به گزارش شهربانو، اینکه اولین صدای اعتراض سیاسی در اسلام زنانه باشد، مسئله مهمی است. این را که اولین انقلابی اسلام یک زن باشد که دختر پیامبر (ص) هم هست، باید همیشه به خاطر داشت.
اولین اعتراضهای مردمی در مشهد را زنان شروع کردند. زنان که آمدند، جوانان هم آمدند، زنان خانوادگی آمدند و خانواده را به خیابانها آوردند تا جلوی استکبار بایستند و بگویند این حکومت برای مردم زجر و ستم است. حرف انقلاب نه از رادیوها شنیده میشد نه از تلویزیون و روزنامهها. اما انقلاب به خانهها رفت و پای گهواره بچهها نشست و لای دفتر و کتابهای مدرسه نفوذ کرد و زیر چادرهای مشکی مادرها پناه گرفت و بعد به خیابانها آمد.
زنهای محله قرارشان بود که فردا ساعت ۹ میدان شهدا. آنکه در محله و کوچه میماند بچهها و خانههای بقیه را نگهمیداشت تا آنها با خیال راحت تظاهرات کنند و نمازشان را در حرم بخوانند و برگردند و برای مردها و جوانها تعریف کنند و دسته دسته برای انقلاب، نیرو اضافه شود. همراهی و همدلیهای اهل کوچه و بازار با انقلاب از خانهها شروع شد. از سر سفره شام و کنار بساط بچهداری و خانهداری. سواد اگر همان نوشتن و خواندن بود، کم بود، اما علم و بصیرت بدون سواد هم در ضمیر آدمها جوشش داشت.
زمانه هنوز هم به علم و بصیرت محتاجتر است تا سواد. انقلاب برای فتح قلههای امروز به همان خانهها و خانهدارهایش بیشتر وابسته است تا به رادیو و تلویزیون. هنوز هم فهم و بینش پای سفره مادرها و بچهداریهایشان رقم میخورد. مدل زنان در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی همان الگویی است که برای تداوم و بقای جمهوری اسلامی نیاز است. فعال و بیادعا و بیمقدمه و مستقل از گروهها و احزاب سیاسی. خلاقیت و همدلی در مبارزه همچنان هست. یاریگری و همراهی همچنان لازم است. همسایهداری و مسجد رفتن و مدرسه ساختن و نهضت تربیت دانشآموز همچنان هست.
زنان اگر برای دانشآموز و دانشجوی خانه از انقلاب نگویند و تاریخ را برایشان تعریف نکنند، فاصلهها را دروغهای رسانهای پر میکنند و تاریخ تحریف شده را لای کتابها و فیلمهایشان جا میدهند. امروز وظیفه است، تکلیف است. در خانهها زنگ تاریخ داشته باشیم و برای مغزهای پر از سؤال بچهها پاسخ درست و بدون غلط بگوییم. میدان مبارزه امروز کوچه و خیابان نیست. خانههاست. همیشه همین بوده، انقلابها از خانهها شروع میشوند، ذره ذره پا میگیرند، آرام آرام بزرگ میشوند و یکباره به خیابان میآیند و کوچه و شهر و محله را فتح میکنند، خانهها خوابگاه نیستند، مدرسه هستند. اولین مدرسه که نه فقط کارت رشد و واکسینهاش مهم است، بلکه بینش و تربیتش مهمتر است. عرصه امروز سخت و متکثر است. سرعت هجمه بالاست. هجوم، همهجانبه است. میطلبد که از هر لحظه و امکان برای مقابله و مبارزه استفاده کنیم.
منبرها و نشستها و کتابها جای خودشان، خانهها مهمتر هستند. محبت و مهر و صفای خانه و یک حرف درست، مؤثرتر است از همه تبلیغات رنگارنگ و دروغ و تحریف. جلسههای محله به اندازه یک همایش بزرگ کارآمد هستند. مردم یادشان نمیرود که وقتی بچه بودند پای همین جلسهها و کلاسها نشستند و رشد کردند و اعتقادشان محکم شد. نسل جدید مأمنی میخواهد که نفسی راست کند و از هجوم دروغ و فتنهها به آن پناه ببرد و دستش را پر کند و با آسودگی و استحکام پا پیش بگذارد. آشفتگیها و سردرگمیها و تجملات میخواهد دست ما را ببندد و مشغولمان کند تا از اولین و مهمترین مدرسه غافل شویم. غفلت از خانواده اگر رخ بدهد دیگر هیچ جوری نمیشود، امور را اصلاح کرد و پیش برد. انقلاب اسلامی از دل خانهها برآمد، از پای گهوارهها، از کنار چرخخیاطیها و جلسههای محلی. این یعنی مویرگهای جامعه با انقلاب گره خورده و شاهرگ ساختهاند. همچنان به این مویرگها امید داریم و پیش میرویم.