صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

صفحات داخلی

روایت آیت‌الله علم‌الهدی از سه ویژگی شاخص شهید رئیسی

  • کد خبر: ۴۱۶۱۳۹
  • ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۷
امام جمعه مشهد و نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی در گفتگویی به تبیین سه ویژگی شاخص شهید رئیسی پرداخت.

به گزارش شهرآرانیوز، حوالی ساعت۱۳:۳۰ سی‌ام اردیبهشت۱۴۰۳ یک خبر هولناک، ایران را دریک بهت تاریخی فرو برد؛ رسانه‌ها از «فرود سخت» بالگرد رئیس جمهوری می‌گفتند که محبوب بود، سختکوش بود، دلسوز بود و مهم ترازهمه، این که ازجنس مردم بود. آن روز، ثانیه‌ها ودقیقه‌ها به کندی وسختی می‌گذشت؛ اما تقدیرالهی این بود که آیت الله سیدابراهیم رئیسی، «شهیدجمهور» لقب بگیرد. رهبرشهیداو را «عزیز» خودشان خواندند؛ حتی منتقدانش دلسوزی، پرکاری و صداقت اش را ستودند و او این گونه خدمت خالصانه به مردم را درتاریخ این سرزمین ثبت و ضبط کرد. اغلب ما ازسید ابراهیم رئیسی و ازویژگی‌های شخصیتی اش تاکنون کلیاتی را شنیده‌ایم؛ اما او دریک قاب نزدیک‌تر و به روایت پدرهمسرش آیت الله سید احمد علم الهدی قطعا جذاب ترخواهد بود.

مشروح این گفتگو به شرح زیر است:

برای نخستین سوال، خوب است ازآشنایی تان با شهید رئیسی آغازکنیم. قبل از خواستگاری از فرزندتان، ایشان را می‌شناختید؟

ابتدای آشنایی‌ام با ایشان، سال۶۱ و زمانی بود که به خواستگاری دخترم آمدند. زمان خواستگاری تا عقد، فاصله‌ای ایجاد شد، چون شهید رئیسی آن زمان دادستان کرج و در جریان انتقال به دادستانی همدان بود ازطرفی، دخترم نیز درسال آخردبیرستان مشغول تحصیل و امتحانات نهایی بود. سرانجام، دی ماه۱۳۶۲عقد صورت گرفت.

در واقع، این تنها یک خواستگاری نبود بلکه سرآغاز یک آشنایی شد که بیش از۴دهه به طول انجامید و ما با ایشان محشوربودیم. آن زمان، تناسبی هم میان شغل من و ایشان بود، من آن موقع مسئول کمیته منطقه تهران بودم وآقای رئیسی هم در دادستانی انقلاب بود.

در واقع از همان زمان، انس و رفاقتی میان شما و آقای رئیسی به وجود آمد؟

بله، ازهمان زمان خواستگاری با وجود فاصله سنی که میانمان بود، اما با هم بسیاردوست وصمیمی شدیم. ۴۰ سال دوره زندگی آقای رئیسی با خانواده ما به طول انجامید. اودرحقیقت برای همه ما به ویژه برای فرزندانم یک داماد دوست داشتنی بود. پسرکوچک من، همزمان با ازدواج آقای رئیسی به دنیا آمد، می‌توانم بگویم، او دردست و بال شهید رئیسی بزرگ شد و پسرم به او خیلی علاقمند بود.

این طورکه می‌گویید، این روابط صمیمانه فراتر ازیک نسبت فامیلی بوده است...

بله، دقیقا همین گونه بود. روابط ما با ایشان، تنها ازنوع یک رابطه داماد با خانواده همسرنبود. چون این ارتباط، عمیق‌تر و صمیمانه‌تر بود. درواقع همه اعضای خانواده ما به ایشان علاقمند بودند. ضمن این که درخط ومشی سیاسی و فکری نیزیک تفاهم اساسی میانمان بود. همچنین ایشان یک وابستگی ویژه به حضرت امام داشت و ارتباطاتش با ایشان نزدیک بود. به همین دلایل، رابطه بنده نیز با آقای رئیسی فراتر ازارتباط پدرهمسر و داماد بود.

شهید رئیسی از چه طریق به خانواده شما معرفی شدند؟

آقای سید ناصرحسینی که اخیرا به رحمت خدا رفتند، معرف آقای رئیسی بودند. آقای حسینی داماد پسرعمویم بود که مدتی امام جمعه فردوس و سال‌های اخیر هم درحرم مطهر امام جماعت بودند. آقای رئیسی، آن اوایل که برای تحصیل ازمشهد به قم می‌رفتند، مدتی را در منزل آقای حسینی درقم اقامت داشته‌اند.

به سراغ اصل مطلب برویم؛ مهریه چطورتعیین شد؟ خانواده وشما نظرتان درباره مهریه چه بود؟

همسرایشان، یعنی دخترم همان زمان درتشخیص امور، بالغه و رشیده بود ومن هم نظرم درباره مهریه این بود که همان مقدارمهریه حضرت زهرا سلام ا... علیها باشد؛ یعنی۴۸۰مثقال نقره صیرفی که احتمالاحدود۵سکه بهارآزادی می‌شود. ما برای مهریه هیچ شرط دیگری نداشتیم. آن زمان شروط دوازده گانه تازه درسند ازدواج قیدمی شد که آقای رئیسی گفتند، من این‌ها را قبول ندارم که ما هم گفتیم اشکالی ندارد.

مراسم‌های عقد وعروسی چطوربرگزارشد، خاطرتان هست چه هدیه‌ای به داماد دادید؟

چندان خاطرم نیست، چون هدیه قابلی نبوده شاید یک انگشترهدیه دادم. مراسم عقد را ایشان درتالار بزرگمهر درخیابان مجاهدین اسلام تهران گرفت.

خطبه عقد را چه کسی خواند؟

آیت الله مهدوی کنی و اخوی بزرگ بنده، عقد را خواندند. خاطرم هست، آقای فلسفی و تعدادی ازعلما ومسئولان که با ما وآقای رئیسی مرتبط بودند درمراسم عقد شرکت کردند.

دوران عقد چقدر به طول انجامید؟

فکر می‌کنم، حدود یک سال بود. سال۶۳ هردو به سفرحج مشرف شدند و پس ازآن هم به خانه خودشان رفتند.

اگر موافق باشید، از این بخش گذر کنیم و به موضوع تحصیلات آقای رئیسی بپردازیم؛ موضوعی که درمقاطعی مورد هجمه قرارگرفت... از درس و بحث شهید رئیسی برایمان بگویید.

آقای رئیسی استعداد قوی و فوق العاده‌ای در درس و تحصیل داشت. وقتی درمشهد بود، درمدرسه علمیه مرحوم آیت ا... موسوی نژاد تحصیل می‌کرد و آن جا مورد توجه ایشان بود. وقتی به قم رفت، تحصیل را درمدرسه مشهورحقانی ادامه داد. حقانی توسط شهید بهشتی و شهید قدوسی اداره می‌شد. درآن مدرسه هم ازطلاب برجسته بود به طوری که وقتی شهید قدوسی دادگاه انقلاب را تاسیس کرد، براساس شناختی که از سطح علمی، بصیرت وکیاست و مدیریت آقای رئیسی داشت، او را برای دادستانی انتخاب کرد. حتی درآن زمان، برخی به سن کم آقای رئیسی اعتراض کردند که صلاح نیست یک جوان حدود۲۰ ساله دادستان انقلاب شود. طبیعتا، شهید قدوسی براساس یک شناخت او را برای این مسئولیت برگزیده بود.

با توجه به اشتغالات فراوان قضایی، وضعیت تحصیلی شهید رئیسی چگونه پیش می‌رفت؟

به هرحال ایشان ازحدود۲۰ سالگی درسطوح بالای قضایی مسئولیت داشت. دقیقا نکته عجیب همین بود که ایشان با وجود اشتغالات زیاد دردستگاه قضا هیچ گاه تحصیل به ویژه درحوزه فقه وحقوق را رها نکرد. آقای رئیسی سال‌ها دروس خارج را نزد مرحوم آیت ا... حاج شیخ مجتبی تهرانی ادامه دادکه خداوند رحمت کند ایشان را، بار‌ها از استعدادتحصیلی و قدرت علمی شهید رئیسی تعریف می‌کرد. ضمن این که سال۱۳۸۰ نیز درمقطع دکترای مدرسه عالی شهید مطهری پذیرفته وپس ازتحصیل و دفاع رساله، از این مرکزدررشته فقه وحقوق فارغ التحصیل شد.

آیت الله رئیسی، چه زمانی به درجه اجتهاد رسید؟

زمانی که ایشان دردرس خارج شرکت می‌کرد، تقریبا به مبانی فقه و اصول مسلط شده بود به طوری که وقتی سال۱۳۹۴ برای مسئولیت تولیت آستان قدس رضوی به مشهد آمد، درس خارج خود را شروع کرد که تقریرات این درس‌ها درقالب کتاب منتشرشده است. البته سال ۱۳۸۵ نیز به عضویت مجلس خبرگان درآمد، یعنی اجتهاد ایشان تایید شده بود.

مباحثه فقهی هم با هم داشتید؟

بله، گاهی دربرخی موضوعات ومسائل با هم مباحثه می‌کردیم، می‌دیدم که ایشان روی مبانی فقهی خیلی خوب می‌تواند نظربدهد.

آقای رئیسی رزمنده سال‌های دفاع مقدس هم بود. ازسال‌های جنگ بگویید، آن سال‌ها ایشان چه مسئولیتی داشت؟

شهید رئیسی پس ازدادستانی کرج، دادستان همدان شد وحدود۴ سال آن جا بود تا این که درتهران میان مرحوم آقای موسوی اردبیلی و شهیدلاجوردی دردستگاه قضا، اختلافاتی پیش آمد وآقای لاجوردی ازدادستانی انقلاب تهران استعفا داد. پس ازاین موضوع، آقای رئیسی را به تهران منتقل کردند و پس از این که مدتی سرپرست دادستانی بود، سپس به دادستانی انقلاب تهران منصوب شد. درواقع، آقای رئیسی بیشتر دوران جنگ را دادستان انقلاب تهران بود؛ همان سال‌ها بودکه تحرکات منافقین در تهران توسط شهید رئیسی جمع شد. درواقع دو هفته پس ازحضوراو دردادستانی انقلاب تهران، با کمک سایر نیرو‌ها همچون سپاه، غائله ترور‌ها وکشتار‌های خیابانی را که توسط منافقین درتهران انجام می‌شد، جمع کرد.

شهید رئیسی درخانواده و جمع‌های خانوادگی، ازمسائل کشور و موضوعات کاری هم صحبت می‌کردند؟

هیچ وقت مسائل کاری را درخانواده اش مطرح نمی‌کرد. با این که با همسرش بسیارصمیمی بود و به یکدیگر بسیارعلاقمند بودند، اما مسائل کاری را درخانه بیان نمی‌کرد. با ما هم درمیان نمی‌گذاشت؛ گاهی ممکن بود ما مسائلی را جویا شویم، اگراقتضا داشت، پاسخ می‌داد و اگراقتضا نداشت، به چشم هایم نگاه می‌کرد و معنای این نگاه کردن هم این بود که نمی‌خواهد بگوید.

شما گاهی به دلیل مواضع و دیدگاه هایتان توسط افراد وجریان‌های مختلف مورد گلایه واقع می‌شوید. آیا شرایطی پیش آمد که شهید رئیسی هم به شما گلایه کنند؟

درتمام این۴۰ سال هیچ وقت برسرمسائل کلی سیاسی بحث نکردیم وکاملا با هم همسو بودیم. البته ایشان گاهی به من درباره برخی موضوعات که ورود می‌کنم می‌گفت حالا فلان موضوع به این سفتی که شما گفتید نیست. می‌گفت، لازم نیست شما این طور بگویید ویا برخورد کنید، چون با شما دشمن می‌شوند.

اما من ازیک اصطلاح استفاده می‌کردم که «به هرحال محل، یک میدان دارمی خواهد» نمی‌شود، همه بخواهند با برخورد‌های نرم ومصالحه  آمیزعمل کنند، گاهی برای این که کار پیش برود لازم است یک نفریک فریاد بزند. بعدآقای رئیسی می‌گفت، من قبول دارم، اما چرا شما خودت را هزینه و سیبل کنی، بگذاردیگران فریاد بزنند.

اوخودش درکار، درعین این که خیلی جدی بود، اما خیلی ازکار‌ها را به شیوه نرم پیش می‌برد و می‌گفت، کار‌ها با سیستم رفرمیستی بهتر پیش می‌رود تا با برخورد‌های سنگین.

یکی از مواردی که آقای رئیسی همین نکته را به شما گفتند، می‌توانید بگویید؟

درخیلی ازمسائل پیش می‌آمد البته مواردی هم بودکه می‌گفت، اگربرخورد شما نبودکاردرست نمی‌شد. مثل این که درماجرای فتنه۸۸، خداوندآقای هاشمی رفسنجانی را رحمت کند، درصحن مجلس خبرگان، بین من و ایشان یک برخورد و درگیری سنگین پیش آمدکه آقای رئیسی ازاین مواجهه خیلی ناراحت و احساساتی شد. همانطورکه گفتم، بعد ازآن گفت، اگرشما این برخورد را نمی‌کردیدکاردرست نمی‌شد.

به هرحال، ولایت و رهبری جزو اصول بنده است و نمی‌توان درباره آن کوتاه آمد. درموضوع اخیرانتخاب رهبری نیزهمین گونه شد، دو سه مانع پیش آمدکه بنده سفت و سخت ایستادم وکارحل شد. اگرهمه بخواهند ملاحظه کنند، کاردرست نمی‌شود...

شما هم درمقابل به شهید رئیسی نکته‌ای را متذکرمی شدید؟

خیر، چون کار‌های ایشان بیشترقضایی بود و من چندان به این حوزه ورود نداشتم. ضمن این که کار‌های ایشان اغلب جنبه محرمانه داشت و هیچ وقت درباره اش صحبت نمی‌کرد.

حضرت امام به آقای رئیسی درسن۲۴سالگی اش دوماموریت داد. درزمانی که درقوه قضاییه افراد مسن و با سابقه هم بودند و ما تا آخرعمرشهید رئیسی، مطلع نشدیم این دو ماموریت چه بود. اما من شنیده بودم که امام ازعملکردآقای رئیسی برای آن دو ماموریت خیلی خوشحال شده و به هیجان آمده بودند. قطعا اگرآقای رئیسی از این ماموریت امام به ایشان می‌گفت، درباره معرفی وتوسعه شخصیتی خودش موثر بود، اما هیچ گاه آن را به زبان نیاورد، این ازاخلاص اش بود.

شما برای پیگیری کاریا موضوعی از ایشان درخواستی هم داشتید؟

برای پیگیری امورمردم که زیاد هم هست، بله خیلی به ایشان رجوع می‌کردیم البته ایشان کارخودش را انجام می‌داد و هیچ وقت نه تنها ازمن بلکه ازهیچ کس توصیه و سفارشی را قبول نمی‌کرد، یعنی این طورنبود به خاطردیگران بخواهد قانون و رای قضایی اش را تغییردهد.

جناب آقای علم الهدی، اگرموافق باشید به سال۱۳۹۴ و انتصاب آقای رئیسی به عنوان تولیت آستان قدس رضوی وارد بشویم. قطعا همه می‌دانیم ایشان درمدت حدود سه سال درمسئولیت تولیت، منشاء خدمات زیادی شدند. ازدیدگاه شما، مهم‌ترین تاثیر وتحول شهید رئیسی درآستان قدس چه بود؟

معتقدم آقای رئیسی دراین مسئولیت، خط آستان قدس را تغییرداد که خداوند بر توفیقات آقای مروی (تولیت کنونی) بیفزاید، همان خط را ادامه دادند. آستان قدس قبل از آقای رئیسی، نسبت به مسائل انقلاب، جامعه و مردم توجه لازم را نداشت؛ آستان قدس فقط برای حفظ آستان قدس بود. درحالی که حضرت امام نظرش ازابتدا این بود که بخشی ازمنابع آستان باید برای مردم و محرومان باشد. درآن سال‌ها یک بارموضوعی را شنیدم که خیلی ناراحت شدم، ماجرا این بود که گروهی ازجانبازان پس ازمدتی که از استخرآستان به طوررایگان استفاده می‌کردند، مسئولان استخر به آن‌ها می‌گویند شما برای استفاده ازاستخرباید هزینه پرداخت کنید. آن‌ها نزد یکی ازمسئولان آستان می‌روند وآن فردبه صراحت می‌گوید، ما درقبال جانبازان مسئولیتی نداریم. من این موضوع را به مرحوم آقای طبسی گفتم، ایشان گفتندمن چنین حرفی را به کسی نزدم. این ماجرا را گفتم که بگویم، خط آستان قدس درفضای دیگری بود که آقای رئیسی این نگاه را تغییرداد وگفت، آستان قدس برای همه مردم و همه ایران است. اقدامات متعددی دراین رابطه انجام داد ازجمله کانون‌های خادمیاری دراستان‌ها ایجادکرد و رسیدگی به محرومان و محرومیت زدایی درسراسرکشور اجرایی شد. خداوند، آقای مروی را حفظ کند ایشان نیز همین خط را به خوبی ادامه می‌دهند و این آستان قدس، دیگرآن آستان قدس قبل ازآقای رئیسی نیست. البته شهید رئیسی، تحولات فراوانی در آستان صورت داد، اما به نظر من، تلاش درحوزه خدمات اجتماعی و محرومان، اقدام مهم ایشان بود.

پس ازتولیت آستان، ایشان درحکم دیگری ازسوی رهبرشهید، رئیس قوه قضاییه شدند، به نظرتان مهم‌ترین و موثرترین اقدام شهید رئیسی درریاست عدلیه چه بود؟

طبیعتا درزمان معاونت اولی قوه قضاییه، معاون درمحدوده سیاست‌های رئیس دستگاه عمل می‌کند. اما ایشان زمانی که رئیس قوه قضاییه شد، دریک فاصله زمانی درجهت پاکسازی قوه، حدود ۱۰۰ قاضی را اخراج کرد. در این رابطه مخالفت‌ها و برخورد‌های زیاد و شدیدی هم با او شد، اما مرد و مردانه ایستاد و کارش را انجام داد؛ و ماجرای ریاست جمهوری شهید رئیسی درسال ۱۴۰۰. با شما برای ثبت نام در انتخابات مشورت کردند؟

نه با من مشورت نکرد، اما ما متوجه شده بودیم که قصد دارند درانتخابات ریاست جمهوری نامزد شوند. بنده به آقای رئیسی گفتم، چرا می‌خواهید ثبت نام کنید، شما الان رئیس قوه هستید و از طرف آقا حکم دارید، شما که دنبال پست و مقام نیستید، ریاست جمهوری برای شما چه امتیازی دارد...

آقای رئیسی گفت، من الان رئیس قوه‌ام و دربحث قضایی اثرگذارم ولی مردم خیلی بیچاره‌اند، من فقط می‌خواهم مردم را از بیچارگی نجات بدهم. فکر می‌کنم می‌توان با کار‌هایی مردم را از این شرایط سخت خارج کرد.

در این مسئولیت، آن خدمت را نمی‌توانم انجام دهم و وقتی می‌دانم مردم گرفتارند و من می‌توانم به مردم خدمت کنم، چرا نروم. آقا هم که به من اجازه دادند که از قوه قضاییه بروم... این پاسخی بود که آقای رئیسی به من داد.

​​​​​​​در دوره ریاست جمهوری، به آقای رئیسی نکته یا گلایه‌ای داشتید؟

بله گاهی اگرموضوعی به ذهنم می‌رسیدکه اگراقدام شود خوب است، می‌گفتم و ایشان بلافاصله پیگیری می‌کرد. درباره گرانی‌ها می‌پرسیدم، خب توضیح می‌داد وعلت را می‌گفت. درباره مسائل فرهنگی، حجاب و... توصیه‌هایی به ایشان داشتم و اقداماتی می‌کرد.

آقای رئیسی، خواه نا خواه عقیده‌ای به بنده داشت که وقتی نکته‌ای می‌گفتم، ترتیب اثر می‌داد...

جایی شنیدیم که گفته بودید، درآخرین دیدارتان حس و حال متفاوتی را تجربه کردید...

بله، آخرین دیداریک هفته قبل ازآن حادثه بود که ایشان برای کنگره جهانی حضرت رضاعلیه السلام به مشهدآمده بودند. آخرین مواجهه ایشان خیلی عاطفی و به گونه‌ای بود که انگارنمی خواهد من را ببیند. برخوردی عاطفی بود...

آقای رئیسی از شهادت هم صحبت می‌کردند؟

ازهمان اول که داماد ما شد، حرفشان شهادت بود. به همسرشان هم ازابتدا درباره شهادت گفته بودند؛ یعنی دراین۴۰ سال حرف شهادت از دهانشان نیفتاد. طبیعتا بخشی ازآن به دلیل مسئولیت‌های حساسی بود که عهده دار بودند.

وقتی تولیت آستان قدس شدند و به مشهد آمدند، من به شوخی به ایشان گفتم، شهادت دیگرتمام شد، چون تولیت راترورنمی کنند، ایشان خندید وگفتند، نه، شهادت بالاخره یک روز می‌آید...

حاج آقا، با شهادت آقای رئیسی کدام ویژگی او را دردیگر مسئولان ندیدید؟

ایشان سه خصوصیت داشت که با هم آمیخته بود که این‌ها درهیچ مسئولی نیست؛ اخلاص، تقوا و فقاهت. او درحقیقت مسئولی با تقوا، فقیه و با اخلاص بود.

یک وقت، همسرش موضوعی را ازایشان پرسیده بود، برای این که نمی‌توانست آن مطلب را بگوید گفته بود، اگراین موضوع را بخواهم به شما بگویم، باید دروغ بگویم، پس شما ازمن بخواه که حرفی درباره آن نزنم. یعنی درهمین اندازه هم تقوا را رعایت می‌کرد.

منبع: خراسان

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.