صدیقه رضوانی نیا| شهرآرانیوز، هیچوقت مشهد را اینطور شلوغ و ماتمزده ندیده بودم؛ مشهدیها در رستاخیز رمضان تلخ ۱۴۰۴ خروشیدهاند.
رمضان تلخ ۱۴۰۴
زن و مرد
پیر و جوان
چادری و غیرچادری
همه در این آخرین روزهای زمستان این سال سخت به خیابان آمدهاند
بهار در راه است، اما دلهای این مردم سوگوار است؛ سوگوار علمدار شهید...
امشب هم در خیابانهای اطراف حرم مطهر رضوی چرخیدم. حرم مولا را با ماشین طواف کردم
بارها بغض کردم و چشمهایمتر شد از دیدن مردمی که هم مصیبتزدهاند و سوگوار و هم حماسه از دلهای رنجیدهشان جوشیده
خیابان مفتح مشهد حدود یک ماه قبل درگیر اغتشاشگران نامرد بود که زمینههای این جنگ را فراهم کردند، اما حالا در تسخیر ایمان و نور است؛ در تسخیر روزهدارانی که میدانند این سختترین و تلخترین رمضان زندگیشان است.
گاهی با خود میگویم نکند شبهای قدر است و مردم برای احیا بیرون آمدهاند و سوگوار امیرالمؤمنیناند؛ اما خیلی زود به خودم نهیب میزنم که نه، کو تا شبهای قدر؟ مانده تا سالروز شهادت مولای غریب کوفه.
اما شیعیان امیرالمؤمنین خیابانها و کوچهها را تسخیر کردهاند و نوای «حیدر حیدر»شان این شبها آسمان و زمین را پر کرده و مگر شاه نجف این مردم را تنها خواهد گذاشت؟ هیهات...
به خودم میآیم. از خیابان طبرسی و از میان مردمان پرچمبهدست و شعاربرلب که غم از چشمهایشان آشکار است، خودم را به زیرگذر حرم رساندهام. ناگهان پیام دوست تهرانیام روی گوشیام نمایان میشود که امروز حوالی میدان انقلاب را بد زده.
رو به گنبد طلا میکنم: یا علیبنموسیالرضا، ایران کشور شماست؛ کشور تو و خواهران و برادران تو و فرزندان امام موسی کاظم علیهالسلام است. مگر میشود کشورت را رها کنی؟ مگر میشود برای شیعیان علی علیهالسلام دعا نکنی؟ مگر میشود با حضور شما ایران در این نبرد نابرابر سر خم کند؟ مگر تو اجازه میدهی ما سر خم کنیم؟
از زیرگذر حرم به خیابان ۱۵خرداد میرسم. ساعت ۲۳ شب است؛ اما رستاخیز این مردم هنوز تمام نشده. این مردها و زنها شب را در خیابانهای اطراف حرم به سحر خواهند رساند که «ألیس الصبح بقریب؟»