صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

حسین کیانی، نویسنده و بازیگر سریال «بامداد خمار»: رمان را نخوانده بودم

  • کد خبر: ۴۱۲۶۷۰
  • ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۵
نویسنده و بازیگر سریال «بامداد خمار» درباره این داستان گفت: رمان را نخوانده بودم.

به گزارش شهرآرانیوز؛ حسین کیانی، نویسنده سریال «بامداد خمار» و کارگردان تئاتر، درباره آخرین وضعیت تولید این مجموعه، روند نگارش فصول جدید، رویکرد اقتباسی از ادبیات عامه‌پسند و تغییرات اعمال‌شده در سریال توضیحاتی ارائه کرد. او در این سریال علاوه بر نویسندگی به عنوان بازیگر هم جلوی دوربین رفته است.

در بخش‌های بعدی این مصاحبه با این هنرمند درباره واکنش هنرمندان در ایام جنگ سوم تحمیلی، تاثیر اتفاقات اخیر بر تئاتر و شباهت تجمعات شبانه به هنر نمایش هم‌صحبت شده‌ایم. بخش اول این مصاحبه در ادامه آمده است.

از سریال «بامداد خمار» شروع کنیم؛ سریالی که یک فصل آن پخش شده و با استقبال مخاطبان مواجه شده است و بسیاری منتظر فصل دوم آن هستند. چه خبر از ادامه این سریال؟

فصل دوم «بامداد خمار» تصویربرداری‌اش به پایان رسیده و بیش از نیمی از قسمت‌ها نیز تدوین شده و تقریباً آماده پخش است. زمان پخش آن به نظر پلتفرم «شیدا» بستگی دارد که چه زمانی تصمیم به انتشار بگیرند. فصل سوم نیز حدود یک هفته است که کلید خورده و تولید آن آغاز شده است و ما هم در قامت نویسنده و بازیگر در خدمت این پروژه هستیم.

آیا متن فصل سوم به‌صورت کامل ارائه شده است؟

متن به‌صورت کامل ارائه شده است، اما نظرات کارگردان به‌مرور بر بخش‌هایی که قرار است تولید شود یا در قسمت‌های آتی قرار دارد، اعمال می‌شود؛ به‌ویژه در زمینه دیالوگ‌پردازی و سکانس‌هایی که ممکن است نیاز به اصلاح یا بازنویسی داشته باشند. در واقع یک نسخه کامل از متن نوشته شده و اکنون کارهای نهایی برای ارائه هرچه بهتر در حال انجام است.

فصل سوم در شرایط آتش‌بس کلید خورده است؛ اگر شرایط جنگی پیش بیاید، تولید متوقف می‌شود یا ادامه پیدا می‌کند؟

این موضوع به نظر گروه تولید، پلتفرم و تهیه‌کننده محترم، آقای قاسمی، بستگی دارد. طبیعتاً در گذشته نیز برخی پروژه‌ها در شرایط جنگی تعطیل شده و در دوره آتش‌بس مجدداً آغاز شده‌اند. باید دید شرایط چگونه پیش می‌رود. امیدواریم دیگر شاهد جنگ نباشیم و همه چیز به خیر و خوشی پیش برود.

درباره ادبیات عامه‌پسند نظرات متفاوتی وجود دارد؛ برخی آن را کم‌ارزش می‌دانند و برخی آن را مهم تلقی می‌کنند. شما در کدام دسته قرار می‌گیرید و چرا به سراغ این نوع ادبیات رفتید؟

ادبیات عامه‌پسند به‌نظر من بدنام شده، در حالی که ادبیاتی بسیار غنی است؛ غنی از حکمت، ضرب‌المثل‌ها، اصطلاحات و تعبیرات عامه و به‌عبارتی بخشی از فولکلور یا فرهنگ عامه. فرهنگ عامه گنجینه‌ای بسیار ارزشمند است که پژوهشگران، زبان‌شناسان، بوم‌شناسان و اقلیم‌شناسان در دنیا بر شناخت و استفاده از آن در ادبیات معاصر تأکید دارند. اسم ادبیات عامه پسند بد در رفته است.

ما در ایران و جهان نویسندگان بزرگی داریم که از ادبیات عامه‌پسند بهره گرفته‌اند. همچنین اگر به قدمت این نوع ادبیات در ایران نگاه کنیم، می‌توان گفت نزدیک به ششصد تا هفتصد سال سابقه دارد. آثاری مانند «سمک عیار»، «ابومسلم‌نامه»، «حسین کرد شبستری»، «اسکندرنامه» و «فلک‌نازنامه» نمونه‌هایی از این دست هستند که در طول زمان بخش مهمی از سرگرمی مردم را شکل می‌دادند. این آثار بعدها توسط پژوهشگرانی مانند مرحوم دکتر ذوالفقاری گردآوری و تحلیل شدند.

در حوزه اقتباس معمولاً توصیه می‌شود به سراغ آثاری برویم که اقبال عمومی دارند

با آغاز رمان‌نویسی در ایران، این ادبیات شکل دیگری پیدا کرد و شخصیت‌ها و رخدادها معاصر شدند، اما همچنان بخشی از نویسندگان و روشنفکران آن را تخطئه کردند و با نگاه تحقیرآمیز به آن نگریستند. در حالی که این ادبیات همواره مخاطبان خود را داشته است. نمی‌توان انتظار داشت همه اقشار جامعه به سراغ آثار پیچیده و دانشگاهی بروند.

برای نمونه، «شاهنامه» به‌عنوان حماسه بزرگ ایرانیان وجود دارد، اما برای فهم آن، روایت‌های ساده‌تری مانند شاهنامه‌خوانی و نقالی شکل گرفت تا برای عموم قابل درک باشد. همچنین پاورقی‌های مجلات در گذشته، که نوعی ادبیات عامه‌پسند بودند، نقش سریال‌های امروزی را ایفا می‌کردند؛ به‌ویژه در زمانی که رسانه‌های تصویری گسترش نیافته بودند.

در حوزه اقتباس معمولاً توصیه می‌شود به سراغ آثاری برویم که اقبال عمومی دارند، زیرا سریال‌ها برای مخاطب عام ساخته می‌شوند. آثار بسیار فاخر ادبی معمولاً کامل هستند و دستکاری آن‌ها دشوار است. در دنیا اقتباس هایی که از مارکز می‌شود خیلی موفق نیست. حتی نقل قولی از آلفرد هیچکاک وجود دارد که گفته بود سراغ «جنایت و مکافات» نمی‌رود، زیرا اثری کامل است. او اغلب از آثار درجه دو و سه اقتباس می‌کرد تا امکان پرداخت و خلاقیت بیشتری داشته باشد. از این منظر نیز ادبیات عامه‌پسند دستمایه بهتری برای اقتباس است.

شما در اقتباس از رمان فتانه حاج‌سیدجوادی چه تغییراتی اعمال کردید؟ به‌ویژه در حوزه زبان و استفاده از ضرب‌المثل‌ها.

از دو سه سال قبل که به این پروژه دعوت شدم، این موضوع مطرح بود. پیش از این نیز گروه‌هایی تلاش کرده بودند این اثر را بسازند، حتی بخش‌هایی تولید شده بود، اما مورد پسند تهیه‌کنندگان قرار نگرفته بود تا اینکه پروژه به خانم آبیار و تیم ایشان رسید و من نیز دعوت به همکاری شدم.

رمان را به‌طور کلی می‌شناختم، اما به‌صورت دقیق مطالعه نکرده بودم. پس از ورود به پروژه، بر اساس چارچوب اصلی داستان و با افزودن عناصر جدید و تعامل با خانم آبیار، به ساختار فعلی رسیدیم که در فصل اول مشاهده شد.

در حوزه قصه، چارچوب اصلی حفظ شد، اما برخی شخصیت‌ها و موقعیت‌ها تقویت و دراماتیک‌تر شدند. زیرا ادبیات داستانی ذاتاً توصیفی است و برای تبدیل به اثر نمایشی باید بار دراماتیک آن افزایش یابد. این به معنای ایجاد موقعیت‌هایی است که شخصیت‌ها را به کنش وادار کند و انگیزه‌ها، امیال و نیازهای آن‌ها را برجسته سازد.

این رمان خوب است. ولی ارزش ادبی و زبانی ندارد. به ندرت از ضرب المثل استفاده شده است. زبانش متوسط و معمولی است. در حوزه زبان تلاش شد فضای تهران ۱۰۰ تا ۱۲۰ سال پیش بازسازی شود و بوی تهران قدیم از «بامداد خمار» به مشام برسد. گروه پژوهشی مجموعه اصطلاحات، تعبیرات و ضرب‌المثل‌های آن دوره را استخراج و مکتوب کرد و در اختیار من قرار داد. با استفاده از این منابع و تجربیات شخصی‌ام در نگارش نمایشنامه، زبانی شکل گرفت که مخاطب احساس کند در آن دوره زندگی می‌کند.

در حالی که رمان اصلی از نظر زبانی ساده و متوسط است و استفاده محدودی از این عناصر دارد، در سریال این ویژگی‌ها به‌طور گسترده تقویت شده است.

منبع: ایرنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.