صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

زنان مشهد در سایه اشغال | روایت‌هایی از شهریور ۱۳۲۰

  • کد خبر: ۳۸۴۲۸۴
  • ۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۱
شهریور ۱۳۲۰، مشهد در هیاهوی اشغال و ناامنی نفس می‌کشید؛ روز‌هایی که جنگ جهانی دوم، زندگی روزمره را دستخوش اضطراب کرده بود. در میان این آشوب، زنان بیش از دیگران با ترس، آوارگی و تهدید امنیت روبه‌رو بودند. خاطرات فاطمه باشی‌زاده فخار، از فرهنگیان قدیمی مشهد، تصویری زنده از تجربه زنان در آن سال‌های پرالتهاب ارائه می‌دهد؛ روایت‌هایی که لایه‌های کمتردیده‌شده تاریخ شهری را روشن می‌کند.

علیرضا آذری خاکستر | شهرآرانیوز، در بررسی تاریخ و تحولات شهر مشهد، به‌ویژه هم‌زمان با جنگ جهانی دوم و اشغال این شهر توسط سربازان روسی، مسائل و مشکلات زنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اصلی این است که آیا در چنین شرایطی، زنان از امنیت کافی برخوردار بودند؟ واقعیت آن است که سیاست نیرو‌های روس در مواجهه با شهروندان مشهدی، در مجموع سخت‌گیرانه نبوده، هرچند در اسناد و مصاحبه‌های تاریخ شفاهی، نمونه‌هایی از تجاوز و دست‌اندازی به جان و مال مردم گزارش شده است. در خاطرات فاطمه باشی‌زاده فخار، از فرهنگیان قدیمی مشهد، روایت‌هایی از حوادث شهریور ۱۳۲۰ ثبت شده که وضعیت و تجربه زنان در آن روزگار را به‌خوبی بازگو می‌کند.

فاطمه باشی‌زاده فخار دوم بهمن‌ماه ۱۳۰۴ در محله سراب مشهد به دنیا آمد. به گفته او، اجدادش در دوره قاجار از هرات به مشهد مهاجرت کرده و در این شهر به شغل فخاری در کوره‌های آجرپزی مشغول بوده‌اند. او از سال ۱۳۱۰ تحصیل خود را در دبستان فروغ آغاز کرد و پس از پایان دوره ابتدایی، وارد دبیرستان شاهدخت شد؛ مدرسه‌ای که در آن زمان دانشسرای مقدماتی دختران به شمار می‌رفت. باشی‌زاده فخار از ۱۷سالگی به‌عنوان معلم ریاضی به استخدام اداره فرهنگ و معارف درآمد و فعالیت آموزشی خود را در مدرسه آزرمی مشهد آغاز کرد. او بعد‌ها ریاست آموزشگاه حرفه‌ای دختران در محله عشرت‌آباد را بر عهده گرفت و مرکز رفاه نابینایان مشهد را نیز راه‌اندازی کرد.

او درباره روز‌های اشغال مشهد در جریان جنگ جهانی دوم می‌گوید: «خراسان در آن دوران جولانگاه سربازان روسی بود. شبی که روس‌ها وارد مشهد شدند، ما برای شرکت در مراسم عروسی به یکی از روستا‌های اطراف شهر رفته بودیم. در آن زمان، عروس را با اسب به خانه داماد می‌بردند. ناگهان روس‌ها وارد روستا شدند، عروس و داماد فرار کردند و عروسی به هم خورد. ما هم از ترس، روستا را ترک کردیم و به مشهد بازگشتیم.»

باشی‌زاده فخار که در زمان اشغال مشهد ۱۶ سال داشت، در ادامه خاطراتش می‌افزاید: «در آن روز‌ها در خیابان رازی زندگی می‌کردیم و تعدادی از افسران ارتش مستأجر پدرم بودند. با شروع جنگ، به ما گفتند باید مشهد را ترک کنیم. من و خانواده عمویم به همراه چند خانواده دیگر از افسران لشکر خراسان، سوار یک کامیون نظامی شدیم. در مسیر، روس‌ها بمب می‌انداختند. پس از چند ساعت به روستایی در اطراف تربت رسیدیم و چند روزی در آنجا ماندیم. وقتی اوضاع آرام‌تر شد، به مشهد بازگشتیم.»

او به یکی از تجربه‌های شخصی خود از مواجهه با نیرو‌های روس نیز اشاره می‌کند: «در ایامی که روس‌ها در مشهد مستقر بودند، روزی پس از زیارت حرم، هنگام بازگشت به خانه سوار درشکه شدیم. حوالی خیابان ارگ، ناگهان یک سرباز روسی خود را به بالای درشکه رساند. در آن زمان، بیشتر درشکه‌چی‌ها مهاجر بودند و تا حدی زبان روسی می‌دانستند. درشکه‌چی به روسی گفت: اینها از نجیب‌زادگان هستند. سرباز با شنیدن این جمله پیاده شد و رفت.»

باشی‌زاده فخار همچنین به شیوع بیماری‌های واگیر در دوران اشغال مشهد اشاره می‌کند و از بیماری تیفوس نام می‌برد که به گفته او جان یکی از دوستانش را گرفت. حضور زنان و کودکان آواره لهستانی در مشهد و اسکان آنها در محدوده خیابان نخریسی نیز از دیگر خاطرات ماندگار این معلم از سال‌های سخت اشغال نظامی شهر است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.