یکی از اتفاقات مهم عرصه ورزش خراسانرضوی در سال ۱۴۰۴، بازگشت یا بهتر است بگوییم احیای دوباره ابومسلم بود. تیم محبوب مشهدیها پس از سقوط و انحلال در اوایل دهه ۹۰، دستکم دوبار دیگر به سمت احیاشدن رفت و با نامهایی چون «سیاهجامگان ابومسلم» و «نسل ابومسلم» بهنوعی زنده شد، اما هرگز آن نسخه جاندار و مردمپسندش نشد تا اینکه امسال ناگهان نامش در ایران و حتی جهان پیچید!
واگذاری امتیاز تیم ابومسلم ثامن که همواره در لیگهای پایه فعال است، به یک بخش خصوصی، و تیمداری این بخش در لیگ دستهسوم، یکباره نام ابومسلم را بر سر زبانها انداخت و با پروپاگاندایی که شکل گرفت، یکشبه بخت سیاهجامگان سپید شد. ظرفیت آماده فوتبال استان و جامعه هواداری که در سال غیبت بیشتر تیمهای مشهدی در سطح اول کشور پی هویتی افتخارآمیز برای خود میگشت، با ماجرای احیای یک نام قدیمی و محبوب ممزوج شد تا بهسرعت زمینههای احیای واقعی سرداران مشکیپوش فراهم شود.
اینگونه بود که در یک عصر پاییزی برای مسابقهای بهغایت معمولی در سطح چهارم فوتبال ایران، ۲۰ هزار تماشاگر به ورزشگاه رفتند؛ عددی بیشتر از شمار تماشاگران بازیهای لیگبرتر یا به قول ظریفی، برابر یا حتی بیش از همه بازیهای پرشمار لیگ دستهسوم در سطح کشور! این میزان اشتیاق و حضور چنان حیرتانگیز بود که بهسرعت در فضای رسانهای ایران و حتی جهان پخش شد تا غلظت ماجرا بیش از پیش شود. ابومسلم که بیش از یک دهه مُرده بود و به محاق فراموشی رفته بود، دوباره به تیتر نخست بسیاری از رسانهها تبدیل شد و بارقههای امید بر فوتبال خراسان باریدن گرفت.
حضور پرشمار مردم در بازیهای ابومسلم چند هفته دیگر هم تداوم یافت و برخلاف پیشبینی خیلیها، یک موج کوتاهمدت نبود، اما از آنجا که ظرف با مظروف یکسان نبود، قصه ابومسلم خوب تمام نشد. واقعیت این بود که ابومسلم به تمام معنا در حد لیگ دستهسوم بسته شده بود و ظرفیت اینهمه توجه و اقبال عمومی را نداشت. از مدیران باشگاه گرفته تا کادر و بازیکنان، همه و همه، کتی که برایشان دوخته شد، از قد و قامتشان بزرگتر بود و برای همین، ابومسلم خیلی زود از اسب افتاد. پس از سالها قهر تماشاچیان با فوتبال و کلاً ورزش، حضور اینهمه آدم مشتاق و طرفداری بیشائبه ثروتی عظیم بود که درست مدیریت نشد.
مثل حجم عظیمی از باران که بهجای رفتن به زمینهای کشاورزی یا ذخیرهشدن پشت سدها، در صحرا و بیابان تلف میشود، شوق و ذوق مردم بخار شد و به هوا رفت. البته وضعیت کلی کشور هم در این ماجرا بیتأثیر نبود، اما هرچه بود، رؤیای شیرین بازگشت روزهای طلایی ابومسلم را بار دیگر سیاه کرد. با اینهمه و با اینکه این فرصت طلایی بهسادگی از بین رفت، برای بسیاری ازجمله مسئولان ورزشی و غیرورزشی استان ثابت شد که ابومسلم و حتی در رتبهای پایینتر، پیام، همچنان در قلب خراسانیها زنده و میراثی ماندگار و نامیراست که همیشه برای آبروبخشیدن به ورزش خراسان بزرگ در دسترس هستند.