به گزارش شهرآرانیوز؛ دیروز شهر روز زمستانی متفاوتی را شروع کرد. انگار زلزله آمده و همه چیز را زیر و رو کرده باشد. خرد ه شیشههای کف خیابان، بانکهای سوخته، خودروهای در آتش سوخته و فروشگاههای به آتش کشیده شده، هتک حرمت و جسارت به مساجد و آتشزدن آنها و... .
«ا... اکبر، ا... اکبر، ا... اکبر»؛ این صدای مردمی است که قرار است یک روز تازه را شروع کنند، اما با دیدن این صحنهها مات و مبهوت ماندهاند. هیچ کدامشان این حجم از تخریب را باور ندارند. آنها که در جمعهای دوستانه و خانوادگی بارها از گرانی گله کردهاند و نالیدهاند، آنها که مستأجر هستند و مریض دارند و مثل خیلیهای دیگر حالشان خوب نیست و خستهاند، یک صدا فریاد میزنند که اعتراض با اغتشاش فرق میکند، خیلی هم فرق میکند.
آدمها گله به گله ایستادهاند، پای پلهای شکسته شده و تابلوهای از جا درآمده و چراغ خطری که هیچ رنگی ندارد. حال کسی خوش نیست. ما هم انتظار نداریم در این اوضاع کسی بخواهد حرف بزند، شبیه همان جوانی که پای شیشههای شکسته مجتمعی تجاری ایستاده و میگوید: آمدهام مغازه را خالی کنم. لعنت به دشمن. این عبارت را سه بار تکرار میکند و راهش را میکشد و میرود.
آن دیگری که سراغش میرویم تا با ما هم کلام شود، زنی است که دارد میرود حرم به امام رضا (ع) شکایت کند. او اضافه میکند: هنوز از روزهای جنگ دوازده روزه نفس تازه نکردهایم. هنوز صدای ضجه مادران و همسران شهدا توی گوشمان زنگ میزند و هر شب خواب را از چشمانمان میگیرد.
هنوز حالمان سر جا نیامده از کشیدن پیکرهای بی دست و پا و خون آلود از زیر آوار حملات. ما جگرمان سوخته است، اما پای انقلابمان ایستادهایم. دشمن همین چند ماه گذشته امتحان گرفت؛ امتحانی که سخت بود، اما ایران نمره بالایی در این آزمون گرفت. حالا دشمن مانده از چه راهی وارد شود. چه راهی راحتتر از اغتشاش و آشوب؟
سجاد یزدانی کارمند بانک است. مجموعهای که حالا بوی دود میدهد و آتش. میگوید: شرمم میآید که چنین صحنههایی را در مشهد امام رضا (ع) میبینم. اصلا چند بار از صبح بیرون آمدم و دوباره برگشتهام منزل ببینم بیدارم یا نه. باورم نمیشود این پنجههای به خون آلوده شده چطور میتوانند جلوی امام رضا (ع) سر بلند کنند. لعنتی ها!
ما هنوز حالمان از زخمهای جنگ دوازده روزه خوب نشده است. ما روحمان زخمی است، ولی پشتمان به صاحبمان گرم است. ما امام زمانمان را داریم. ما برای انقلاب «آرمان علی وردی»ها دادهایم. ما بارها با این صحنهها دست و پنجه نرم کردهایم، ولی برای آبادی دوباره آستین بالا میزنیم و مثل آدمهای جسور و خودساخته بلند میشویم.
محمود پهلوان هم راهی حرم است تا دست به دامان امام رضا (ع) شود؛ بغض کرده حرف میزند و همان ابتدای کلام میگوید: از مردم میخواهم دعای فرج را زیاد بخوانند. دعا کنید امام زمانمان بیاید. عدهای عقلها را تعطیل کردهاند و کنار اسرائیلی ها ایستادهاند؛ همان رژیم اشغالگری که چند ماه پیش هزاران نفر از ما را جلوی چشم هایمان کشت و آمریکا هم همراهی اش کرد و از کمترکسی در دنیا صدا برآمد.
او با تأکید میگوید: اینها مردم نیستند. مردم میدانند سوریه را تجزیه و مثل دستمال کاغذی تکه تکه کردند و باز هم چیزی نشد. از این جریان ها کم نداشتیم؛ قرنها پیش هم همین اتفاق افتاد و آنها که امیرالمؤمنین (ع) را در محراب زدند و امام حسین (ع) را شهید کردند، شبیه همین نامردها بودند.
مریم روح بخش، عجله دارد و میترسد به جمع راهپیمایان حمایت از آرمانهای نظام دیر برسد. با این حال باز هم چنددقیقهای کنار ما میایستد و با ما حرف میزند. میگوید: حضرت آقا هم همیشه تأکید داشتند که از مسئولان مطالبه کنید و حرف بزنید. ما با اعتراض به گرانی موافق هستیم، با برخورد با اختلاس و رانت خواری صد در صد موافق هستیم؛ اما قطعا با ناامنی و به آتش کشیدن اموال عمومی مخالفیم.
با اجیرشدههای دشمن مخالفیم؛ اما اگر همه با هم همدل و هم زبان نباشیم و پشت حضرت آقا و ولایت فقیه نایستیم و نباشیم، به دشمن امان دادهایم. دشمن به دنبال اهدافی است که سال هاست نتوانسته است به آن دست یابد؛ حالا از یک حربه دیگر استفاده کرده و جنگی بین خودمان راه انداخته و خودمان را مقابل هم قرار داده است.
دشمن در جنگ هشت ساله نتوانست کاری انجام دهد؛ چون اتحاد بود. حالا متوسل به تفرقه بین مردم شد. دلم برای مردم ایران میسوزد و برای جوانانی که ناآگاه هستند و هیجان زده وارد این بازی کثیف دشمن میشوند.
احمد رمضانیان، کارگر ساده ساختمانی است. میگوید: به وا... قسم یک هفته است نتوانستم روغن بخرم و در توانم نیست. اقتصاد خراب است، قبول؛ سفره همه ما کوچک شده است و کوچکتر هم میشود، قبول؛ ولی کدام عقل سلیمی میگوید که اغتشاش و تخریب اموال عمومی راه حل سر و سامان دادن اوضاع است. اتوبوسی که به آتش کشیده شده است، منِ کارگر را از کار میاندازد و ضرر تعطیلی بانکها به خود ما برمی گردد. از دستگاه قضا تقاضا داریم در مجازات عاملان این خرابیها کوتاه نیایند.
«کدا م یک از مردم دلش میآید که به اموال عمومی آسیب بزند؟ مترو را نگاه کنید. تمام ایستگاههای مترو آسیب دیده است. از سیدرضی تا آزادی سری بزنید. تمام نردهها را کندهاند و روی ریل قطارشهری انداختهاند.» این صحبتهای شهروندی است که ساکن محدوده بولوار وکیل آباد است. گلایه هایش هنوز ادامه دارد: «سری به بولوار وکیل آباد زدهاید؟ تمام ایستگاههای اتوبوس را خراب کردهاند. چراغ راهنمایی، بانک؛ حتی درختان حاشیه بولوار هاشمیه را سوزاندهاند. از کدام برایتان بگویم؟ به نظر من، این سر و صدا، این آشوب، دیگر صدای مردم نیست.»
شهروند دیگری روایتش از شامگاه پنجشنبه چنین است: ساختمانی که در آن ساکن هستم، پارکینگ ندارد و به همین دلیل ماشینم را همیشه بیرون و در حاشیه خیابان پارک میکنم. حوالی ساعت ۸ شب پنجشنبه بود که تعدادی راننده با خودروهای خود در بولوار صارمی، هنرستان و هفت تیر تردد میکردند و دست خود را به صورت ممتد روی بوق گذاشته بودند.
تعدادی نیز با حرکات ویراژی و سرعتی میان دیگرخودروها حرکت میکردند. در ادامه تعداد دیگری خودرو به این ماشین ها اضافه شد. نگران ماشینم بودم؛ اما چارهای نبود و پارکینگ نداشتم. صبح که سراغ ماشینم رفتم، متوجه شدم که یک نفر به ماشین من زده است. الان چه کسی میخواهد آسیب وارد شده به ماشین من را جوابگو باشد؟
رضا را حوالی بولوار دانش آموز میبینیم؛ همان جا که پنجشنبه شب کانکس پلیس را آتش زدند و چند قدم آن طرف ترش هم طوری آتش به جان بانک تجارت انداختند که حالا که صبح روز بعد از حادثه است، چیزی از آن باقی نمانده؛ همین حوالی سر که بچرخانی، خرده شیشههای ایستگاه مترو را هم کف پیاده رو میبینی.
او به این صحنهها نگاه میکند و سر تکان میدهد و با حسرت میگوید: ما از گرانیها و نابسامانیها ناراضی هستیم؛ اما کاش آنها که این طور بانکها را آتش زدند و شیشههای ایستگاههای اتوبوس و مترو را شکستند و اموال عمومی را تخریب کردند، کمی هم به این فکر میکردند که همه اینها با پول خودشان ساخته شده و حالا دارند به داراییهای خودشان آسیب میزنند. آهی میکشد و میگوید: کاش آنها که مسئولیتی دارند، زودتر صدای مردم را میشنیدند تا کار به اینجا نرسد.
یکی از بانوان باردار نیز دغدغه اش از اتفاقات این روزها متفاوت است: هفتههای آخر بارداریام است و باید برای چکاپ بارداری مراجعه میکردم، اما با این اتفاقات رخ داده ترسیدم که از خانه بیرون بروم. این درحالی است که چکاپهای ماه آخر بارداری بسیار مهم و ضروری است. تمام شب گذشته نیز این سروصداها استرس زیادی به من وارد کرد. الان جدا از اینکه هفتههای آخر بارداری هستم و استرس روزهای پایانی به جانم افتاده است، این اتفاقات نیز به من استرس زیادی وارد کرده است. تمام شب گذشته به این فکر کردم که اگر این شرایط ادامه داشته باشد، من چه کارکنم؟
البته برخیها پیکان انتقاد را بهسمت دولت میگیرند که چرا با مردم شفاف صحبت نمیکنند. اسماعیل محمودی این اعتقاد را دارد و میگوید: مشکل ما این است که هیچوقت ننشستهایم دوستانه با هم حرف بزنیم تا مردم آگاه شوند. دولت، قبل از اینکه طرح حذف ارز ترجیحی را اجرا کند، باید درباره آن به مردم توضیح میداد که سرانجام آن، چه خواهد شد. به نظر من این ضعف به دولت وارد است که درمورد این اتقاق مهم هیچ صحبتی نکرده است.
بتول برزگر از مردم میخواهد خواندن سوره نصر و توسل به ائمه (ع) را فراموش نکنند. میگوید: خشونت، شاخصه بارز مزدورانی است که سربلندی و عزت ایران را برنمیتابند و آتش این حسادت، دامن خودشان را خواهد گرفت. صاحب کشور ما امام زمان (عج) است. ما ولینعمتمان امامرضا (ع) است. ما اهل ندبه و دعا و تضرع هستیم. جوان و نوجوانهای ما تازه ار اعتکاف برگشتهاند.
نفسشان حق است. برای حال خوب ایران و سرزمینمان دعا کنند. مردم ایران بارها معرفت و مرام خودشان را نشان دادهاند و ثابت کردهاند که تا پای جان، از آرمانهایشان دفاع میکنند. یقین داریم کسانی که شب گذشته وحشیگری را به حد آخرش رساندند، دور از انسانیت هستند.