند.
اسکندربیک منشی در «عالمآرای عباسی» مینویسد: «همسر حاکم شب و روز بر گرد برج و بارو میگردید و جنود عبید به دروازه جنگ میآوردند و از دست غازیانی که به حکم منکوحه (همسر) صوفیان خلیفه بودند و اهل شهر، زخمهای کاری خورده مراجعت مینمودند. هرچند ازبکان به نقب و تیر و اسباب قلعهگشایی توسل جستند، سهم غرض ایشان بر هدف مطلوب کارگر نیامد.»
آنچه خواندید، گویا تنها سندی است که در آن به همسر صوفیان خلیفه اشاره شده و شرح فداکاری او برای مشهد و مردمانش در آن آمده است.
صوفیان خلیفه روملو که از زمان شاهاسماعیل جزو سپاهیان صفوى بود (خواندمیر، ص190)، در سال931 والى مشهد و در سال942 والى هرات بود. او در سال939 در جنگ با ازبکان از فرماندهان قزلباش بود و در سال942 در جنگ با عبیدخان ازبک کشته شد (روملو: ج3، صص1212، 1236ـ1239، 1244).