صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

گل گفتن و گل شنفتن و گل چیدن

  • کد خبر: ۴۱۵۰۲۵
  • ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹
مامان هرسال همین حوالی از اردیبهشت که می‌رسد، تلفن می‌کند به دختر برادرش که عروس کاشانی‌ها شده و سفارش سنگین گلاب دوآتشه قمصر می‌دهد.
ضحی زردکانلو
نویسنده ضحی زردکانلو

مامان هرسال همین حوالی از اردیبهشت که می‌رسد، تلفن می‌کند به دختر برادرش که عروس کاشانی‌ها شده و سفارش سنگین گلاب دوآتشه قمصر می‌دهد. مامان مثل خیلی از مادر‌های ایرانی عادت دارد هر خوراکی را به وقتش‌تر و تازه سفارش بدهد برای مصرف یک سالمان. از گلاب و زعفران و برنج بگیر تا اسفناج و باقالی و گردو ...

امسال هم در تدارک و حساب و کتاب ثبت این سفارش سالانه اش بود که یکی از همکارهایش در مدرسه برایش از قمصر مشهد تعریف کرده بود و گفته بود چرا راه دور می‌روی؟ همین بیخ گوشمان گلاب‌هایی دارد آن چنانی! گلاب کاشان بیخود اسم درآورده! و همین هم شد. مامان که خوشبختانه از آن زن‌هایی نیست که مرغش یک پا داشته باشد؛ صبح پنجشنبه با بابا شال و کلاه کردند و رفتند روستای فرخد.

دو ساعت که گذشت دیدم صفحه چت من و مامان بوی گل محمدی می‌دهد. مامان و بابا که سال‌ها در روستا‌های مختلف معلمی کرده‌اند؛ دوستی کردن با اهالی روستا را خوب بلدند. نشسته بودند سر زمین‌های گل محمدی با کشاورزانش به گعده گرفتن و گل گفتن و گل شنفتن و گل چیدن...

دمدمه‌های غروب بود که با ۲۰ لیتر گلاب برگشتند خانه؛ و هر ۱۰ دقیقه یک بار در حالی که مامان داشت شربت گلاب و زعفران درست می‌کرد و بابا دبه‌های گلاب را در شیشه‌های به قاعده می‌ریخت؛ به همدیگر می‌گفتند:

«عجب گلابی! چه کاری بود هرسال سفارش می‌دادیم  کاشان! همین مشهد خودمون همه چی داره! بهترینشم داره.»

 

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.