صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

ویرجینیا وولف و بازیگوشی ادبی در «فرش‌واتر» | نگاهی به تنها تجربه نمایشنامه‌نویسی او

  • کد خبر: ۴۰۶۰۷۷
  • ۲۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۰
ویرجینیا وولف، که بیشتر به خاطر رمان‌های مدرنیستی و تکنیک سیال ذهن شهرت دارد، با نگارش نمایشنامه «فرش‌واتر» نشان داد که توانایی خلق آثاری با طنزی خانوادگی و سبکی روایی متفاوت را نیز داراست.

به گزارش شهرآرانیوز؛ ویرجینیا وولف از برجسته‌ترین نویسندگان مدرنیست انگلیسی و از چهره‌های اصلی حلقه ادبی و فکری بلومزبری بود. او با نوآوری در روایت سیال ذهن، پرداختن به پیچیدگی‌های درونی شخصیت‌ها، و توجه ویژه به مسئله زن در جامعه مردسالار اوایل قرن بیستم، سهمی تعیین‌کننده در شکل‌گیری ادبیات مدرن داشت. رمان‌های مهمی، چون «خانم دالووی»، «به سوی فانوس دریایی»، «امواج»، «اورلاندو» و جستار معروف «اتاقی از آن خود» هر یک نقطه عطفی در ادبیات معاصر به‌شمار می‌آیند. زندگی شخصی او نیز به‌واسطه مبارزه با افسردگی و حساسیت شدید ذهنی‌اش بسیار مورد توجه پژوهشگران بوده است؛ تا آنجا که سرانجام در سال ۱۹۴۱ با خودکشی به حیات خود پایان داد.

ویرجینیا وولف در ادبیات به‌سبب رویکرد منحصربه‌فردش به روایت، شناخت ذهن انسان و ثبت تجربه زیسته شهرتی جهانی دارد. او از برجسته‌ترین نویسندگان مدرنیست است که با کنار گذاشتن روایت‌های کلاسیک و حادثه‌محور، توجه را به زندگی درونی شخصیت‌ها و کیفیت آگاهی انسانی معطوف کرد. مهم‌ترین ویژگی روایی او استفاده استادانه از تکنیک سیال ذهن است؛ شیوه‌ای که در آن داستان نه بر اساس یک خط داستانی بیرونی، بلکه بر مبنای جریان پیوسته افکار، احساسات، خاطرات و برداشت‌های لحظه‌ای شخصیت‌ها پیش می‌رود. این رویکرد در آثاری، چون «خانم دالووی» و «به‌سوی فانوس دریایی» در کامل‌ترین شکل خود دیده می‌شود.

وولف با گسستن از ساختار سنتی رمان، روایت را انعطاف‌پذیر می‌کرد؛ زمان را می‌کشاند یا فشرده می‌کرد، زاویه‌دید‌ها را تغییر می‌داد و به‌جای تمرکز بر سلسله‌ای از رویداد‌های بیرونی، دنیای درونی شخصیت‌ها را رویداد اصلی داستان می‌ساخت. توجه او به لحظه زیسته، جزئیات ظریف ادراکات و کیفیت روانی تجربه، رمان را به حوزه‌ای شاعرانه و موسیقایی نزدیک می‌کند؛ نثرش سرشار از تصاویر احساسی است که فضا را نه از طریق توصیف مستقیم، بلکه از راه نمایش ظرافت‌های آگاهی انسان می‌سازد.

در کنار نوآوری‌های فرمی، وولف نگاه انتقادی و ژرفی به وضعیت زنان در جامعه مردسالار زمانه خود داشت. او در جستار مهم «اتاقی از آنِ خود» و نیز در بسیاری از رمان‌هایش نشان می‌دهد چگونه ساختار‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آزادی و خلاقیت زنان را محدود می‌کنند. پرداختن به هویت زنانه، بدن، تجربه زیسته زنان و نقد محدودیت‌های تاریخی آنان بخشی جدانشدنی از رویکرد ادبی او است.

وولف به‌جای جست‌وجوی حقیقتی عینی و ثابت، بر حقیقت ذهنی و فردی تأکید می‌کرد. از دید او آنچه واقعیت را می‌سازد نه امور بیرونی، بلکه شیوه ادراک و نگاه هر فرد است. این باور، بنیان بسیاری از نوآوری‌های روایی او را شکل می‌دهد.

او به‌عنوان یکی از ستون‌های ادبیات مدرن، به‌سبب روایت سیال ذهن، توجه به روان انسان، زبان شاعرانه و نگاه انتقادی به وضعیت زنان در تاریخ شناخته می‌شود. آثار او همچنان از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین نمونه‌های رمان مدرن قرن بیستم به‌شمار می‌آیند.

وولف در آینه سینما و تئاتر

در سینما و تلویزیون نیز زندگی و آثار ویرجینیا وولف الهام‌بخش آثار گوناگونی بوده‌اند. مشهورترین فیلم مرتبط با زندگی او «ساعت‌ها» (۲۰۰۲) است؛ فیلمی اقتباسی از رمانی به همین نام که در بخشی از داستانش زندگی وولف را روایت می‌کند. نیکول کیدمن با نقش‌آفرینی در نقش وولف برنده اسکار شد. از میان اقتباس‌های مستقیم از آثار وولف، فیلم «اورلاندو» (۱۹۹۲) با بازی تیلدا سوینتن و فیلم «خانم دالووی» (۱۹۹۷) با بازی ونسا ردگریو جایگاه ویژه‌ای دارند. همچنین رمان «به سوی فانوس دریایی» چندین بار برای تلویزیون اقتباس شده که نسخه سال ۱۹۸۳ بی‌بی‌سی شناخته‌شده‌تر است. همچنین مستند‌هایی با محوریت زندگی و اندیشه‌های وولف ساخته شده‌اند.

نیکول کیدمن در نقش ویرجینیا وولف در فیلم سینمایی «ساعت‌ها» 

«فرش‌واتر» تنها نمایشنامه طنزآمیز ویرجینیا وولف است که در سال ۱۹۳۵ نوشته شد؛ اثری که حال‌وهوایی کاملاً متفاوت با رمان‌های مدرنیستی و جدی او دارد و بیشتر شبیه یک بازیگوشی ادبی و طنزی خانوادگی است. وولف این نمایشنامه را برای جمعی محدود از دوستان و خانواده نوشت و آن را در فضای خصوصی حلقه بلومزبری اجرا کرد. داستان در خانه جولیا مارگارت کامرون، عکاس مشهور عصر ویکتوریا و خاله وولف، در روستای فرش‌واتر می‌گذرد و با لحنی طنزآمیز و اغراق‌شده، چهره‌های هنری و فرهنگی آن دوره، از جمله تنیسون و خود کامرون، را به تصویر می‌کشد. این اثر نوعی هجو فضای بیش‌ازحد جدی هنری و روشنفکری زمانه است.

در «فرش‌واتر» برخلاف نثر شاعرانه و پیچیده رمان‌های وولف، زبانی سبکبال، کنایه‌آمیز و پر از بازی‌های کلامی دیده می‌شود. نمایشنامه سرشار از شوخی، اغراق و اشاره‌های درونی است؛ اشاره‌هایی که اعضای خانواده و نزدیکان وولف به‌خوبی درک می‌کردند. همین خصوصی‌بودن لحن و مضمون باعث شد اثر مدت‌ها بعد از مرگ وولف جدی‌تر منتشر و شناخته شود.

اهمیت «فرش‌واتر» در این است که تنها تجربه رسمی وولف در حوزه نمایشنامه‌نویسی به‌شمار می‌آید و چهره‌ای متفاوت از او ارائه می‌دهد؛ چهره‌ای طنزپرداز، بازیگوش و منتقد فضای اسطوره‌سازی هنرمندان بزرگ. برخی پژوهشگران معتقدند این نمایشنامه نوعی فاصله‌گذاری انتقادی با گذشته هنری و خانوادگی وولف است و نشان می‌دهد او چگونه با افسانه‌سازی پیرامون شخصیت‌های مشهور عصر ویکتوریا با نگاهی طنزآمیز و گاه طعنه‌آلود برخورد می‌کند.

«فرش‌واتر» اثری کوچک، اما جذاب در میان نوشته‌های وولف است؛ نمایشی که برخلاف جدیت آثار اصلی او، به‌عمد سبک غیرجدی دارد و تصویری کم‌تر شناخته‌شده از طبع شوخ و روحیه نقادانه این نویسنده بزرگ ارائه می‌کند. کتاب این نمایشنامه با نام «به سوی فرش واتر» در ایران با ترجمه یوسف نجفی جابلو و توسط انتشارات طاق، در قطع جیبی منتشر شده است.

فرش‌واتر؛ هجویه‌ای بازیگوش از ویرجینیا وولف

نمایشنامه «فرش‌واتر» در دهه ۱۸۶۰ و در روستای فرش‌واتر در جزیره وایت می‌گذرد؛ جایی که خانه جولیا مارگارت کامرون، عکاس نامدار عصر ویکتوریا، به پاتوق هنرمندان و شاعران تبدیل شده است. فضای خانه آمیخته‌ای از شلوغی، شور هنری و نوعی جدیت اغراق‌آمیز است. کامرون بی‌وقفه مشغول عکاسی از مهمانانش است و شاعر بزرگ، آلفرد تنیسون، در نزدیکی خانه زندگی می‌کند و گه‌گاه در این رفت‌وآمد‌ها حضور می‌یابد.

نمایشنامه داستان خطی و پرحادثه‌ای ندارد و بیشتر بر مجموعه‌ای از موقعیت‌های طنزآمیز و گفت‌و‌گو‌های هجوآلود استوار است. وولف در این اثر با بزرگ‌نمایی ویژگی‌های شخصیت‌ها و رفتارهایشان، فضای هنری دوره ویکتوریا را دست می‌اندازد و جدیت بیش از حد هنرمندان آن دوران را به طنز می‌گیرد. یکی از محور‌های اصلی نمایشنامه شخصیت الن تری، بازیگر جوان تئاتر است که می‌کوشد از فضای محدودکننده و خشک خانواده و محیط هنری اطرافش بگریزد و مسیر مستقل‌تری برای خود انتخاب کند. در پایان نمایشنامه، حرکت جوانان به سوی آزادی و فاصله‌گیری از فضای خشک ویکتوریایی، نوعی دگرگونی نسلی را نشان می‌دهد.

«فرش‌واتر» نخستین بار در سال ۱۹۳۵، در یک اجرای خصوصی و کوچک در جمع دوستان و اعضای حلقه بلومزبری اجرا شد و بازیگران آن عمدتاً خودِ دوستان و خانواده وولف بودند. دهه‌ها بعد، پس از انتشار متن نمایشنامه، اثر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت و در دهه ۱۹۷۰ چند اجرای دانشگاهی و تجربی از آن در بریتانیا و آمریکا روی صحنه رفت. یکی از اجرا‌های مهم عمومی در سال ۱۹۷۶ در لندن برگزار شد و این نمایش به‌تدریج به‌عنوان بخشی از میراث ادبی وولف شناخته شد.

از آن زمان تاکنون، «فرش‌واتر» بیشتر در اجرا‌های دانشگاهی، جشنواره‌ها و گروه‌های تئاتری کوچک روی صحنه رفته است، زیرا ساختار کوتاه، لحن طنزآمیز و فضای بازیگوشانه آن برای اجرا‌های تجربی مناسب است. با وجود شهرت کمتر نسبت به رمان‌های وولف، این نمایشنامه برای خوانندگان و پژوهشگران اهمیت دارد، زیرا سویه طنزپرداز، نگاه انتقادی و رویکرد هجوآمیز وولف نسبت به فضای هنری ویکتوریا و حتی نسبت به سنت هنری خانواده خودش را آشکار می‌کند.

نیویورک تایمز: «فرش واتر؛ هجویه‌ای تلخ همچون قرابه زهر»

توصیف نیویورک تایمز از «فرش‌واتر» به‌عنوان «هجویه‌ای تلخ همچون قرابه زهر» به‌خوبی دوگانگی بنیادین این نمایشنامه را آشکار می‌کند. گرچه اثر در ظاهر طنزی سبک‌بال، پر از شوخی‌های خانوادگی و موقعیت‌های کمیک است، اما در لایه‌های زیرین خود لحنی گزنده و انتقادی دارد. وولف در پسِ این خنده سطحی، نقدی عمیق به فضای فرهنگی ویکتوریایی ارائه می‌دهد؛ فضایی که در آن هنرمندان بزرگ، همچون تنیسون و حتی جولیا مارگارت کامرون، در هاله‌ای از جدیت اغراق‌آمیز و خودشیفتگی هنری قرار گرفته‌اند. طنز نمایشنامه نه برای خنداندن صرف، بلکه برای فرو ریختن این جدیت تصنعی و افشای رفتار‌های خشک و آیین‌وار آن نسل به‌کار می‌رود.

تلخی این هجو تا حد زیادی از مخالفت وولف با «اسطوره‌سازی» سرچشمه می‌گیرد؛ یعنی همان روندی که طی آن فرهنگ، از هنرمندان گذشته بت می‌سازد و هر حرکتشان را تقدیس می‌کند. وولف با کنایه و اغراق نشان می‌دهد که این اسطوره‌ها تا چه اندازه مصنوعی و حتی مضحک‌اند. از خلال همین طنز گزنده، نه‌فقط عصر ویکتوریا، بلکه خود زمانه وولف نیز آینه‌ای برای نقد پیدا می‌کند؛ انگار او هشدار می‌دهد که هر فرهنگی اگر بیش از حد خود را جدی بگیرد، دیر یا زود به سوژه خنده و هجو تبدیل خواهد شد. از این‌رو، «فرش‌واتر» در نگاه نیویورک تایمز صرفاً یک شوخی خانوادگی نیست، بلکه هجوی تلخ و بی‌پرواست که در پس ظاهر سبک خود، نقدی تیز و هوشمندانه بر سنت هنری و اسطوره‌پردازی فرهنگی ارائه می‌دهد.

منبع: ایبنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.