به گزارش شهرآرانیوز، الشتر از شهرهای استان لرستان در غرب ایران و از مناطقی است که به لکستان مشهور است. این شهر مرکز شهرستان سلسله است. مردم این منطقه بیشتر به گویش لکی از زبان کردی صحبت میکنند. منطقه الشتر به خاطر طبیعت بکرش همیشه مورد توجه قرار میگرفته به گونهای که محل تفرج پادشاهان و امرا بوده است.
«کتاب الشتر» بازخوانی تجربه طرح سلسله، کتابی است که به بررسی موضوعی تاریخی میپردازد، طرح توسعه سلسله (الشتر) از جمله تجارب ناشناخته یا فراموش شده «توسعه مشارکتی» در ایران است که با ایدهپردازی و مدیریت مجید رهنما اجرا شد.
مجید رهنما یکی از مهمترین نامها در دوره دوم پهلوی است؛ او وزیر علوم کابینه امیرعباس هویدا، موسس شبکه جامع سلامت و ایدهپرداز و مدیر طرح توسعه الشتر است که در مقام یکی از نظریهپردازان شاخص پساتوسعه، آرایی اساسی و انتقادی در باب توسعه درونزا، توانمندسازی از پایین، فقر و فلاکت از خود به جا گذاشته و یکی از برجستهترین پروژههای فکری او طرح توسعه منطقه سلسله (الشتر) در لرستان بین سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ است.
این طرح که در بیش از ۱۰۰ روستا با پوشش جمعیتی حدود ۳۰۰ هزار نفر در زمینههای بهداشت، سوادآموزی و عمران به شیوه مشارکتی برنامهریزی و اجرا شد، در واقع طرحی آزمایشی بود و با هدف ایجاد الگودی مناسب توسعه منطقهای منطبق با شرایط ایران شکل گرفت. هدف این طرح عبارت بود از یافتن روشی جدید برای رشد و توسعه درونزا، یکپارچه و متکی به خود که با مشارکت مردم و اتکا به ظرفیتهای آنان و استعدادهای منطقه پیش برده میشود.
رهنما به عنوان چهرهای تاثیرگذار در دستگاه دولتی، اما منتقد سیاستهای توسعه از سوی سازمان برنامه و بودجه با حمایت حکومت پهلوی بود پس عجیب نبود که بالاخره در سال ۵۱ بهخاطر دفاع از دانشجویان و درخواست کاهش فشار ساواک بر دانشگاه از سمت خود بر کنار شد، اما یکی-دو سال طول نکشید که ایدههایش را درست در مقابل با جریان عمومی مدرنیزاسیون کشور در قالب توسعه مشارکتی در اجتماعات محلی و روستایی پی گرفت. رویکردی که بر توسعه درونزا تاکید میکرد و به جای تکیه بر کمکهایِ خارجی و راهحلهایِ بیرونی، عمده توجه خود را به مشارکت محلی و استفاده از منابع و امکانات بومی معطوف میکرد. این طرح در منطقهای با حدود ۳۰۰ روستا و با پوشش جمعیتی ۵۰۰ هزار نفر در زمینههای بهداشت، سوادآموزی و عمران اجرا شد و در حقیقت طرح پایلوتی بود برای ایجاد الگوی مناسب توسعه منطقهای با شرایط خاص ایران.
گردآوری اسناد «کتاب الشتر»، از سال ۱۳۹۴ خورشیدی آغاز شده است و آرشیوهای گوناگونی از سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، کتابخانه مجلس، کتابخانه دانشگاههای پاریس، دانشگاه استنفورد، دانشگاه تهران و... بررسی شدهاند و علاوه بر آن به بخشهایی از تاریخ شفاهی که راویان حاضر در طرح روایت کردهاند نیز استناد شده است.
به جز مجید رهنما، کاترین رضوی، هوشنگ بافکر، گروه معماری «DW دولوپمنت ورکشاپ» شامل آلن کین، جان نورتون، محمدرضا دارایی و فرخ افشار، محمدتقی فرور، امیرهوشنگ کشاورز، علی رهنما، وینچنزو بیانکینی، پوری سلطانی و جونی فرمانفرمائیان اعضای طرح توسعه الشتر بودند.
با انقلاب ۵۷ اگرچه پروژه الشتر نیز نیمهتمام ماند و به بایگانی سپرده شد، اما رهنما ایدههایش را در نقاط دیگر جهان پی گرفت و در مقام یکی از پایهگذاران مکتب پساتوسعه به منتقد تمامعیار گفتمان توسعه بدل شد. «کتاب الشتر» با بررسی و تحلیل اسناد و آثار به جا مانده به بازخوانی تجربه سلسله بپردازد؛ طرحی که به مدت پنج سال توانست زندگی مردمان این منطقه و نیز بانیان را برای همیشه دگرگون کند.
«کتاب الشتر» به کوشش بهرنگ صدیقی و رضا حائری در ۳۱۲ صفحه، به همت نشر چشمه در دسترش مخاطبان قرار گرفته است.
بخشی از کتاب: «یکی از دغدغههایی که این گروه به تدریج دنبال کرد شناخت ظرفیتهای موجود در معماری سنتی ایران و تلاش برای استفاده از تجربیات موجود در این خصوص در منطقه بودو باورشان این بود که برای مواجهه با مسائل مربوط به اسکان در اجتماعات محلی میتوان از روشهای بومی موجود در این اجتماعات بهره گرفت.
پس از ورود به منطقه، از اولین کارهایی که کردند، علاوه بر بررسی شرایط اقلیمی و وضعیت بناها، کنکاش در همین ظرفیتهای محلی بود، نتیجه، اما چندان امیدوارکننده نبود. از طرفی در همان ابتدای کار با انبوهی نیاز عاجل برای ساخت بناهای عمومی، نظیر حمام، مدرسه و درمانگاه، مواجه بودند و متوجه شدند آن اندک موارد موجود هم نیاز به تعمیرات اساسی دارند. ضمین این که فضای ساخت و ساز و معماری منطقه ضعیفتر از چیزی بود که تصور میکردند و از مهارتهای محلی هم جز اندک افراد در دسترس مسلط به این مهارتها، عموما جز خاطرهای در ذهنها نمانده بود.» (صفحات ۱۱۱ و ۱۱۲)
منبع: ایرنا