صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

نجیب بارور: عاطفه انسانی در شکل‌گیری پیام‌های فرهنگی نقش دارد | توجه رهبر شهید به زبان فارسی، چیزی بیشتر از بها دادن به آن بود

  • کد خبر: ۴۰۸۵۲۱
  • ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۱
شاعر نام آشنای افغانستانی در رابطه با احساسی که در زمان سرودن شعر برای رهبر شهید داشت، گفت: این عاطفه انسانی است که در شکل‌گیری پیام‌های فرهنگی نقش دارند. طبیعتاً احساساتی که باعث شد، این سروده را بنویسم، آن حس غروری بود که برای همه ایرانی تبار‌ها و فارسی زبانان در این جنگ رخ داده بود.

زهره هاشمی | شهرآرانیوز، نجیب بارور شاعر افغانستانی، چندی پیش و در جریان حمله آمریکایی صهیونیستی به خاک کشورمان، شعری برای ایران سرود که توجه مخاطبان را به خود جلب کرد. این شاعر نامور در مناسبت‌های مختلف دیگر هم اشعاری با مضمون ایران سروده و در جریان دیداری که با رهبر شهید داشته، در حضور ایشان به خوانش شعر پرداخته است. گفتگوی شهرآرانیوز با این شاعر نام آشنای افغانستانی را در ادامه بخوانید:

جناب بارور چه جرقه یا احساسی باعث سرودن این شعر شد؟

ابتدا به روح شهدای جنگ آزادی ایران و جنگ دفاع از ساحت مقدس ایران زمین، برای تمام رفتگان و زخمی‌ها و آسیب‌دیدگان، از خداوند متعال طلب اجر و پاداش می‌کنم.

ببینید ما در یک جغرافیای مشترک فرهنگی زندگی می‌کنیم که در درازنای تاریخ روزگاری خانه مشترک همه اهالی فارسی زبان بوده است. خب این تکه‌پارچه شدگی‌هایی که در اثر کشمکش‌های سیاسی انجام شده شاید کشور‌های ما را به عنوان کشور‌های مستقلی از هم جدا کرده باشد ولی احساسات و حوادث و دلبستگی‌هایی که در این جغرافیای مشترک در دو سوی مرز و در سه سوی مرز و گاه در چندین سوی مرز وجود دارد، اینها تابع قواعد سیاسی و حقوقی نیستند بلکه تابع عواطف انسانی ما هستند و من به عنوان یک انسان حتی اگر نجیب بارور نمی‌بودم، حتی اگر شاعر نمی‌بودم، حتی اگر به همگرایی در میان ملت‌های فارسی زبان عشق نمی‌ورزیدم، باز هم از این ایستادگی انسانی و با شرف در یک جنگ نامتوازن و نابرابر که از همه‌سو ایران را در محاصره قرار داده‌اند، چه از طریق کشور‌های همسایه و چه از طریق جوامع به اصطلاح شیخ‌نشین عربی و از طریق اسرائیل و آمریکا و اتحادیه اروپا فشار‌های مضاعفی که بر یک جامعه فرهنگی و تمدنی آورده می‌شود نه تنها برای من فارسی‌زبان که برای همه انسان‌های آزاده در هر کجای جهان قابل پذیرش نیست و برای همین است که ما ندای هم‌صدایی خودمان را با مردم ایران بلند می‌کنیم.

زمانی که این اثر را سرودید، چه احساسی در درون شما غالب بود؟ آیا این یک واکنش عاطفی بود یا یک تصمیم آگاهانه برای رساندن پیامی خاص؟

ببینید؛ شعر درواقع در طول تاریخ عامل یک پیام اجتماعی بوده که یک کارکرد هدفمند فرهنگی هم دارد؛ یعنی ما در گذشته‌ها شاعرانی داشتیم که در مواقع و مقاطع دشوار تلاش کردند که هم‌صدایی خودشان را ابراز کنند. من به عنوان یک نویسنده و شاعر که در جامعه امروز دنیا زندگی می‌کنم، آنچه که برای من به عنوان یک اصل انسانی پذیرفته شده است، باعث می‌شود که من در مواقع حساس در کنار آنهایی قرار بگیرم که از مستضعفین و از آدم‌های بی‌دفاع به دفاع برمی‌خیزند.

جامعه ایرانی این را ثابت کرد که این جامعه شکننده نیست

این عاطفه انسانی است که در شکل‌گیری پیام‌های فرهنگی و آن پیام‌هایی که هدفمندانه سروده می‌شوند نقش دارند. البته که بنده بنابر تعلق دانش‌آموختگی که در حوزه علوم سیاسی هم دارم گاه باعث می‌شود که نگاه‌هایی که داریم را هم در قالب شعر و هم در قالب فرهنگ بیان کنیم. طبیعتاً احساساتی که باعث شد این سروده را بنویسم، آن حس غروری بود که برای همه ایرانی تبار‌ها و فارسی زبانان در این جنگ رخ داده بود. این شعر از روی مأیوس بودن نیست، هر چند ما خیلی از آدم‌های شایسته‌ای از جمله رهبر فقید انقلاب اسلامی را در این جنگ از دست دادیم ولی در کنار آن اتحاد جامعه ایرانی و اتحاد انسان‌های عدالت‌خواه را داشتیم و آن طرف قضیه این چهره سیاسی آمریکا که هروقت اراده می‌کرد بر هر جامعه‌ای یورش می‌برد، جامعه ایرانی این را ثابت کرد که این جامعه شکننده نیست و این جامعه حتی در برابر غول‌های سیاسی مثل آمریکا هم می‌ایستد و از حیثیت سیاسی و استقلال سیاسی خودش دفاع می‌کند. اینها باعث می‌شود که پیام‌های فرهنگی و مخصوصاً شعر‌های هدفمند و خوبی شکل بگیرند که من امیدوار هستم در سرودن این شعر کوتاهی نکرده باشم.

آیا فکر می‌کنید نسل جدید هنرمندان در افغانستان و ایران، همان پیوند عمیقی را که در اشعار شاعران قدیمی می‌بینیم، در آثار خود تجربه می‌کنند؟

طبیعتاً امیدی که ما داریم این است که در حوزه فرهنگ و مخصوصاً در گفت‌و‌گو‌های فرهنگی، علایق و سلایقی که بین هنرمندان و نویسندگان و شاعران و اهالی خبره وجود دارد یک پیوند معنادار مبتنی بر شناخت یکدیگر باشد. یعنی به همان اندازه که دلبستگی جامعه فارسی زبان تاجیکستان و سمرقند و بخارا و هرات و بلخ و جا‌های دیگر به ایران وجود دارد در جمع اهالی فرهیخته ایرانی هم این تعلق دوجانبه وجود دارد و ابراز می‌شود.

اما آنگونه که انتظار می‌رود که ما به شناخت یکدیگر و به پیوند‌های عمیقی که این جوامع انسانی را شکل می‌دهد رسیده باشیم، من به عنوان کسی که در این حوزه سال‌ها تلاش کرده‌ام، با ناامیدی باید بگویم که نه، ما در اهداف بلندمدت استراتژیک خود هیچ دریچه‌ای را نتوانستیم باز بکنیم که در آن اهالی فرهنگی و فکری جغرافیای فارسی بتوانند آزادانه با همدیگر رفت‌وآمد و تبادل‎نظر کنند.

امروز شما می‌بینید که شرایط سیاسی که در جو آسیای میانه حاکم است و یک بخشی از جغرافیای فرهنگی ایران قدیم در ذیل جهان روسی‌شدگی آسیای میانه مدغن شده، افغانستان هم که به عنوان دو تا از ابرشهر‌های مهم خراسان قدیم، بلخ و هرات امروز در یک آشوب سیاسی جنگ به سر می‌برد و ایران هم که همواره در کشاکش بین‌المللی با رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است، من احساس می‌کنم که فرصت یک برنامه‌ریزی منسجم و مهم و تشکیل دادن حتی یک اتحادیه فرهنگی بین فارسی‌زبانان مخصوصاً سه چهار قلمرو جغرافیایی ایران قدیم به وجود نیامده است. هرچند که ما تلاش‌هایی هم داشته‌ایم.

نهاد‌هایی هستند که ذیل عناوینی مثل فرهنگستان ادب فارسی و اینها فعالیت می‌کنند و هدفشان هم به نظر من این است که بتوانند اهالی فرهنگی و فارسی را محوریت بدهند، ولی اینها در حد یک تشریفات سیاسی هستند نه نهاد‌های مهمی که بتوانند مثلاً خبرگان و فرهنگیان و شاعران و نویسندگان جوامع ما را پیوند بدهند. حتی من شک دارم که نهاد‌ها توانسته باشند نسل امروز فرهنگی و فکری جغرافیای فارسی را کشف و از آنها حمایت کرده و در پرورش و تربیت آنها سهمی ادا کرده باشند؛ بنابراین من آنگونه که فکر می‌کردم، آنگونه که آرمان فرهنگی داشتیم، متأسفانه در هیچ کجای این جغرافیای فارسی ما به این آرزو و آرمان که بتوانیم بر ریشه‌های مشترک و بر پیوند‌های عمیق فرهنگی دست بزنیم و دست‌یازیم نرسیدیم.

ایران واقعاً ایستادگی کرد

بعد از انتشار این اثر، چه واکنشی از سوی مخاطبان (افغانستانی و ایرانی) دریافت کردید؟

البته این چیز تازه‌ای نیست. من در مواقع گوناگون از سال‌ها قبل، شاید از ۱۰ _ ۱۲ سال قبل، حوادث سیاسی منطقه را دنبال کرده‌ام و در مقاطع گوناگون تاریخی واکنش‌هایی نسبت به مسائل داشته‌ام که اکثر شعر‌های من در محوریت ایران‌گرایی و فارسی‌گرایی است و من همیشه با این جو به اصطلاح مخاطب و تلاطمی که در این امواج وجود داشته مواجه بودم. گاه ما را متهم به ایران‌گرایی می‌کنند، گاه با برچسب‌های جاسوس و امثالهم خطاب قرار می‌دهند، ولی مخصوصاً در این مورد که امروز برای جهان و منطقه ثابت شده که پایمردی مردم ایران در برابر تجاوز آشکار، شاخ این گاوسوار دزد دریایی را شکسته این یک امیدی نه تنها برای جوامع فارسی‌زبان است که برای جوامع غیر فارسی‌زبان هم شده، یعنی ما در بازخوردی که از مخاطبینی که برای این شعر مخصوصاً داشتند، حتی آنهایی که حتی با ما مخالف بودند هم آمدند و اعتراف کردند که بله ایران واقعاً ایستادگی کرد.

من یک زمانی در محضر حضرت شهید آیت‌الله خامنه‌ای شعر خوانده بودم که بازخورد‌های بسیار عجیب و غریبی در رسانه‌های بین‌المللی و در محیط اجتماعی افغانستان داشت که خیلی‌ها به مخالفت پرداختند، خیلی‌ها هم موافقت کردند، اما این‌بار می‌دیدم که همان مخاطبینی که در آن زمان حرف‌های کلیشه‌ای می‌زدند، آمدند اعتراف کردند و گفتند بله آقای خامنه‌ای واقعاً در حد یک رهبر فرهیخته اسلامی و ایرانی بود.

این یعنی یک جهش و یک تغییر افکار عمومی شکل گرفته که اینها در محور ایران‌گرایی و در محور وحدت اسلامی به نظر من بسیار مفید بوده است.

گرایش رهبر شهید به فرهنگ فارسی مرا شیفته شخصیت ایشان کرد

شما در صحبت‌هایتان به دیداری که با رهبر شهید داشتید اشاره کردید، مهم‌ترین چیزی که از آن دیدار در ذهن دارید، چیست؟

من در آن زمان که به دیدار ایشان رفته بودم، گرایشی که شخص جنابعالی‌شان به فرهنگ فارسی داشتند، مرا شیفته شخصیتشان کرد. اینکه یک رهبری مثل ایشان در برهه خیلی از چالش‌های سیاسی، توجه دارند به اینکه بیایند و در خدمت شاعران قرار بگیرند و شعر‌های شاعران را بشنوند، این خودش به نوعی امیدوارکننده بود. اما وقتی به آنجا رفتم و ایشان در پایان مجلس در مورد ادبیات فارسی صحبت کردند، من دیدم تصوری که از ایشان داشتم که فکر می‌کردم به زبان فارسی بها می‌دهند، چیزی بیشتر از بها دادن برای فارسی بود که ایشان در مورد اتفاق‌های ادبی و فرهنگی صحبت‌های خیلی مفید و کارشناسانه‌ای انجام دادند که من احساس می‌کردم در پای صحبت‌های یک پرفسور زبان و ادبیات در یک دانشگاه نشسته‌ام که برای من در مورد اهمیت فرهنگی و زبانی سخنرانی می‌کنند.

در آن جلسه من یادم است که از ترجمه‌های مقابل زبان فارسی و عربی سخن گفتند. گفتند که ما باید فضای فارسی را بیشتر به عربی ترجمه کنیم و فضای عربی را بیشتر به فارسی ترجمه کنیم و تمرکز عمیقی داشتند روی اینکه ما محیط‌های جداگانه‌ای که بین عربی و فارسی هست را با ترجمه‌های فی‌المثل نزدیک‌تر کنیم.

اینها از نظر زبان‌شناسی و از نظر آدم‌هایی که به فرهنگ بها می‌دهند چیز‌های خیلی عمیقی هستند. اینها در مخیله یک رهبر به اصطلاح نظامی سیاسی اسلامی نمی‌رود، ولی آقای خامنه‌ای به عنوان یک رهبر سیاسی، و یک پیشوای اسلامی در حوزه ادبیات هم مثل یک شاعر آگاه و مثل یک نویسنده جدی عمل می‌کردند که برای من قابل شگفتی بود. در این جلسه من خیلی از این صحبت‌ها انگیزه گرفتم.

رهبر شهید انقلاب اسلامی به جامعه افغانستان به عنوان یک جامعه برادر نگاه می‌کردند

به نظر شما جایگاه افغانستان در نگاه رهبر شهید چطور بود؟

بحث کلی افغانستان به عنوان یک جغرافیای سیاسی که در آنجا علاوه بر قومیت‌هایی که وجود دارد، یک فضای مختلف فرهنگی هم هست، که مخصوصاً رهبر انقلاب اسلامی به جامعه افغانستان به عنوان یک جامعه برادر نگاه می‌کردند و مخصوصاً به جوامع فارسی زبان افغانستان و به جوامع شیعی افغانستان نه‌تنها که یک نگاه سیاسی و کشوری بوده که یک نگاه خیلی عمیق برادرانه بوده و از سال‌های گذشته تحت سیادت ایشان برنامه‌هایی در وصلت این جوامع گوناگون وجود داشته است. یعنی شاید بتوان ادعا کرد که افغانستان تنها کشوری بوده در این محیط ماحول که از آنجا احساس خطر نکرده‌اند.

ما می‌بینیم که مسائل جنایی و تروریستی و هر چیز دیگری که هست از سمت پاکستان و بلوچستان و جا‌های دیگر وارد ایران می‌شود ولی افغانستان این جامعه و این کشور را مثل جغرافیا و خاک خود خودش می‌داند و در افغانستان هر گروه سیاسی و حتی زمانی هم که آمریکایی‌ها در افغانستان بودند، می‌فهمیدند که آنهایی که در قدرت با آمریکایی‌ها شریک هستند، کمترین تحرک سیاسی علیه ایران را نمی‎پذیرند و این خودش نشان‎دهنده یک وصلت سیاسی و جغرافیایی و یک پیوند عمیق فرهنگی و ادبی است که بین شعرا و نویسندگان و سیاسیون افغانستان وجود دارد. ولی نگاه جناب آیت الله خامنه‌ای نسبت به افغانستان نگاه خیلی عمیقی بوده که در سخنرانی‌های گوناگون در آن ابراز شده و علاوه بر اینکه در سخنرانی‌های خود از این وصلت‌ها یاد کرده و در مورد مردم افغانستان و در مورد پیوند مذاهب صحبت کرده و در مورد اینکه با حنفی مذهب‌های افغانستان از نظر فکری، اهالی تشیع خیلی نزدیکی‌هایی دارند.

در عملکرد سیاسی حکومت‌های ایران هم ما می‌بینیم که توجهاتی وجود داشته که من امیدوار هستم بیشتر و بهتر شود تا این روابط سیاسی، تجاری و جغرافیایی به یک روابط همسایگی برادرانه، عمیق، پیونددار و معنادار برسد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.