به گزارش شهرآرانیوز؛ ششمین بخش از مجموعه «زن و هویت مشهد» حالا به روزگاری رسیده که پای جنگ به خاک ایران باز شد و زنان این شهر، در خلوت خانههایشان سنگر ساختند.
در هشت سال دفاع مقدس، زنان مشهدی تنها مادران و همسران چشمبهراه نبودند؛ آنها سربازان خط مقدم جبهه اقتصادی، درمانی و روحیهبخشی بودند و در خلوت خانهها، برای رزمندگان جبهه میساختند و میبافتند و میپختند و میدوختند اما میدان را خالی نکردند.
با آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، نقش زنان مشهد وارد فصل تازهای شد. اگر پیش از این، زنان این شهر در قامت حافظان هویت رضوی ظاهر شده بودند، اکنون باید از کیان تمامیت ارضی ایران نیز دفاع میکردند؛ و چنین شد که خراسان رضوی، با تقدیم ۱۵ هزار و ۱۳۸ شهید در طول هشت سال جنگ تحمیلی، پس از اصفهان و تهران در رتبه سوم بیشترین شهدای کشور ایستاد. این آمار را بنیاد شهید و امور ایثارگران منتشر کرده و نشان میدهد که از میان استانهای ایران، خراسان رضوی همواره یکی از کانونهای اصلی ایثار و شهادت بوده است.
این بار، اما میدان نبرد، تنها خرمشهر و فاو و شلمچه نبود؛ میدان نبرد، درون خانهها بود، در زیرزمینها، در مساجد و در حسینیهها. در حالی که مردان راهی خط مقدم میشدند، زنان مشهدی بیآنکه اسلحه به دست بگیرند، جنگ را از پشت جبههها مدیریت کردند. بیش از ۱۰۰ شهید زن در خراسان رضوی شناسایی شدهاند که بخش قابل توجهی از آنان در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیدند. افزون بر این، از مجموع ۶ هزار و ۴۲۸ شهید زن در سراسر کشور در دوران دفاع مقدس، سهم استان ما نیز چشمگیر بوده است.
کتاب «خانهدار مبارز» نوشته مرضیه ذاکری ـ که خاطرات شفاهی سیده اقدس حسینیان، از مبارزان مشهدی را روایت میکند ـ تصویری روشن از این فعالیتها به دست میدهد. این کتاب نشان میدهد که چگونه یک بانوی مشهدی، بیهیچ ادعایی، خانهاش را به قرارگاه پشتیبانی از انقلاب و جبهه تبدیل کرد. زنان مشهدی در محلهایی، چون عصمتیه، مکتب نرجس و زینبیه، هستههای پشتیبانی از جبههها را تشکیل دادند. آنها نهتنها به تهیه آذوقه، پوشاک و دارو برای رزمندگان میپرداختند، که دوشادوش مردان، صحنههای اجتماعی و فرهنگی را نیز مدیریت میکردند.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز تأکید کرده است که با گذشت زمان و طولانیتر شدن جنگ، نقش زنان در امور پشتیبانی بیشتر و بیشتر شد و این فعالیتها تا آخرین روز جنگ ادامه یافت. زنان مشهدی، با دستهایی خسته، اما دلهایی گرم، روزها پای چرخهای خیاطی مینشستند، شبها دیگهای مربا بار میگذاشتند و سحرگاهان بستههای دارو و پوشاک را به مقصد جبههها روانه میکردند.
زنان مشهدی در دوران دفاع مقدس نشان دادند که «پاسداری از وطن»، محدود به حمل اسلحه نیست و میتوان در خلوت خانه نیز برای جبههها سنگر ساخت. آنها ثابت کردند که میشود با یک چرخخیاطی، یک دیگ غذا، یک بسته دارو و یک نامه پرمهر، جنگید. این میراث، همچنان در روحیه جمعی زنان این شهر جاری است؛ میراثی که در شبهای جنگ رمضان دوباره جان گرفت و نشان داد زنان مشهد، هنوز همان شیرزنان دیروزند.
برای مطالعه بیشتر به کتاب «خانهدار مبارز»، خاطرات شفاهی سیده اقدس حسینیان به قلم مرضیه ذاکری، انتشارات راه یار، ۱۴۰۱؛ مراجعه نمایید.
شهربانو در یک مجموعه گزارش هفتقسمتی، کنشگری زنان را در تاریخ و هویت مشهد، از روز شهادت امام رضا(ع) تا امروز مرور میکند؛ روایتی ۱۲۰۰ ساله از پاسداری زنانه که اینک در حضور حماسی دختران و بانوان در خیابانها، دوباره جان گرفته است؛ بخش آخر این گزارش فردا منتشر خواهد شد.