صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

«تهران» از نگاه زنانی که در خط مقدم روایت ایستاده‌اند

  • کد خبر: ۴۰۵۴۰۴
  • ۲۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۰
پایتخت روز‌های سرنوشت سازی را پشت سر می‌گذارد سخت‌ترین حملات دشمن در تهران انجام می‌شود بیشتر شهادت‌ها در این شهر انجام شده، اما مردم تهران به طور سرنوشت سازی در خیابان ها حضور دارند و مشغول ایفای نقش تعیین کننده شان در این مقطع تاریخی هستند.

صدیقه رضوانی نیا| شهرآرانیوز؛ پایتخت روز‌های سرنوشت سازی را پشت سر می‌گذارد سخت‌ترین حملات دشمن در تهران انجام می‌شود بیشتر شهادت‌ها در این شهر انجام شده، اما مردم تهران به طور سرنوشت سازی در خیابان هاحضور دارند و مشغول ایفای نقش تعیین کننده شان در این مقطع تاریخی هستند. سراغ چند نفر از بانوان خبرنگار که این روز‌ها در شهر تهران حضور دارند و در دل حوادث هستند رفته‌ایم تا روایت آنها از مقاومت مثال زدنی پایتخت نشینان را بشنویم.

مجری تلویزیون: گذر زمان را در خیابان‌ها متوجه نمی‌شوم

قدسیه صالحی مجری تلویزیون که این شب‌ها در میادین مختلف شهر تهران و در میان مردم حضور دارد می‌گوید: مردمی که در کوچه و خیابان حضور دارند ایران و اسلام خط قرمزشان است و اینقدر این آدم‌ها با نیت پاک و اخلاص می‌آیند که انسان در میان آنها حس آرامش و غرور دارد من آدمی نیستم که یک جا بند شوم ولی این شب‌ها به راحتی چند ساعت بین مردم می‌ایستم و واقعا این حضور بشدت به انسان انرژی مثبت می‌دهد و من اصلا گذر زمان را متوجه نمی‌شوم.

فاطمه سادات کیایی خبرنگار مهر است او هم مثل خیلی از اهالی رسانه این روز‌ها را در پایتخت مانده است تا روایتگرمقاومت و ایستادگی مردمان این سرزمین باشد.

او احساسش را از تصاویری که این روز‌ها در پایتخت ایران شاهد آن است اینگونه بیان می‌کند: چیزی که این روز‌ها در خیابان‌های تهران و در اوج موشک باران دشمن صهیونیستی می‌بینم و تجربه می‌کنم دو وجه دارد اول؛ تلخی‌ها و ناراحتی‌های ناشی از شهادت و غم‌ها و داغ‌هایی که بی شک بر تن وطن باقی خواهد ماند، اما وجه دوم حماسه‌هایی در حال رقم خوردن است که جز در این سختی‌ها و شداید فرصت بروز و ظهورش نبود.

حماسه سازان این روز‌های وطن

این فعال رسانه ادامه می‌دهد: کافی است این روز‌ها سری به خیابان‌های تهران بزنید مغازه دار‌هایی را می‌بینید که صبح کرکره مغازشان را برای خدمت رسانی به مردم باز نگه میدارند. نیرو‌های بسیجی و نظامی را می‌بینید که برای امنیت مردم در سرما و گرمای هوا ایست بازرسی‌هارا خالی نمیگذارند و به حق حماسه سازان این روز‌های وطن هستند.

دیدن راننده تاکسی‌هایی که هر روز گوشه و کنار شهر بمباران شده در حال خدمت رسانی هستند و نگران مسافر‌هایی که ممکن است بدون ماشین بمانند همانقدر دلگرم کننده است که سرکار رفتن کارمند‌های وظیفه شناس ادارات.

کیایی در پاسخ به این سوالم که چه تصویری از این روز‌ها بیشتر از همه در ذهنت نقش بسته است می‌گوید: دیدن مغازه سلمونی‌ای که موج انفجار تمام شیشه هاش را شکانده بود، اما صاحب جوانش، مغازه را باز نگه داشته بود تا شهر خالی نماند به اندازه دیدن خانم‌های جوان که داوطلبانه برای نیرو‌های جهادی و نظامی پخت و پز می‌کردند برایم بی اندازه شیرین بود. افتخار میکنم کنار این مردم زندگی میکنم، جایی که اسمش ایران است و آدم‌هایی که به معنای واقعی کلمه ایرانی هستند کنارم زندگی می‌کنند.

گزارشگر تلویزیون: حضور شجاعانه و جسورانه خانواده‌ها هم خیلی برای من جالب است

زهرا چخماقی گزارش گر تلویزیون هم با ما درباره حماسه حضور مردم می‌گوید: من به خاطر شغلم میدان‌های مختلفی را تجربه کرده‌ام ولی حضور این روز‌های مردم برایم عجیب است بخصوص بچه‌ها نسل دهه ۹۰. ما چقدر باید زحمت می‌کشیدیم تا به این نسل و به این بچه‌ها عرق وطن و عرق دین را آموزش بدهیم ولی خود این جنگ و دشمن خودش ناآگاهانه این کار را انجام داد و آن چهره واقعی را به بچه‌ها نشان داد. حضور شجاعانه و جسورانه خانواده‌ها هم خیلی برای من جالب است. آدم گاهی خسته می‌شود ولی وقتی این جمعیت و این خانواده‌ها را می‌بیند احساس قدرت می‌کند.

بیعت با رهبر سوم انقلاب اسلامی و مردمی حماسه ساز

مستقیمی فعال رسانه‌ای که بار‌ها هم به عنوان خبرنگار هم یک شهروند عادی در میان مردم حضور داشته است حماسه حضور مردم به ویژه زنان ایرانی را اینطور توصیف می‌کند: از وقتی به یاد دارم اسفندماه و نوروز خیابان‌ها شلوغ بوده و به قول معروف جای سوزن انداختن در آنها پیدا نمی‌شد امسال هم همین‌طور است منتها برخلاف سال‌های قبل که خرید‌های پایان سال و نوروز خیابان‌ها را مملو از حضور مردم می‌کرد، در این روز‌های متفاوت خیابان‌های شهر به خونخواهی امام شهید و بیعت با رهبر سوم انقلاب اسلامی مملو از جمعیت است.

شهری که به خروش آمده و مردمانی که نه سرما، نه باران و نه حتی بمباران دشمن مانع از حضورشان در کف میدان نمی‌شود. از همان روز اولی که خبر شهادت قائد شهیدمان را شنیدیم با اینکه سنگین داغ جگرمان را سوزاند و بغضی غریب و خفه‌کننده بر جانمان نشست، اما این غم را در دل پنهان کردیم تا دشمن‌شاد نشویم و از همان شب اول کوچه‌ها و خیابان‌ها و مساجد شهر شدند مجلس عزای ما، البته عزایی نه از سر عجز و ناتوانی بلکه از سر عزت و اقتدار با فریاد خونخواهی و انتقام که پانزدهمین شب را هم با شکوه پشت سر گذاشته ... هر شب از بعد اذان مغرب این مساجدند که مبدأ حرکت و تجمع و حضور مردمند، مردمی که با پرچم و تصاویر امام شهید و رهبر سوم انقلاب به میدان آمده‌اند و حتی صدای جنگنده‌ها که بالاسرشان دور-دور می‌کنند هم مانع از حضورشان نمی‌شود، مردمی که با شعار «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر وطن‌فروش خائن» مرز خود را با بی‌وطنانی که چشم طمع به کمک‌های ترامپ داشتند جدا کرده و به ترامپ متوهم و نتانیاهوی جنایتکار می‌گویند برای سربلندی ایران عزیز نه‌تنها حتی نیم‌نگاهی به آنها ندارند بلکه از خدا می‌خواهند که جانشان را بگیرد.

خاکستر برآمده از ققنوس

او در پایان تاکید دارد: این شب‌ها خیابان‌های تهران به جهان و تاریخ نشان می‌دهد که داغ نه‌تنها ما را نمی‌شکند و زمین‌گیرمان نمی‌کند بلکه در مسیر آرمان و هدف مصمم‌ترمان می‌کند، این داغ مثل خاکستری است که از آن ققنوس برمی‌خیزد ...

برچسب ها: زنان تهران جنگ
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.