سعید جلائیان - 5سال از عمر دوچرخههای زرد رنگ شهر میگذرد و در این سالها هر روز دیدن آنها در حال تردد در خیابانهای شهر ناممکنتر میشود. این دوچرخهها روزی به امید کاستن ترافیک و کاهش آلودگی هوا در شهر ما گذاشته شدند اما حالا حضور آنها در ایستگاههای دوچرخه خلاصه میشود.منطقه 7 با وسعتی که دارد تنها 7 ایستگاه دوچرخه را در خود جای داده است. 3 ایستگاه در خیابان فدائیان اسلام، 2ایستگاه در خیابان جمهوری اسلامی و میدان حافظ و خیابان صبا در محله سیدی هم هر کدام یک ایستگاه، سهم اندک منطقه از 70 ایستگاه موجود در شهر مشهد است.
با نگاهی به محل قرار گرفتن همین ایستگاههای اندک چند سؤال پیش میآید. اول اینکه چرا در برخی از نقاط فاصله بین ایستگاهها تا این اندازه اندک است و در برخی محلهها بهویژه حاشیه شهر با تراکم بالای جمعیت ایستگاهی احداث نشده است؟! آیا انتخاب محل ایستگاهها برای دید تابلوهای تبلیغاتی در این مکانها بوده یا کارشناسی انجام شده است. در هر صورت اگر این طرح برای استفاده شهروندان از دوچرخه بوده است باید گفت که با شکست کامل مواجه شده و شاهد این ادعا این است که بیشتر غرفهها در روز یا مراجعهکننده ندارند و اگر هم دارند تعدادشان از انگشتان یک دست بالا نمی رود. در این گزارش تلاش کردیم به بررسی علت استقبال نکردن شهروندان این منطقه از دوچرخهها بپردازیم و مشکلاتی را که متصدیان دوچرخه در این شغل دارند، مطرح کنیم.
سرخوردگی شهروندان در روزهای اول
نکات زیادی را در شکست این طرح میتوان نام برد که به نظر اصلیترین آن دشوار بودن ثبت نام و به امانت بردن دوچرخه از غرفههاست. در ابتدای این طرح شهروندان علاقهمند به دوچرخه با اشتیاق به این غرفهها مراجعه میکردند اما به شرایط دشوار ثبتنام بر میخوردند و منصرف باز میگشتند.
احمد چمنزار، ساکن خیابان چمن و محل کار او در ابتدای خیابان فداییان اسلام است. بهره بردن از دوچرخه، تردد او را بسیار ساده میسازد. او برای ثبتنام به ایستگاه میدان بسیج مراجعه میکند اما با دیدن شرایط ثبتنام پشیمان میشود. احمد از دلایل انصراف خود میگوید: «در نزدیکی منزل و محل کار من ایستگاه دوچرخه است برای کاستن از هزینههای ترددم به غرفه میدان بسیج رفتم تا از متصدی این ایستگاه درباره شرایط عضویت سؤال کنم.» اما این اشتیاق او خیلی زود به در بسته میخورد. چمنزار ادامه میدهد:«دقیق شرایط ثبت نام را به یاد ندارم اما همین که باید سفته و ضامن میآوردم منصرف شدم و ترجیح دادم از مترو و اتوبوس استفاده کنم. راستش را بخواهید منصرف شدن من باعث مراجعه نکردن چند نفر دیگر در آن زمان شد. برادرم و چند تن از کسبه که در همسایگی من بودند نیز میخواستند بروند و شرایط ثبت نام را بپرسند که من از دشواری مراحل ثبت نام گفتم و آنها پشیمان شدند و عطای تردد با دوچرخه را به لقایش بخشیدند.»
نبود انگیزه کافی
یکی از دلایل موفقیت هر کاری همدل بودن و علاقه به انجام این شغل از سوی تیم اجرای آن است. متأسفانه بنا به ادعای برخی غرفهداران سابق ایستگاههای دوچرخه بیشتر متصدیان غرفهها از شرایط کاری خود ناراضی هستند و اگر شغل بهتری پیدا کنند این شغل را رها خواهند کرد. با یکی از متصدیان سابق غرفهها در منطقه به گفتوگو میپردازیم و او از چگونگی جذب به این شغل میگوید: « من مدرک کارشناسی دارم و مدت زیادی بیکار بودم. یکی از اقوام که خود متصدی بود به من کار در این ایستگاهها را پیشنهاد کرد. خوشحال بودم از اینکه بالاخره میتوانم سر کار بروم و جلو خانواده شرمنده بیپولیام نشوم ولی در روزی که پا به شرکت پیمانکار گذاشتم به من در همان ابتدا گفتند در 5ماه ابتدایی حقوقت نزد شرکت امانت است و حقوقی پرداخت نمیشود اما پس از آن حقوقت پرداخت خواهد شد. کسی که معرف من به این شرکت بود ادعا کرد که این جدی نیست و تنها میخواهند من را بترسانند. بعد از آن برای انجام مصاحبه وارد یک اتاق شدم. اولین جملهای که به من گفتند با خودکار روی یک کاغذی که مشخصات من روی آن تایپ شده بود، نوشتند و به من دادند تا امضایش کنم. متن آن این بود که « اگر حقوق شما برای یک ماه پرداخت نشود و هر 2 ماه به شما حقوق پرداخت شود، به زندگی شما لطمه میخورد یا خیر؟» من که این شغل را میخواستم گفتم آسیبی نمیرسد و امضا کردم. پس از آن به من گفتند از فروردین کارم را شروع کنم و بیمهام را نیز از اردیبهشت رد خواهند کرد». البته این شرایط گویا برای همه پیش نیامده بسیاری از متصدیان پس از 60روز حقوق یک ماه خود را دریافت کردند.
متصدی سابق با اشاره به مشکلاتی که در این شغل با آنها مواجه شده است، ادامه میدهد: «چند ماه بدون اینکه حقوقی بگیرم کار میکردم تا اینکه در اول تیر حقوق ماه فروردین را دریافت کردم. پس از آن حقوق اردیبهشت ماه را نیز پس از 60روز و خرداد را هم درست 2ماه بعد از حقوق اردیبهشت پرداخت کردند. متأسفانه همین پرداخت حقوق هر 2 ماه یک بار هم دوام نیاورد و پس از آن به 70 تا 80 روز رسید. حقوق پایه این شغل یک میلیون و 200هزار تومان بود که با اضافه کاری به یک میلیون و 500هزار تومان میرسید و ساعت کاری آن 10 ساعت است که برای همه 9ساعت و 30دقیقه محاسبه میشود! هر از چندگاهی بازرس به ایستگاه مراجعه میکند و اگر در ایستگاه متصدی حضور نداشته باشد 3روز از حقوق کاسته میشود. با تمام این مسائل و مشکلاتی که شرکت داشت 2بار بازرس به ایستگاه من مراجعه کرد که یک بار در سرویس بهداشتی بودم و یک بار به دلیل ترافیک چند دقیقه با تأخیر صبح سر کار رسیدم. برای هر 2بار من جریمه شدم و 6روز از حقوق من کاسته شد. اعتراض که کردم گفتند قانون شرکت این است.»او همین وضعیت را موجب استقبال نکردن مردم میداند و میگوید: « یکی از علتهای اصلی موفق نشدن این طرح نارضایتی برخی از غرفهداران از شرایط کاری است. بیشتر غرفهداران تمایلی به ادامه کار با این شرکت ندارند و تنها به اجبار در این شغل ماندند و اگر یک شغل مانند من پیدا کنند لحظهای در این کار نمیمانند. برای شرکت هم اهمیتی ندارد که کارکنانش بمانند یا بروند چون با توجه به شرایط کار در شهر نیروی زیادی در صف استخدام هستند. من و دیگر غرفهداران هر زمان تماس میگرفتیم و از چیزی شکایت میکردیم به ما یک پاسخ میدادند که اگر ناراحتی میتوانی بروی. ما حقوقت را 45روز دیگر تسویه میکنیم. البته این مدت برای من 5ماه طول کشید. 4 ماه پس از اینکه بیرون آمدم به من یک چک به تاریخ یک ماه بعد دادند و تمام معوقات من را محاسبه کردند.»او در انتها بیکیفیت بودن دوچرخهها را یکی از عوامل استقبال نکردن شهروندان بیان میکند و میافزاید:« در هفته تعداد مراجعهکنندگان من به بیش از 3نفر نمیرسید و دلیل اصلی آن هم به نظر من بیکیفیتی دوچرخههاست. این منطقه سراشیبی زیادی دارد و خیلیها به سختی میتوانند با دوچرخه به مقصد خود بروند. البته مکان ایستگاهها به هیچ عنوان جالب نیست.»
دوچرخههای قراضه
همانطور که غرفهدار سابق ایستگاه دوچرخه گفت بیکیفیتی دوچرخهها یکی از علتهای اصلی استقبال نکردن شهروندان است. بخش عمده خیابانهای منطقه 7
دارای شیب تندی هستند و تردد در مسیر سربالایی با این دوچرخههای تک دنده کار بسیار دشواری است. جدا از این نکته هر روز از کیفیت دوچرخهها کاسته و به تعداد دوچرخههای معیوب در ایستگاهها افزوده میشود.
محمد یکی از استفاده کنندگان دائم این دوچرخهها بوده اما مدتی است که به جای تردد با دوچرخه از تاکسیهای اینترنتی برای رفت و آمد به محل کارش استفاده میکند. او دلیل این کار را کیفیت پایین دوچرخهها بیان میکند و میگوید:« اگر دوچرخهها دندهای بودند خیلیها استقبال میکردند. بیشتر این دوچرخهها بیکیفیت و دارای مشکلاتی هستند که اصلیترینش تاب داشتن چرخها و گیر کردن مدام آنها به ترمزهاست.»
محمد که مدتی است پا بر رکاب دوچرخههای زرد رنگ ننهاده دلیل آن را نقصهای فنی دوچرخهها بیان میکند و ادامه میدهد: «آخرین باری که سوار یکی از دوچرخهها شدم یک مسیر سرپایینی را طی میکردم که متوجه شدم دوچرخه ترمز ندارد. آن روز چند بار نزدیک بود تصادف کنم که دوچرخه را به اولین ایستگاه تحویل دادم و از خیر استفاده گذشتم».
اطلاعرسانی ناکافی
آگاهی نداشتن مردم از چگونگی ثبتنام و روش بهره بردن از دوچرخهها را میتوان از دیگر عوامل خاک خوردن دوچرخههای زرد رنگ در ایستگاهها دانست. سینا جلالیان یکی از افرادی است که از ابتدای آغاز به کار این طرح از دوچرخهها برای تردد خود استفاده میکند. او اطلاع نداشتن شهروندان را عامل اصلی ماندن دوچرخهها در ایستگاهها میداند و میگوید:« هر بار که با این دوچرخهها در حال تردد هستم چند نفر از من سؤالاتی درباره شرایط ثبتنام و هزینه کرایه کردن دوچرخهها میپرسند. این یعنی اغلب مردم نمیدانند.»
جلالیان ادامه میدهد:« من مطمئن هستم اگر ثبتنام کمی سادهتر شود و شهروندان از شرایط آن مطلع شوند، افرادی که سوار این دوچرخهها میشوند چندین برابر خواهند شد.»وی از حضور نیافتن غرفهدار که موجب تعطیلی آن ایستگاهها میشود، گله و بیان میکند:
« یکی از انتقادهایی که من به این شرکت وارد میدانم مرخصی رفتن غرفهداران است که موجب تعطیلی ایستگاه میشود. بارها برای من پیش آمده از یک ایستگاه دوچرخه گرفتم و به مقصد که رسیدم، مشاهده کردم ایستگاه دوچرخه تعطیل است. چندین بار که بسیار هم عجله داشتم مجبور شدم مسافت زیادی را طی کنم تا به ایستگاه دیگری برسم. ای کاش اگر قرار است کسی به مرخصی برود شرکت یک نفر را به جای او به ایستگاه میفرستاد و یا اعلام میکردند تا زمانی که از مبدأ دوچرخه میگیریم وقتی میپرسند مقصدت کجاست آنها بگویند آن ایستگاه تعطیل است.»او در انتها به امکان نداشتن استفاده بانوان از این دوچرخهها اشاره میکند و میافزاید:«تا جایی که من میدانم قانونی برای استفاده نکردن بانوان از دوچرخه وجود ندارد. به عقیده من اگر شرایطی برای استفاده بانوان از این دوچرخهها فراهم شود و آنها میتوانستند از این دوچرخهها استفاده کنند، دیگر شاهد خاک خوردن دوچرخهها در ایستگاهها نبودیم. مطمئن باشید حتی یک دوچرخه معیوب هم در ایستگاهها باقی نمیماند و مردم برای استفاده از آن صف میکشیدند.»
کمبود و نبود ایستگاه در محلههای پرتردد
میتوان نبود ایستگاه دوچرخه در برخی محلههای پرتردد و کم برخوردار را در کنار دیگر عوامل از علل دیگر شکست این طرح در منطقه دانست. خیابان 17 شهریور با آن همه مراکز خریدی که در آن واقع است هیچ سهمی از ایستگاه دوچرخه ندارد. چند هزار نفر در بازار رضا و مراکز خرید میدان 17شهریور کار میکنند. بیشتر این افراد تنها فروشنده و در فروشگاهها مشغول به کار هستند. این افراد دارای وضعیت مالی متوسط و رو به پایینی هستند. این فروشندهها حداقل در روز دو بار در خیابان پر ازدحام هفده شهریور تردد میکنند و نقش زیادی در حجم ترافیک این خیابان دارند. بیشتر آنها با مترو به چهارراه نخریسی و پس از آن با تاکسیهای خطی به میدان هفده شهریور میروند. این امکان وجود دارد که اگر یک ایستگاه در میدان هفده شهریور احداث شود به شرط اطلاعرسانی کافی، آن ایستگاه پرترددترین ایستگاه دوچرخه در شهر شود.امیر ریاضی، یکی از کسبه بازار رضا، است که در گذشته با دوچرخه شخصی خود به محل کارش در بازار رضا میرفت اما بعد از سرقت دوچرخهاش با خودرو شخصی و در ایامی که زائران به مشهد میآیند و جای پارک به سختی پیدا میشود با وسایل عمومی به بازار رضا میرود. او با گلایه از افرادی که مسئول انتخاب محل ایستگاههای دوچرخه در شهر بودند، میگوید: «من تا سال گذشته با دوچرخه شخصی خود به بازار رضا میآمدم. اگر در نزدیکی بازار رضا یا میدان هفده شهریور یک ایستگاه دوچرخه میبود من با دوچرخه خودم نمیآمدم و دوچرخهام سرقت نمیشد.»
ریاضی که در محله سیدی ساکن است هر روز باید مدت زیادی در ترافیک سپری کند تا به محل کار خود برسد. او با اشاره به این موضوع ادامه میدهد: «من ساکن خیابان قائم محله سیدی هستم و هر روز برای رفت و آمدم زمان زیادی از دست میدهم. سؤال من از مسئولانی که این ایستگاهها را
راه اندازی کردند این است چرا در محله سیدی تنها یک ایستگاه احداث کردند آن هم در انتهای بولوار صبا؟ بسیاری از کسبه مانند من ساکن سیدی هستند و هر روز زمان زیادی در ترافیک این محله، خیابان کوشش و هفده شهریور از دست میدهند و تازه پس از آن به دنبال جای پارک میگردند. اگر ایستگاه در خیابان قائم یا کوشش احداث شود و در میدان هفده شهریور هم یک ایستگاه راهاندازی شود قول میدهم به علاوه خودم افراد زیادی را برای استفاده از دوچرخه ترغیب کنم. مطمئن هستم بسیاری از شهروندان محله سیدی حتی با شیب زیاد خیابانهای این محله حداقل برای صرفه جویی در هزینههای تردد خود از دوچرخه استقبال میکنند. نه فقط محله سیدی بلکه در تمام محلههای کم برخوردار اگر ایستگاه ایجاد شود و اطلاعرسانی درستی انجام شود، مردم استفاده خواهند کرد.»
تقاضای پارک در ایستگاه دوچرخه
ریاضی در انتها با ارائه پیشنهادی میافزاید:« اگر بشود در ایستگاهها مردم دوچرخههای خود را به امانت بگذارند بار سنگینی از روی دوش دوچرخه سوارها برداشته میشود و مردم با خیال آسوده دوچرخههای خود را به مسئولان غرفهها میسپارند و به کار خود میروند. حتی میشود در ازای این کار پولی دریافت کنند تا صرفه اقتصادی هم برای آنها داشته باشد.»از علتهای دیگر استقبال نکردن شهروندان مشهدی از دوچرخهها؛ کمبود مسیر دوچرخه در شهر است که اگر افرادی که این اعتقاد را دارند ساعتی در مسیرهای دوچرخه تردد کنند متوجه میشوند این مسیرها مورد استفاده اغلب دوچرخهسواران قرار نمیگیرد چرا که آنها به دلیل موانع متعددی که در بیشتر این مسیرها قرار دارد، نمیتوانند سرعت بگیرند و مدام مجبور به ترک این مسیر و بازگشت به خیابان میشوند. مجید اصغری، دوچرخه سوار میانسال منطقه، که با وسیله نقلیه خود بارها به سفر رفته است در اینباره میگوید:« از مسیرهای دوچرخه نمیتوان تردد کرد. بهویژه در خیابانهای امام رضا و جمهوری اسلامی که آنقدر در مسیر موانع وجود دارد که گویا همه به جز راکب دوچرخه از آن سهم دارند. به نظر من باید به جای صرف هزینه برای ایجاد مسیر در پیادهرو خیابانها را برای تردد دوچرخهها امن کنیم چرا که حضور دوچرخهها در خیابان موجب تشویق مردم به استفاده از آن میشود.»
اصغری با اشاره به دوچرخههای زرد رنگ میگوید: « باید کارشناسی شود تا علت استقبال نکردن مردم مشخص شود. من سوار این دوچرخهها شدم، برای مسافتهای کوتاه و خیابانهای پرتردد بسیار خوب هستند اما برای مسافتهای دور به هیچ عنوان کارایی ندارد». او در انتها با بیان پیشنهادی میافزاید: اگر بخواهیم فرهنگ دوچرخه را در میان شهروندان ترویج کنیم به وجود این دوچرخهها نیاز داریم. من پیشنهادی برای مسئولان این شرکت دارم و آن این است که پس از باز شدن مدارس به آنجا بروند و از دانشآموزان رایگان ثبتنام کنند. آنها را تشویق کنند برای رفت و آمد و یا حتی بازی از این دوچرخهها استفاده کنند، خواهیم دید که با این کار چه تحولی شاهد خواهیم بود.»
شراکت پیمانکار با متصدیان
پس از شنیدن این سخنان با یوسفی، مدیر عامل شرکت پیمانکار که تنها 3ماه از تصدی او در این پست میگذرد به گفتوگو میپردازیم. او در ابتدای کارش به مشکلات فراوانی برخورده و سعی خود را بر کاستن از آنها متمرکز کرده است. یوسفی در ابتدا به وضعیت پرداخت حقوق متصدیان ایستگاهها میپردازد و با رد اینکه متصدیان ایستگاهها در 5ماه اول کاری خود حقوقی نمیگیرند، میگوید:« این موضوع صحت ندارد تنها در یک بازه زمانی در گذشته شرکت مشکل نقدینگی داشت و 4ماه حقوق کارکنان به تعویق افتاد. از زمانی هم که من مدیرعامل این شرکت شدم تلاش کردم معوقات گذشته متصدیان را پرداخت کنم. از همین رو در 3ماه اخیر ما حقوق 4ماه را پرداخت کردیم و اکنون تلاش میکنیم مشکل بیمههای متصدیان را حل کنیم.»
یوسفی به برنامه این شرکت برای رونق بیشتر و انگیزه بخشی به متصدیان غرفهها خبر میدهد و بیان میکند:« متصدیان ما تنها در غرفهها مینشینند. اگر مراجعهکننده برای ثبتنام به ایستگاه برود به او یک فرم ثبتنام تحویل میدهند یا دوچرخه را تحویل میدهند و دریافت میکنند. برنامهای که ما برای متصدیان داریم این است که آنها را در سود شریک کنیم. اگر ما آنها را در سود شریک کنیم با انگیزه بیشتری کار خواهند کرد تا درآمد بیشتری داشته باشند.»
مدیرعامل شرکت پیمانکار احتمال افزایش غرفهها در شرایط فعلی را منتفی میداند و ادامه میدهد:« اکنون 70 ایستگاه ما در پشت شاخههای درختان محصور هستند و دید چندانی ندارند. این یعنی تابلوهای تبلیغاتی ما کمتر دیده میشوند. با این شرایط راه اندازی ایستگاه جدید که در آینده به وسیله درختان محصور میشوند برای ما توجیه اقتصادی ندارد و باعث خسارت ما میشود.»
او در ادامه به بیان شرایط ثبتنام و کرایه این دوچرخهها میپردازد و میگوید:« روش ثبتنام تنها با مراجعه حضوری شهروندان به ایستگاهها و تکمیل مدارک ثبت نامی است که متصدی در اختیار شهروندان رایگان قرار خواهد داد. برای سادهتر شدن کار شهروندان حتی سفته مورد نیاز را ما از قبل خریداری کردیم و آن را رایگان در اختیار متقاضیان قرار میدهیم. سپس متقاضیان میتوانند از این دوچرخهها که کرایه هر یک ساعت آن تنها 200تومان است برای تردد بهره ببرند.» با وجود اینکه مدیرعامل سابق این شرکت آخرین آمار دوچرخههای سرقتی را بیش از 300 عدد اعلام کرده بود، مدیرعامل جدید این رقم را بسیار بیش از این عدد بیان و اظهار میکند: «از حدود 1700 دوچرخه ما حدود 500دوچرخه همچنان به ایستگاهها بازنگشته است. ما نمیخواهیم باری بر دوش قوه قضاییه باشیم اما تنها راه بازگشت این دوچرخهها همان سفتههایی است که در زمان ثبت نام به وسیله متقاضیان پر میشود.» او در انتها شناخت مردم از ایستگاههای دوچرخه را کافی میداند و میافزاید: «ایستگاههای دوچرخه برای شهروندان جا افتاده است اما با این حال تنها راه موفقیت این طرح حمایت شهرداری از آن است. اگر از ما حمایتی نشود هر حرکتی به وسیله ما برای موفقیت و استفاده بیشتر شهروندان از دوچرخهها انجام بگیرد با شکست مواجه خواهد شد. ما اعلام کردیم در صورت همکاری شهرداری در ماه 20دوچرخه جدید و استاندارد را با دوچرخههای موجود تعویض خواهیم کرد.»