صفحه نخست

سیاست

اقتصاد

جامعه

فرهنگ‌وهنر

ورزش

علم و فناوری

دین و فرهنگ رضوی

مشهد

چندرسانه‌ای

شهربانو

افغانستان

عکس

کودک

پخش زنده

صفحات داخلی

روایت روزگاری که خانه‌های مشهد با «نفت سفید» وارداتی روشن می‌شد | ردپای «نوبل» در کوچه «چهارباغ»!

  • کد خبر: ۴۱۶۷۸۱
  • ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۳
شرکت نفت برادران نوبل با نام اختصاری «برانوبیل» که آن را در ایران با نام «نوبیل» می‌شناختند، در سال ۱۸۷۶ میلادی (۱۲۵۵ خورشیدی) هم‌زمان با نیمه‌نخست سلطنت ناصرالدین‌شاه در ایران، پایه‌گذاری شد.

مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ آلفرد برنارد نوبل، شیمی‌دان و دانشمند سوئدی را بیشتر از آنکه به خاطر اختراع معروفش، یعنی «دینامیت» بشناسند، با جایزه مشهورش می‌شناسند. جایزه نوبل که امروزه به یکی از جایزه‌های مطرح و البته جنجالی دوران ما تبدیل شده است، براساس وصیت آلفرد برنارد نوبل و با هزینه و سرمایه وی بنیان‌گذاری شد.

اما نکته‌ای که شاید خیلی از ما ندانیم، این است که در خانواده «نوبل»، فقط برنارد آدم فعال و اهل فعالیت‌های علمی و اقتصادی نبود. برادران برنارد هم در حوزه‌های گوناگون دستی بر آتش داشتند و به‌ویژه در عرصه اکتشاف و فراوری نفت، از توانمندی‌های ویژه‌ای برخوردار بودند. «لودویک»، «رابرت» و «امانوئل»، سه برادر برنارد بودند که برای نخستین‌بار با ساخت کشتی نفت‌کش در ابتدای قرن بیستم، نقل و انتقال محصولات نفتی را وارد مرحله تازه‌ای کردند.

این کشتی نفت‌کش (با نام زرتشت) در دریای خزر به کار گرفته شد و فراورده‌های نفت قفقاز را به بندر «کراسنوودسک»، جایی در غرب جمهوری ترکمنستان امروزی می‌رساند. سپس محموله را از آنجا، با استفاده از ظرفیت خطوط راه‌آهن به عشق‌آباد حمل می‌کردند و به این ترتیب، نفت قفقاز، سر از عشق‌آباد و سپس مشهد درمی‌آورد و مردم این شهر، با استفاده از نفت تولیدی شرکت برادران نوبل، می‌توانستند چراغ‌های نفتی خانه‌های خودشان را روشن کنند. در آن‌زمان، «نفت سفید» یکی از بهترین سوخت‌های مورد استفاده در عرصه روشنایی بود.

چند کلمه درباره شرکت «برانوبیل»

شرکت نفت برادران نوبل با نام اختصاری «برانوبیل» که آن را در ایران با نام «نوبیل» می‌شناختند، در سال ۱۸۷۶ میلادی (۱۲۵۵ خورشیدی) هم‌زمان با نیمه‌نخست سلطنت ناصرالدین‌شاه در ایران، پایه‌گذاری شد. رابرت نوبل، برادر برنارد نوبل، دانش گسترده‌ای برای کار با نفت داشت و فراورده‌های فوق‌العاد‌ه‌ای از آن تهیه می‌کرد که کاربردی‌ترین آنها در دوره مورد بحث،

«نفت سفید» بود. رابرت با کمک برادرش «لودویک» و شراکت مالی خاندان ثروتمند «پیتر فون بیلدرلینگ» موفق شد رضایت روسیه تزاری را برای تأسیس یک پالایشگاه و مرکز فراوری نفت در باکو کسب کند. به این ترتیب آنها با سرعت به توسعه شرکت خودشان دست زدند و توانستند در مناطقی مانند عشق‌آباد در ترکمنستان، سازمان‌های توزیع و فروش دایر کنند.

طولی نکشید که در آغاز دهه ۱۸۹۰ میلادی، شرکت برانوبیل تبدیل به بزرگ‌ترین شرکت نفتی جهان شد و سود هنگفتی را نصیب خانواده نوبل و شرکای آن کرد. مقر اصلی شرکت برانوبیل در سن‌پترزبورگ قرار داشت. آنها با استفاده از سرمایه به دست آمده، توانستند خطوط لوله کارآمدی در تمام قفقاز ایجاد کنند و بازار‌های بدون رقیب ایران را هم به دست بگیرند.

بعد‌ها و در ابتدای قرن بیستم، حکومت روسیه تزاری که به‌دنبال درآمد سرشار نفتی بود، به‌تدریج سهام شرکت را از طریق تأسیس یک شرکت «هُلدینگ» در لندن و با مشارکت ۲۰ بانک مهم روسی خریداری کرد، اما خانواده نوبل دست‌کم تا ۱۹۰۵ میلادی، بیشترین سهم شرکت را در اختیار داشتند و توانستند در این بازه زمانی، ۱۵۰ میلیون بشکه نفت استخراج و ۵۰۰ حلقه چاه نفت حفر کنند و بیش از ۱۲ هزار نفر را در قفقاز به کار بگیرند.

با آغاز انقلاب کمونیستی در روسیه، صنایع نفتی در قفقاز ملی شد و خانواده نوبل نگران از توسعه نفوذ کمونیست‌ها، سهام در اختیار خود را در ماه مِی سال ۱۹۲۰ میلادی به شرکت

«استاندارد اویل نیوجرسی» آمریکا فروخته و عملا از مهلکه گریختند! شرکت برانوبیل تا سال ۱۹۵۹ میلادی فعال و «نیلز نوبل» نوه لودویک، آخرین رئیس این شرکت موفق نفتی بود که ظرف‌های حلبی نفت سفید آن، سر از بازار‌های ایران و از جمله مشهد درمی‌آورد.

شرکت برادران نوبل در مشهد

درباره اینکه شرکت برانوبیل از چه زمانی محصولات خود را وارد مشهد کرد، فعلا اطلاعات دقیقی نداریم. آنچه قطعی به نظر می‌رسد، ورود محصولات این شرکت به مشهد، بعد از توزیعشان در مناطق غربی ایران و به‌ویژه آذربایجان است. شرکت برانوبیل، چنان‌که از گزارش‌ها برمی‌آید، تا مدت‌ها در مشهد شعبه و نمایندگی رسمی نداشت.

بازرگانان خراسانیِ مرتبط با عشق‌آباد، محصولات شرکت را شخصا و بعد از پرداخت عوارض گمرکی وارد ایران می‌کردند و کار توزیع آن را در کاروان‌سرا‌های داخل شهر برعهده داشتند تا اینکه در سال ۱۹۰۱ میلادی (۱۲۸۰ خورشیدی)، مظفرالدین‌شاه قاجار امتیاز گمرکات شمال ایران را به روسیه تزاری واگذار کرد تا بتواند خرج سفر فرنگ خود را تأمین کند و همچنین قادر به پرداخت اقساط وام‌هایی باشد که از بانک استقراضی روس دریافت کرده است.

به این ترتیب، کالا‌های روسی می‌توانستند بدون واسطه و پرداخت حق گمرک وارد ایران شوند و دولت روسیه تزاری، با بستن حق گمرک سنگین به کالا‌های غیرروسی، عملا جریان تجارت در مرز‌های شمالی ایران و از جمله مرز‌های شمالی خراسان را کنترل می‌کرد. درست در همین‌زمان، شرکت برانوبیل تصمیم گرفت از این ظرفیت برای کسب سود بیشتر استفاده کند. آنها با تأسیس یک تجارت‌خانه و مرکز فروش در کوچه «چهارباغ» مشهد، تجار ایرانی را از چرخه صادرات محصولاتشان حذف کردند.

شرکت برادران نوبل، برای آگاهی مردم مشهد از این اتفاق، به‌سراغ تنها رسانه عمومی آن زمان شهر، یعنی روزنامه «ادب» با مدیریت میرزاصادق‌خان ادیب‌الممالک فراهانی رفت. آگهی فعالیت شرکت و مقررات آن در شماره ۴۳ (سال دوم) روزنامه ادب، مورخ ۲۶ رجب ۱۳۲۰ قمری (۶ آبان ۱۲۸۱ خورشیدی) انتشار یافت. در این آگهی آمده بود:

«اعلان / شراکت برادران نوبیل – برای تجار مملکت خراسان اخبار و اطلاع میدهند – که از تاریخ ذیل الی غرّه آپریل سنه ۱۹۰۳ که عبارتست از دوازدهم محرم سنه ۱۳۲۱ قیمت نفت فروش خواهد شد (یارطیه – یعنی بارخانه) هر خروار سنگ مشهد مقدس زیادتر از بیست و یک تومان نخواهد شد و کمتر هم اذن فروش نمیشود داد، چون که قیمت منات بالا رفته است.

برای دانستن، قیمت نفت و ... اعلان میشود که احتیاج به پرسیدن نباشد. در کوچه چهارباغ – در کاروانسرای شاهزاده از قومپانیه (شرکت) نادشداو از خواجه یعقوب اوسپینانس تاجر مسیحی و از عمدةالتجار حاجی غلامرضای تاجر کاشانی و یا اینکه از وکیل ایشان و وکیل شرکت برادران نوبیل. / رئیس کنطور (به روسی: دفتر نمایندگی تجاری) عشق‌آباد / به تاریخ بیستم شهر رجب‌المرجب»

چند نکته درباره آگهی روزنامه ادب

از محتوای آگهی شرکت برادران نوبل – که مشخص است متن آن توسط یک فارسی‌دانِ نابلد تنظیم شده است– در روزنامه ادب می‌توان چند نکته تاریخی را به دست آورد.

نخست محل نمایندگی شرکت توزیع محصولات نفتی نوبل در کوچه چهارباغ است؛ جایی که افراد با مراجعه به یکی از نمایندگان معرفی‌شده در آگهی، می‌توانستند محصول مورد نیاز خود را تهیه کنند.

دومین نکته، استفاده از تاجران ارمنی در توزیع محصولات شرکت است. می‌دانیم که تعدادی از ارامنه ساکن «ارمنستان» و تابع دولت روسیه تزاری، در این دوره و با استفاده از ظرفیت هم‌کیشان و هم‌نژادان خود در ایران، وارد کشور ما شده بودند و به‌عنوان نمایندگان دولت متبوع خود، دست به فعالیت‌های سیاسی و تجاری می‌زدند؛ ارمنی‌هایی مانند خانواده‌های «تومانیانس» و «آرامیانس». «یعقوب اوسپینانس» (که به احتمال نام او درست درج نشده‌است) یکی از این ارامنه بود که می‌توان گفت به دلیل یدک‌کشیدن عنوان «خواجه»، دیرزمانی را در ایران به تجارت اشتغال داشته و در این وقت، به عنوان تاجر، نمایندگی شرکت نوبل را برعهده گرفته است.

نکته سوم که مهم‌تر از دو نکته قبلی است، اعمال نفوذ شرکت برانوبیل بر قیمت نفت است. آنها بدون هیچ احتیاط و نیاز به داشتن مجوز، نبض بازار این محصول را در اختیار داشتند و هر طور دلشان می‌خواست قیمت‌گذاری می‌کردند. قیمت‌ها به ظاهر برای یک بازه حدودا یک‌ساله تعیین می‌شد و با ادعای بالارفتن ارزش «منات (واحد پول رایج در ترکمنستان که در اختیار روس‌ها بود)»، اجازه پایین‌آمدن بهای نفت سفید را در بازار مشهد نمی‌دادند.

درواقع دولت روسیه تزاری با اتخاذ این شیوه، می‌کوشید تا در تعیین ارزش ریال ایران دخالت مؤثری داشته باشد. حوزه این دخالت‌ها، تنها در خرید و فروش نفت به‌عنوان یک کالای به نسبت لوکس خلاصه نمی‌شد. آنها خرید و فروش چای، قند و دیگر محصولات پرمصرف وارداتی را هم در مشهد کنترل می‌کردند و با این روش، ارزش پول ملی ایران را پایین نگه می‌داشتند.

بخشی از این اقدام، برای ضربه‌زدن به منافع بریتانیا هم بود. انگلیسی‌ها انحصار چاپ اسکناس ایران را از طریق «بانک شاهنشاهی» در اختیار داشتند. به این ترتیب، شرکت برادران نوبل برای چند دهه، اختیار و اداره بازار نفت سفید را در مشهد به دست گرفت و با استفاده از امتیازاتی که دولت روسیه تزاری از حکومت ایران گرفته بود، سود فراوانی را به جیب زد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.