یکی از موضوعاتی که مدام به ما گوشزد کردهاند، موضوع امامزمان (عج) است؛ اینکه باید او را بشناسید، باید با او رابطه داشته باشید و اینکه ما به یمن وجود او روزی میخوریم و با ارتباطی که با او برقرار میکنیم، گره از کار ما باز خواهد شد، اما نمیدانم که چقدر از این مفاهیم را درک کرده و جدی گرفتهایم و در زندگی ما جاری و ساری شده است.
مسئله امام در عقاید شیعی ما، مسئله بسیار مهمی است، تاجاییکه فصلی در روایات ما وجود دارد و روایات فراوانی بدین مضمون وارد شده است که: «مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِیتَتُهُ مِیتَه جَاهِلِیه» یعنی «هرکه بمیرد و امامی نداشته باشد، مرگش جاهلی است.»
در نقل مرحوم شیخکلینی از حدیث «مَنْ ماتَ»، امامصادق (ع) معنای «مرگ جاهلی» را نیز توضیح دادهاند. متن کامل روایت چنین است: عبدا... بن ابییعفور روایت میکند که از امامصادق (ع) درباره گفتار پیامبر اکرم (ص) که فرموده بود «هرکه بمیرد، در حالیکه امامی نداشته باشد، مرگش مرگ جاهلی است»، پرسیدم: «آیا مقصود، مردن در حالت کفر است؟» امام صادق (ع) پاسخ داد: «مرگ در حالت گمراهی است.» گفتم: «آیا اگر کسی در این زمان نیز بمیرد و پیشوایی نداشته باشد، مرگش، جاهلی است؟» فرمود: «آری.»
حالا سؤال این است که آیا در زندگی ما امامزمان (عج) هست و اینکه آیا ما او را میشناسیم و با او ارتباط داریم یا نه؟
باید در همینجا گوشزد کنم که امام داشتن به معنای پیشوا و پیشرو داشتن است؛ به این معناست که در زندگی تو، الگو و به قول امروزیها، لیدر او باشد. در آیه۷۱ سوره اسرا آمده است: «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولَئِکَ یَقْرَءُونَ کِتَابَهُمْ وَلَا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا: [یاد کن]روزی را که هر گروهی از مردم را با پیشوایشان میخوانیم، پس کسانی که نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند، پس آنها نامه خود را [با شادی و خوشحالی]میخوانند و به اندازه رشته میان هسته خرما، مشمول ستم قرار نمیگیرند.»
این آیه، مفهوم عمیقی را درباره امامت بیان میکند؛ اینکه روز قیامت هر فردی با امام خود محشور میشود؛ یعنی هر فردی با کسی که در دنیا پشتسر او بوده و بخش بزرگ زندگی او در تبعیت آن پیشوا بوده است، محشور میشود؛ اینجا البته امام معنایی اعم از خیر و شر دارد، ولی به ما میفهماند که اولا: مسئله شفاعت به معنای پارتیبازی نیست، بلکه باید رنگی از پیشوایان دین در زندگی تو باشد. ثانیا: امام داشتن به این نیست که زبانی بگویی امام من، فلان شخصیت است، درحالیکه اصلا او را نشناسی و زندگی تو در تبعیت و پیروی او نباشد.
مسیر این امامشناسی به این است که رابطه ما با امامزمان (عج) مداوم باشد. حضرت آیتا... بهجت (ره)، جمله مهمی در این زمینه گفته است. ایشان میگوید:
«تا رابطه ما با ولیامر، امامزمان (عج) قوی نشود، با خدا ارتباط نداشته باشیم، با نمایندههای خدا ارتباط نداشته باشیم، کارمان درست نمیشود. امروز تا فردا تا پسفردا. از خدا بخواهیم برساند صاحب کار را، با او باشیم. حالا هم اگر رسانْد که رساند، اگر نرساند، دور نرویم از او. از رضای او دور نرویم. او میبیند. او میداند. حرفهایی که ما به همدیگر میزنیم، جلوتر از ما حرفهایمان را میشنود. او عَیْنُا... النّاظِرَه وَ اُذُنُهُالْواعِیَه [است].»
خود ایشان در زندگیاش، امامزمان (عج) مدام حاضر بود و مدام جلوه داشت و مدام در کلامش به امامزمان (عج) میپرداخت.
غرض آنکه باید برای این موضوع در زندگیمان برنامه داشته باشیم. اینکه میگویند روزت را با یاد امامزمان (عج) شروع کن، هرجا گیر کردی، آقا را صدا کن، به نیابت از امامزمان (عج)، اعمال مستحبی را انجام بده و برای ظهور آقا دعا کن، برای این است که این حقیقت نورانی وارد زندگی ما شده، موجب برکت و گشایش در زندگیمان شود و بتوانیم دنیا و آخرتمان را با او پیوند بزنیم، انشاءا...!