صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

پیشکسوت ابومسلم این روزها با عشق به لباس مشکی‌وقرمزش زندگی می‌کند | گنجینه پیراهن‌های شکری

  • کد خبر: ۴۱۲۳۰۲
  • ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
گفت‌وگوی شهرآراورزشی با رمضان شکری، پیشکسوت دهه ۷۰ و ۸۰ ابومسلم که عرق و علاقه خاصی به پیراهن‌هایش در دوران حضور در این باشگاه دارد و حتی شب‌ها با آنها می‌خوابد، درباره «قصه پیراهن» است؛ قصه «پیراهن ابومسلم».
مرتضی اخوان
خبرنگار مرتضی اخوان

به گزارش شهرآرانیوز؛ از ماشین که پیاده می‌شود، چمدان مسافرتی قدیمی را از صندوق‌عقب درمی‌آورد، دسته‌اش را باز می‌کند و چرخ‌های چمدان کهنه را روی زمین می‌کشد. چمدان مشکی ورزشی که روی آن نشان و نام قرمزوسفید ابومسلم خراسان نقش بسته است. نوستالژی چمدان همه خیابان را برمی‌‎دارد. چشمان عابران پیاده‌ای که از کنارمان رد می‌شوند، برق می‌زند.

زیر لب و در گوش هم نجوایی می‌‎کنند و فقط «ابومسلم» ش را می‌شنویم. گویا از تماشای چمدان قدیمی پیشکسوت سال‌های نه‌چندان دور ابومسلم به شعف آمده‌اند. بی‌گمان آنها هم می‌دانند داخل این چمدان یک‌دو جین لباس و پیراهن خاطره‌انگیز است؛ پیراهن‌هایی از دل تاریخ بزرگ‌ترین باشگاه فوتبال مشهد، ابومسلم خراسان که سال‌ها بر تن رمضان شکری رفته و حالا خاطرات و نوستالژی دوران فوتبال حرفه‌ای اوست.

گفت‌وگوی شهرآراورزشی با رمضان شکری، پیشکسوت دهه ۷۰ و ۸۰ ابومسلم که عرق و علاقه خاصی به پیراهن‌هایش در دوران حضور در این باشگاه دارد و حتی شب‌ها با آنها می‌خوابد، درباره «قصه پیراهن» است؛ قصه «پیراهن ابومسلم».

وقتی می‌گوییم «پیراهن»!

رمضان شکری یک چشم به ما دارد و یک چشم به پیراهن‌های قدیمی‌اش در ابومسلم که روی میز چیده شده است و عکاس از آنها تصویربرداری می‌کند. شاید بغضی ریز گلویش را می‌فشارد. وقتی می‌گوییم «پیراهن»، بی‌درنگ می‌گوید: ما متعلق به نسلی هستیم که برای رسیدن به یک پیراهن خیلی زحمت می‌کشیدیم. شاید امروز در دنیای حرفه‌‎ای فوتبال مسئله «پیراهن» خیلی جدی نباشد و بگویند به‌هرحال بازیکن حرفه‌ای از یک باشگاه به باشگاه دیگر می‌رود، اما آن موقع ما برای رسیدن به یک پیراهن جان می‌کندیم.

هویت راه‌راه مشکی‌وقرمز

حرف‌هایش را قطع می‌کنیم. می‌گوییم «ابومسلم» و باز قصیده‌ای پرحرارت برایمان دارد: «پیراهن ابومسلم برای ما همه‌چیز بود. پیراهن راه‌راه مشکی‌قرمز ابومسلم برای ما یک رؤیا بود. دوست داشتیم بیاییم و به آن برسیم و وقتی به آن می‌رسیدیم، دیگر آن یک پیراهن عادی نبود. سال اول که مرحوم جهانگیر زنده‌دل و علیرضا گیل‌عرب در خانه‌مان آمدند و گفتند به ابومسلم بیا، همین‌که پیراهن ابومسلم را دیدم، تنم لرزید. آن موقع بازیکن پیام بودم، اما ابومسلم...»

با احترام؛ فقط مشکی

«آن موقع بازیکن پیام بودم، اما ابومسلم برایم چیز دیگری بود. من به همه پیشکسوتان و رفیقانم در همه تیم‌ها احترام می‌گذارم، اما ابومسلم برای همه یک چیز دیگر بود.» اینها را که می‌گوید، اضافه می‌کند: پیراهن ابومسلم را که دستم دادند، دست‌وپایم شل شد.

همه تیم‌های فوتبال مشهد جای خود را دارند، اما واقعیت آن است که جایگاه ابومسلم در فوتبال مشهد متفاوت بود. سقف فوتبال مشهد، ابومسلم بود. در فوتبال مشهد همه یا دوست داشتند با ابومسلم باشند، یا اگر به ابومسلم نمی‌رسیدند، می‌خواستند مقابلش بایستند. ابومسلم هنوز هم طرف‌دار دارد و هویت فوتبال این شهر است.

بومی‌های عاشق یک پیراهن

رمضان شکری مسئله بومی‌بودن را در عرق به پیراهن بسیار مهم می‌داند. او می‌گوید: در گذشته بازیکن غیربومی خیلی کم در فوتبال بود و بازیکنان تیم‌ها بیشترشان بومی شهر خودشان بودند. همین عامل مؤثری بود تا بازیکنان به پیراهن تیمشان عرق داشته باشند. الان بازیکنان غیربومی زیادی به تیم‌ها می‌آیند و طبیعی است که به آن پیراهن عرق و علاقه خاصی نداشته باشند و فقط یک بازیکن حرفه‌ای باشند.

راه‌راه آ‌ث‌میلانی؛ نوستالژی جهانی!

پیشکسوت ابومسلم نمی‌تواند میان پیراهن‌هایی که آورده است، یکی را به‌عنوان بهترین پیراهن انتخاب کند. وقتی به او می‌گوییم کدام‌یک از این پیراهن‌های ابومسلم را بیشتر دوست دارید، درست مثل اینکه بخواهد میان فرزندانش تفاوتی قائل شود، در گوشه رینگ گیر می‌کند.

خیلی مزمزه می‌کند تا اینکه می‌گوید: اینها همه لباس‌های تنم بودند و آن موقع مثل امروز نبود که هر بازی یک دست لباس به آدم بدهند. گاهی یکی‌دو دست لباس را دوازده‌سیزده بازی استفاده می‌کردیم. انتخاب خیلی سخت است، اما فکر می‌کنم لباس راه‌راه آ‌ث‌میلانی را بیشتر دوست دارم. آن موقع طرف‌داران ابومسلم شعار می‌دادند «ابومسلم خراسان؛ آث‌میلان ایران».

ماجرای پیراهنی که وصله شد

«آن موقع برای یک فصل یکی‌دو دست لباس می‌دادند و مجبور بودیم خودمان لباس‌ها را بعد از بازی به خانه ببریم و بشوییم. همیشه لباس‌هایم را مادرم و بعدتر همسرم می‌شستند و خاطرات زیادی از پیراهن‌هایم داشتم.» شکری می‌افزاید: یادم می‌آید یک فصل یک دست پیراهن دادند که می‌گفتند جنس خارجی است و از خارج خریده‌اند. در یکی از بازی‌ها همان پیراهن پاره شد و فردای روز بازی به باشگاه رفتم و گفتم پیراهنم پاره شده است و یک لباس دیگر می‌خواهم. گفتند خب چه‌کار کنیم؟! از این پیراهن فقط یک دست خریده‌ایم. این شد که آن پیراهن را وصله‌وپینه کردم.

آنچه روی پیراهن می‌نویسند

پیشکسوت فوتبال ابومسلم به مسئله نوشته‌های روی پیراهن که همان نام اسپانسرهاست، این‌چنین واکنش نشان می‌دهد: ما آن‌قدر به پیراهنمان عشق داشتیم که کاری با تبلیغات روی آن نداشتیم. فقط یک‌بار در این‌باره صحبت کردیم. خاطرم هست زمانی که «بیک» روی پیراهن برای بازی با استقلال در سال ۱۳۷۶ تبلیغ داد، ما بازیکنان در حاشیه تمرین در این‌باره با هم صحبت کردیم.

بچه‌ها فقط نام خودکار بیک را شنیده بودند و نگران بودند که آیا این اسپانسر ماندگار خواهد بود و در ادامه هم می‌تواند تیم را از نظر مالی حمایت کند یا خیر. شکری درباره اینکه آیا پیراهن خاصی هم در دوران بازی بود که معتقد باشید خوش‌یمن است، می‌گوید: فکر می‌کنم همه‌مان درباره همان پیراهنی که رویش روغن دامون تبلیغ داده بود، حس بهتری داشتیم و فکر می‌کردیم برایمان موفقیت می‌آورد.

عشق به پیراهن آستین‌کوتاه

رمضان شکری می‌گوید جنس پیراهن، مدل یقه، آستین کوتاه یا بلند بودن آن، همه و همه می‌تواند روی بازی و کیفیت بازیکن تأثیر بگذارد. وی می‌گوید: همیشه پیراهن آستین‌کوتاه را بیشتر دوست داشتم. حتی در هوای بسیار سرد هم دوست داشتیم با پیراهن آستین کوتاه بازی کنیم، چون پیراهن آستین‌بلند کمی قدرت تحرکت را در بازی می‌گیرد. اساسا هرچه جنس پیراهن بهتر باشد، یقه‌اش راحت‌تر باشد و سبک‌تر باشد، بازیکن می‌تواند عملکرد بهتری داشته باشد.

خوشگوار؛ ماندگارترین تبلیغ روی پیراهن

«فکر می‌کنم تبلیغات خوشگوار ماندگارترین تبلیغ روی پیراهن ابومسلم بود. زیرا چند سالی کارخانه خوشگوار اسپانسر تیم بود.» وی تصریح می‌کند: یادم می‌آید آن موقع تبلیغات خارجی روی پیراهن ممنوع بود. مالک خوشگوار می‌گفت اگر اجازه بدهند تبلیغ کوکاکولا روی پیراهن بزنم، می‌توانم عکس این پیراهن را به آمریکا ببرم و از کوکاکولا کلی امکانات بگیرم. او می‌گفت اگر اجازه می‌دادند، ابومسلم را به تیم برتر آسیا بدل می‌کردم.

کلام آخر؛ حیف پیراهن ابومسلم!

پیشکسوت فوتبال مشهد حرف‌هایش را با آه حسرت به پایان می‌برد: حیف پیراهن ابومسلم. این پیراهن هویت و ریشه دارد. هویت فوتبال مشهد است.‌ای کاش می‌گذاشتند ابومسلم بماند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.